<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Mediatics.Net ... مطالب جالب و خواندنی ... دانلود ...</title>
	<atom:link href="http://www.mediatics.net/wp/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.mediatics.net/wp</link>
	<description>www.mediatics.net</description>
	<lastBuildDate>Tue, 29 Dec 2009 15:13:40 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.6</generator>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>ده گام جهت توسعه فروش محصول</title>
		<link>http://www.mediatics.net/wp/?p=634</link>
		<comments>http://www.mediatics.net/wp/?p=634#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Dec 2009 09:54:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[** همه مقاله ها **]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات عمومي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.mediatics.net/wp/?p=634</guid>
		<description><![CDATA[تنها با صرف چند دقیقه وقت ، برای  خواندن این مقاله ، درمی یابید که چطور می توان به عواملی که باعث توقف رشد یک محصول می شود پایان داد ؟ و چگونه می توانید در رقابت پیروز شوید و مشتریان را به طرف خود جذب کنید ؟
امروزه تبلیغات متنوع و  گسترده ای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="direction: rtl; text-align: right;">تنها با صرف چند دقیقه وقت ، برای  خواندن این مقاله ، درمی یابید که چطور می توان به عواملی که باعث توقف رشد یک محصول می شود پایان داد ؟ و چگونه می توانید در رقابت پیروز شوید و مشتریان را به طرف خود جذب کنید ؟<br />
امروزه تبلیغات متنوع و  گسترده ای جهت توسعه فروش محصولات جدید موجود است ، ما در اینجا به ده راهکار اشاره کرده ایم و  حقیقت این است که تنها با چگونگی رعایت این نکات است که فروش یک محصول با شکست یا بالعکس با پیروزی مواجه می شود!<br />
1- سازماندهی را فراموش نکنید :<br />
سازماندهی در واقع یک ایمنی کامل در مقابل مشکلات  پیش بینی نشده است (بطور مثال ،احتساب زمان و احیانا&#8221; پرداخت های مدت دار در شرایط خاص )، برای داشتن یک سازماندهی مفید باید امکانات لازم جهت نیل به آن فراهم شود .<br />
اگر در سمت مدیر عامل هستید ، این بدان معنی است که باید نیروهای زیر مجموعه خود را تحت کنترل داشته باشید و  امکانات و آموزش های مورد نیاز را جهت گسترش فروش در اختیار آنها قرار دهید . باید جو محیط کار و روحیه آنها را طوری مهیا کنید که اگر با چالشی در مسیر روبرو شوید ، کارمندان شما براحتی با این مسئله کنار بیایند و بتوانند با سازماندهی لازم این چالش را پذیرفته و در حل آن کوشا باشند.<br />
ولی اگر در درجه معاونت یا پایین تر از آن هستید ، وضعیت فرق می کند ، این مدیر کل است که کنترل اصلی چالش ها را در دست دارد ، بعد از سالها تحقیق مشخص شده است که  متأسفانه ، برخی از مدیران عامل ممکن است با در اختیار گذاشتن تمامی امکانات لازم و پیشنهادی مدیران ذیربط جهت سازماندهی و حل چالش ها ، موافق نباشد و نهایتا&#8221; این طور عقیده دارند که &#8221; قایق همه شرکتها روی یک آب جریان دارد و برای همه این مشکلات هست !&#8221;<br />
