از بهم زدن تعادل چه حاصل؟ جز بی تعادلی؟ و حاصل بی تعادل بودن چیست؟در فیزیک، به هم زدن تعادل موجب تخریب بنا یا خرابی دستگاهی می شود.در تولید، بی تعادلی حاصلی جز صدمه به هدف اصلی که تولید است نمی زند.در مورد گیاهان، موجب برهم خوردن حیات گیاهی و بیابان زایی می شود.در مورد حیوانات، موجبات انقراض نسل را به همراه می آورد.برای انسان ها بر هم زدن تعادل چه حاصلی دارد؟اگر در عصر حجر بودیم، حاصلش مرگ بر اثر بیماری و گرسنگی بود وبس.اگر در قرون وسطی زندگی می کردیم، نسل ها بر اثر هجوم بیگانگان فنا می شدند.همه وهم آورند، اما در عصر حاضر حاصل بر هم زدن تعادل جامعه چیست؟
عصر حاضر، به یمن تکنولوژی و پیشرفت علوم، آنگونه آسیب های تاریخی را از ما دور کرده، اما ای کاش به همان آسیب ها دچار می شدیم.بدنه جامعه بر باورها و رسوم و روابط متقابل بنا شده است. هر گونه صدمه بر این موارد، تنها حاصلش برهم خوردن تعادل جامعه است.دیگر زمان کشورگشایی به رسوم قدیم گذشته، اگرچه در سالهای اخیر مواردی نظیر بوسنی و افعانستان و عراق را دیده ایم، اما اینگونه رفتارها در قبال ملل دیگر، به هر دلیل که باشد، عمری رو به پایان دارد. روش های کشور گشایی تفاوت کرده است.نمونه بارز آن و نمونه آغازین آن که در زمان حیات ما واقع شد، فروپاشی شوروی بود، بی هیچ جنگی و بی هیچ مرگی که بتوان آنرا کشته شدن نامید. اما حاصلش انواع و اقسام خرده کشورهایی بود که قدرت منطقه ای و جهانی پیشکششان باد، در گذران امورات داخلی خود نیز درمانده اند و ساختار درونیشان چنان در هم پیچیده که خود نیز در یافتن راهی بسوی متعادل کردن جامعه سرگردان مانده اند.فروپاشی از درون راهی است که تنها عیبش نیاز به زمان است، هزینه هایش بسیار کمترند و بازگشتش به شرایط متعادل بسیار ناممکن تر.دروغی ساده می تواند تعادل خانواده را بر هم زند، اما برای برهم زدن تعادل جامعه، دروغ های بسیار نیاز است و کافی هم نیستند.باید به باورها هم حمله کرد. باید اصول اعتقادی جامعه را به سخره گرفت برای مخاطبین خاص آن و به زیر سوال های روشنفکرمآبانه برد، برای مخاطبین دیگر. اما همین نیز کافی نخواهد بود، چون بسیارند آنانکه به هیچ حمله ای از اعتقاداتشان دست نمی کشند.گروهی را نیز با تغییر در رسوم می توان از میدان به در کرد. از احترام به والدین تا رسوم جوانمردی در جامعه و احترام به حقوق دیگران.گروه دیگر با غلبه غرایز بر اصول و رسوم حمله پذیر هستند به هر ابزار که بتوان از آن یاری گرفت، از فیلم و عکس تا روابط نامعمول که اصول و باورهای جامعه آنرا نهی می کند.و در آخر انواع مخدرها و روان گردانها به کمک می آیند تا آخرین بازمانده ها و نسل های بالقوه را نیز از میدان بدر کنند.از این قبیل گفتار نوشتار بسیار شنیده و خوانده ایم. اما نگارنده خواهشی دارد، تنها برای یک دقیقه فکر کنید که شما مورد کدامین از این حمله ها واقع شده اید؟ خانواده و بستگان و دوستانتان چطور؟ حاصل چه بوده؟همه اینها، حاصلش تنها و تنها بر هم زدن تعادل جامعه است، با حمله به باورها و اصول ما، بدون هیچ جنگی که گلوله ای در آن شلیک شود.و حاصلش برای ما چه خواهد بود؟ای کاش مشمول قوانین فیزیکی بودیم، یا گیاه و یا حیوان و یا در قرون گذشته. حاصل این بر هم خوردن تعادل جامعه برای ما، تنها آشفتگی و بیماری ذهنی و فساد و اعتیاد است که همه اعتقادات و رسوم ما را آماج حمله قرار داده و ما را از درون دچار فروپاشی می کند.آنگاه دیگر برای فتح ما، جنگی نیاز نخواهد بود.ما به دنبال این هستیم؟ برای خود و خانواده و فرزندان و بستگان و دوستان و کل جامعه ای که در آن زندگی می کنیم؟هیچکدام به چنین دامی نیفتاده ایم؟همه چیز را نصایح سفارشی می بینیم و به خود اجازه هر خط شکنی می دهیم؟ خط شکنی ها را هنر زندگی در قرن حاضر می پنداریم؟چه حاصل؟
ای یار، تیشه بر خود میزنی…
_________________________________________________________________________________