2- اگر با مشکلاتی غیر قابل حل در مورد تولید محصول خود مواجه شدید ، در آن وقت است که شما سردرگم می مانید !<br />
معنای این سردرگمی چیست ؟ حقیقت این است که باید قبل از شروع هر پروژه ای ، ابتدا آن را در ذهن خود طراحی کنیم.<br />
در ابتدا باید قادر باشیم که صراحتا&#8221; در مورد حل مشکل ایجاد شده و پیدا کردن راه حل مناسب برای رضایت متقاضیان، صحبت کنیم و این حس باید به مشتری القاء شود ، در غیر اینصورت اگر نتوانید براحتی این حس را به مشتریان خود انتقال دهید ، مطمئنا&#8221; مسیر را اشتباه می روید و با محصولی نامرغوب آوازه ی بدنامی شما در بازار پخش می شود . در این صورت از گام سوم اشاره شده در زیر استفاده کنید.<br />
3- جلوی تولید محصول خود را بگیرید !<br />
شما سردر گم و مبهم مانده اید و نمی توانید اوضاع را تحت کنترل بگیرید ، در این حالت از اینکه جلوی تولید محصول را بگیرید ابایی نداشته باشید ، واقعیت این است که این خط تولید نه تنها هیچ سودی نداشته بلکه تنها برای شما اتلاف هزینه را در برخواهد داشت . درحال حاضر علت این مشکل دیگر مهم نیست ، بهتر است وقت را بیش از این هدر ندهید .<br />
چیز عجیبی نیست ، در بازار کار خیلی اوقات فروش یک محصول سیر نزولی پیدا میکند و در مسیر خود ممکن است خود سرمایه گذار و تمامی پیش نیازهای موجود را با خود غرق کند.<br />
البته فراموش نکنیدکه از دید بازار ، مسئول اصلی این قضایا خود شما هستید نه محصول جدید ، بنابراین با احتیاط پیش بروید .<br />
4-  بپذیرید که برای شروع یک سری اطلاعات کافی را نمی دانید ، پس در کسب و به کارگیری آنها کوشا باشید.<br />
در صنعت و بازار جهان امروزی ، راهکارها و مهارتهای جدید را باید کسب کنید . یکی از عمده دلایل شکست برخی شرکتهای قدیمی در دنیای امروزه این است که همانند گذشته اصرار به اصول و راهکرد خود دارند و هیچ گاه در پی  پذیرفتن تحولات جدید در مسیر تولید یک محصول و کسب مهارتهای لازم نیستند.<br />
برای مثال ، شرکتهای نرم افزار که کارشان پردازش یک محیط دستوری DOSبه محیط Web  است ، اگر دستورات لازم طراحی را  در قسمت command line لحاظ نکرده باشند ، مشتری در سایت با تصویری سیاه و سفید ، بدون عکس ،علامات و رنگ ، مواجه میشوند . در دنیای اینترنت ، طراحی ، رنگ آمیزی حرف اول را در ثبات مشتری می زند . در نتیجه برای طراحی یک سایت موفق باید روشها و مهارتهای لازم را جهت برپایی آن آموخت .<br />
5- اگر هنوز به صفر نرسیده اید ، می توانید وام بگیرید یا بخشی از سهام شرکت را واگذار کنید.<br />
بهترین راه ممکن بررسی نیازهای اصلی مشتریان است ، با نگاهی به محصولات مشابه محصول خوددر بازار می بینید که چطور تنها با تحولاتی کوچک توانسته اند نیازها را برآورده کنند ، شما نیز با بازنگری و تغییراتی  در روند تولید محصول خود همراه با نوآوری از طریق تکنولوژی مدرن می توانید به این موفقیت ها دست یابید .<br />
بطور دقیق بررسی کنید که چه راهکارهایی را می توانید برای افزایش ارزش محصولات خود بکار گیرید . وام بگیرد یا بخشی از سهام خود را واگذار کنید ، حقیقت این است که مشریان شما خیلی به ساختار شرکت اهمیتی نمی دهند و تنها برای آنها مهم این است که نیازهایشان تأمین شود . برای درک بهتر به ادامه مطالب توجه کنید :<br />
6- از مشتریان خود  نظرخواهی کنید و سعی کنید نتایج را در سیر تولید لحاظ کنید.<br />
در اینجا نظر شما چندان اهمیتی ندارد ، بلکه آن چیزی که در درجه اول مهم است تفکر و جایگاه شما نزد مشتریان است . درست است که آنها نمی توانند راه حلی مناسب را پیشنهاد کنند و یا بدرستی قادر نیستند مشکلات و نیازهای خود را صریحا&#8221; در مورد استفاده از محصول شما بیان کنند ، اما با نظرخواهی و بررسی موارد مطرح شده می توانید دقیقا&#8221; بدانید که آنها چه وقت و چقدر هزینه در این راه در نظر می گیرند و دریابید که چه عاملی موجب توقف و یا کمتر شدن تقاضای آنها شده است .<br />
در نظرخواهی تنها به یک منطقه اکتفاء نکنید ، در زمان ها و مناطق متفاوت این مصاحبه را انجام دهید تا با دید بازتر و اطمینان بیشتر پیش بروید.<br />
حال که متوجه مشکلات شدید  ، دیگر در اینجا مسئله ی اصلی ، شروع کار ، بررسی و دستیابی به راه حل مفید است.<br />
7- نتیجه گیری از نظرخواهی<br />
راههای زیادی برای بررسی نیازهای بازار است اینکه بهترین راه حل کدام است ، ساده ، واضح و یا حتی پیچیده فرقی نمی کند. اما برای درک مشکل اصلی ، میتوانید از بین نظرات جستجو کنید ، باید بدانید که زیبایی کلام یا نوشتار در این است که حداقل دو نفر مطلبی را دقیقا&#8221; یک شکل بیان کنند.<br />
روش حفظ الگوی اصلی محصول ، راه حلی کم هزینه است ، شما می توانید با لحاظ اصلاحاتی جزئی و بدون نیاز به تغییرات اساسی در الگوی اصلی تولید محصول خود، نیازهای بازار را تأمین کنید . شما برای تولید،  امکانات اولیه خود را دارید ، تنها باید یکسری امکانات مورد نیاز را برای تغییرات جدید در خط تولید مد نظر بگیرید .<br />
هدف شما افزایش میزان فروش محصول با صرف حداقل هزینه و کار است . بعد از اعمال اصلاحات ، ممکن است تعداد محدودی از مشتریان خود را در بین زمان صرف شده از دست دهید ، اما هزینه شما هدر نرفته ا ست ، چرا که دیگر مورد انتقاد قرار نمی گیرید.<br />
8- نوآوری و خلاقیت را فراموش نکنید :<br />
برای نمونه تولید دستگاه تلفن را در نظر بگیرید. امروزه یک دستگاه تلفن عموما&#8221; باید دارای بلندگو و میکروفن باشد اما همزمان نیز می توان امکانات زیادی را برای آن در نظر گرفت ، مثل ، مکالمه کنفرانس ، سیستم انتظار پشت خط ، نمایانگر شماره تلفن ،..<br />
تمامی شرکت ها می توانند همه امکانات فوق را روی یک تلفن پیاده کنند ، اما چرا بیشتر سازنده ها دستگاه تلفن را بدون لحاظ کردن بلندگو تولیدمی کند و در نتیجه میزان فروش آنها پایین است .<br />
واقعیت این است که آنها وقتی برای بررسی و تولید یک محصول کامل نمی گذارند و به جای آن طی صرف زمان های متعدد و هزینه های بالا دستگاه تلفن پیشرفته تری با امکانات میکروفون و سیستم انتظار پشت خط ، تولیدمی کند ، اما دوباره جاسازی بلندگو را به مدل بعدی اختصاص می دهند!<br />
ودر اینجاست که سرمایه اولیه به خطر می افتد ، چرا که بازار دیگر کشش خرید این مدل ها را ندارد .<br />
با تحقیق بروی وضعیت بازار روز و الگو برداری  ، می توان جلوی این اشتباهات را گرفت.<br />
9- اعمال تغییرات مورد نیاز بروی تشکیلات سازمان، جهت موفقیت بیشتر در توسعه فروش و خدمات پشتیبانی<br />
مدیریت اجرایی در این راه امری بسیار مهم است . برای کسب جایگاه و نگهداری آن  در بازار کار ، تنها تولید یک محصول خوب کافی نیست ، برای آگاهی از دیگر عوامل ، می توانید باز هم از وضعیت فروش محصولات دیگر ، نظرات مشتریان  و نماینده های فروش آنها کمک بگیرید .<br />
همچنین در نحوه ی استفاده از نرم افزارهای تجاری مربوط به محصول خود و  اجرای  تغییرات در قسمتهای مختلف آن ، اگر مهارتهای لازمه برای استفاده از آن را نداشته باشید و مصرانه ، تنها خودتان بخواهید با آن کار کنید ، مطمئنا&#8221; موجب وقوع اشتباهات و سیر نزولی پیشرفت خود و در نهایت شکست در بازار خواهید شد.<br />
در کنار همه ی اینها با اشاره به نکته شماره &#8221; 5 &#8221; ، باز هم یادآور می شویم که گرفتن وام یا واگذاری بخشی از سهام در موفقیت شما نقشی حیاتی دارد.<br />
10 – نتیجه گیری<br />
با مطالعه و بررسی نکات فوق ، شما در حال حاضر تمام زمینه ها را برای جذب مشتری و درآمد بیشتر یاد گرفته اید ، اما به یادداشته باشید که دو عامل اساسی برای موفقیت و درآمدی بالا ، بازاریابی و فروش است .<br />
با رعایت راهکار شماره &#8220;9&#8243; جایگاه شما در بازار محکم شده است و تنها باید در ارائه صحیح مراحل آن تمرکز کنید.<br />
در مرحله اول ،باید متقاضی های خود را بشناسید .دوم ، انتظارات آنها را جویا شوید و بفهمید چه عواملی در آنها ، انگیزه ی خرید را بالا می برد. گام بعدی در مرحله خرید است :<br />
به دلیل تنوع تقاضای مشتریان در بازار ، نحوه ی ارائه اطلاعات ، تبلیغات و نوع فروش نیز متفاوت است . برای مثال می توانید ، بروی flash ، تاریخچه شرکت ، محصولات و مصاحبه ای از کسانی که از استفاده ی محصول شما راضی بودند را آماده کنید ، تا آنها براحتی و در فرصتی مناسب تر بیوگرافی شرکت را بررسی کنند.<br />
در حقیقت ، موفقیت شما در گرو  تولید یک محصول خوب همراه با بازاریابی قوی است.<br />
پس از خواندن این مطالب ، در کمال آرامش احساس می کنید که به دنیایی جدید وارد شده اید :<br />
عجله نکنید ، به روش قبلی تولید و ارائه محصول خود فکر کنید ؛ حالا می توانید با بکارگیری نکات فوق و اعمال تغییرات لازم ، گامی جدید در تحول کسب و کار خود بر دارید. هیچ انسانی کامل نیست و هر کسی با ارتقاء روش خود ، الگوبرداری سودمند ، می تواند به پیروزی برسد.<br />
مهم این است که با دقت محصول خود را طبق نیاز بازار ویرایش دهید و از منافع آن بهره مند شوید . بیشتر محصولاتی که هم اکنون بازار را تحت اختیار خود دارند ، روزی صاحبان شرکت های آنها این گام های بزرگ را برداشته اند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.mediatics.net/wp/?feed=rss2&amp;p=634</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سرزنش‌کردن در محیط‌ کار واگیر دارد</title>
		<link>http://www.mediatics.net/wp/?p=606</link>
		<comments>http://www.mediatics.net/wp/?p=606#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 Dec 2009 09:34:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[** همه مقاله ها **]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.mediatics.net/wp/?p=606</guid>
		<description><![CDATA[براساس تحقیق جدید مشاهده کسی که در محیط کار سر پیش‌آمدن مشکلی دیگری را سرزنش می کند، حتی وقتی فرد موردنظر بی‌گناه است، احتمال انتشار عمل سرزنش را در سایرین افزایش می‌دهد.
ناتانائل فاست پروفسور مدیریت و سازمان در دانشکده بازرگانی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و لاریسا تایدنز، پروفسور رفتار سازمانی در دانشگاه استانفورد در چهار آزمایش متفاوت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="direction: rtl; text-align: right;">براساس <a style="color: #2a5db0;" href="http://marshall.usc.edu/news/all-articles/shifting-blame-is.htm" target="_blank">تحقیق جدید</a> مشاهده کسی که در محیط کار سر پیش‌آمدن مشکلی دیگری را سرزنش می کند، حتی وقتی فرد موردنظر بی‌گناه است، احتمال انتشار عمل سرزنش را در سایرین افزایش می‌دهد.<br />
ناتانائل فاست پروفسور مدیریت و سازمان در دانشکده بازرگانی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و لاریسا تایدنز، پروفسور رفتار سازمانی در دانشگاه استانفورد در چهار آزمایش متفاوت دریافتند که سرزنش دیگران در ملاءعام احتمال مسری شدن این عمل را همانند یک ویروس افزایش می‌دهد. دلیل آن این‌است که فرد احساس می‌کند تصویری که از خود دارد مورد حمله قرارگرفته و باید از آن حمایت کند.<br />
یافته‌های حاصل ازاین مطالعه که به نظر می‌رسد اولین بررسی «مسری بودن اجتماعی سرزنش» باشد در شماره نوامبر2009 مجله «روان‌شناسی اجتماعی آزمایشی» منتشر شده است.<br />
نویسنده و سرپرست تحقیق می‌گوید: وقتی ما دیگران را می‌بینیم که از «خود» خویشتن حمایت می کنند ما نیز حالت دفاعی به خود می‌گیریم و سعی می‌کنیم به‌وسیله سرزنش دیگران برای اشتباهاتمان از تصویر «خود» خویش دفاع کنیم. این امر در کوتاه‌مدت احساس خوبی در ما ایجاد می کند.<br />
او در این زمینه می‌افزاید که چنین رفتاری، می‌تواند در درازمدت به شهرت فرد لطمه بزند و به طورکلی برای یک سازمان و حتی جامعه مخرب باشد.<br />
تایدنز، یکی از پژوهشگران گفت که این مطالعه به‌طورخاص به تاثیرات شرایط اقتصادی سخت توجه نکرده است اما تردیدی نیست که چنین شرایطی مشکل را سخت‌تر می‌کند. مثلاً وقتی کارکنان یک شرکت یا سازمان نگران امنیت کاری خود هستند و احساس می‌کنند که شغلشان مورد تهدید است، بیشتر به سرزنش‌کردن می‌پردازند و در چنین شرایطی است که سرزنش کردن فراگیر می‌شود.<br />
فاست می‌‌گوید که وقتی سرزنش عمومی عملی فراگیر شود و حتی رهبران به آن بپردازند، اثرات آن روی شرکت، اداره یا جامعه تدریجی و تباه‌کننده است، چرا که افرادی که می‌ترسند به دلیلی مورد سرزنش قرارگیرند کمتر خطر می‌کنند، کمتر نوآوری یا خلاقیت نشان می‌دهند و کمتر از اشتباهاتشان خواهند آموخت.<br />
فاست با اشاره به این‌که «سرزنش، فرهنگ ترس می‌آفریند و منجر به بسیاری از پیامدهای منفی برای افراد و گروه‌ها می‌شود» می‌گوید: مدیران یک اداره می‌توانند جلوی چنین رفتاری را با دادن پاداش به کسانی‌ که از اشتباهات خود درس می‌گیرند و جلوی دیگران از آن سخن می‌گویند بگیرند.<br />
این پژوهشگر ادامه می دهد که می‌توان سرزنش را درخلوت آن‌هم در صورت ضرورت نگه‌داشت اما مدیران باید به منظور خلق نگرش مثبت در محیط کار، به کارکنانی که اشتباهات خود را آشکارا بیان می‌کنند پاداش دهند.<br />
راه دیگری که این محقق به مدیران پیشنهاد می کند برپایی جلساتی است که برخی شرکت‌ها برپاکرده‌اند. در این جلسات به جای انگشت گذاشتن روی افراد و سرزنش کردن آن‌ها، کارکنان از اشتباهات خود می‌گویند و از آن‌ها می‌آموزند.<br />
یافته‌های این پژوهش شواهد تجربی مبنی بر این که چنین اعمالی مانع تاثیرات منفی سرزنش‌کردن در فرهنگ سازمانی می‌شود فراهم می‌کند.<br />
فاست می‌گوید هرکسی ممکن است به سرزنش دیگران بپردازد اما بیشتر سرزنش‌کنندگان، افرادی هستند که بیشتر از خود دفاع می‌کنند، خودشیفتگی بیشتری دارند و بیشتر احساس عدم امنیت می‌کنند.<br />
آزمایش‌های این تحقیق نشان دادند که افرادی که شاهد سرزنش دیگری هستند خود نیز همان عمل را با دیگران انجام می‌دهند.<br />
مثلاً در یکی از آزمایش‌ها از نیمی از شرکت‌کنندگان خواسته شد که مقاله‌ای که درباره شکست استاندار کالیفرنیا در یک حوزه معین بود در روزنامه بخوانند. در آن مقاله، استاندار گروه‌های خاصی را مقصر دانسته و سرزنش کرده بود.<br />
دومین گروه آزمایش مقاله‌ای را درباره همان موضوع خواندند با این تفاوت که در این‌جا استاندار مسئولیت شکست را به‌طور کامل خود به‌عهده گرفته‌بود.<br />
یافته این آزمایش نشان داد که کسانی که مقاله اول حاوی سرزنش را خوانده بودند بیشتر از گروه دوم که مقاله پذیرش اشتباهات از سوی فرد را خوانده بودند، دیگران را برای وقایع غیرمرتبط شخصی سرزنش کردند.<br />
در آزمایش دیگری شرکت‌کنندگانی که فرصت پیدا کرده بودند ارزشمندی خود را به ثبوت برسانند در مقایسه با گروه دیگری که چنین فرصتی نداشتند کمتر به سرزنش دیگران پرداختند.<br />
فاست در این مورد می‌گوید: ما با دادن فرصت به افراد برای تحکیم ارزشمندی خود، نیاز آن‌ها را به سرزنش کردن برای دفاع از خود از بین بردیم.<br />
یافته‌های پژوهش حاضر تلویحات مهمی برای مدیران شرکت‌ها و موسسات در بردارد. مدیران اجرایی می‌توانند خردمندانه از نتایج این دست تحقیقات استفاده کنند و به قول محقق، فضایی ایجاد کنند تا بتوانند فرهنگ ایمنی روانی، یادگیری و نوآوری را در محیط کار پرورش دهند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.mediatics.net/wp/?feed=rss2&amp;p=606</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برخورد با افراد غیرممکن</title>
		<link>http://www.mediatics.net/wp/?p=550</link>
		<comments>http://www.mediatics.net/wp/?p=550#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 12:03:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[** همه مقاله ها **]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.mediatics.net/wp/?p=550</guid>
		<description><![CDATA[اکثر افراد با اختلالات شخصیتی معمولاً دچار مشکلی به نام &#8220;اختلال نفس&#8221; هستند چون معمولاً باور ندارند که دچار مشکل هستند. آنها فکر می کنند، &#8220;این منم&#8221; یا &#8220;&#8221;من همیشه اینطور بوده ام&#8221; و حس صیانت نفسشان باعث می شود که دوست داشته باشنده همانطور باقی بمانند. در این مقاله می خواهیم راهکارهایی برای برخورد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; direction: rtl; text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family:" lang="FA">اکثر افراد با اختلالات شخصیتی معمولاً دچار مشکلی به نام &#8220;اختلال نفس&#8221; هستند چون معمولاً باور ندارند که دچار مشکل هستند. آنها فکر می کنند، &#8220;این منم&#8221; یا &#8220;&#8221;من همیشه اینطور بوده ام&#8221; و حس صیانت نفسشان باعث می شود که دوست داشته باشنده همانطور باقی بمانند. در این مقاله می خواهیم راهکارهایی برای برخورد با این افراد به شما معرفی کنیم.</span></p>
<p style="margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; direction: rtl; text-align: right;" dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-family:" lang="FA">مراحل</span></span></strong></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;"> </span>1. <strong><span style="font-family:" lang="FA">بدانید که افراد غیرممکن وجود دارند و چه بخواهید یا نخواهید دیر یا زود با یکی از آنها برخورد می کنید.</span></strong><span style="font-family:" lang="FA"> کاری از دستتان برنمی آید. اولین قدم این است که با واقعیت کنار بیایید. اگر فکر می کنید که احتمالاً با یکی از این افراد روبه رو بوده اید، مطمئناً درست فکر کرده اید. اگر شک دارید، مراحل زیر را قدم به قدم طی کنید.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">2. <strong><span style="font-family:" lang="FA">بدانید که خیلی افراد سازگار نیستند.</span></strong><span style="font-family:" lang="FA"> گاهی اوقات کسی که با همه کنار می آید ممکن است برای شما فردی غیرممکن باشد. اکثر روابط بین افراد سایه های مختلف خاکستری دارد اما برخی افراد مثل آب و روغن با همه قاطی می شوند. احتمالاً از فرد غیرممکنتان شنیده اید که، &#8220;همه من را دوست دارند&#8221;. این تلاشی است برای انداختن تقصیر بر گردن شما پس آن را جدی نگیرید. مهم نیست که روابط این فرد با دیگران چطور باشد، واقعیت این است که رابطه بین شما دو نفر افتضاح است. یادتان باشد که مقصر جلوه دادن شما واقعیت را تغییر نمی دهد. </span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">3. <strong><span style="font-family:" lang="FA">بفهمید که مقصر شما نیستید، آنها هستند.</span></strong><span style="font-family:" lang="FA"> شاید سخت باشد چون این افراد معمولاً توانایی زیادی در مقصر جلوه دادن دیگران دارند. اگر با چنین فردی مواجه هستید احتمالاً مداوماً به شما می گوید که فلان مسئله یا مشکل تقصیر شماست. اما اینطور نیست. واقعیت این است که هرچه بیشتر شما را مقصر جلوه دهند، خودشان تقصیرکار جلوه می کنند. اما به خاطر داشته باشید که این راه مقصر دانستن آنها نیست. مقصر دانستن کار آدم های غیرممکن است که دچار اختلال شخصیتی هستند. شما باید فقط این واقعیت را بدانید، به خاطر خودتان. به زبان ساده تر: اگر بتوانید مسئولیت اشتباهات خود را بپذیرید و برای ارتقاء خودتان تصمیم بگیرید، پس یک فرد غیرممکن به حساب نمی آیید، چون این افراد به نظر خودشان هیچ کار اشتباهی انجام نمی دهند.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">4. <strong><span style="font-family:" lang="FA">آرامش خود را حفظ کنید و با عصبانیت با آنها برخورد نکنید.</span></strong><span style="font-family:" lang="FA"> هر کاری که می کنید، فقط گریه نکنید. اینکار باعث می شود که رفتار زشت خود را بیشتر ادامه دهند. سعی کنید نادیده شان بگیرید. مثلاً نگاهتان را جای دیگری بیندازید و بحث دیگری را شروع کنید. موضوعی را پیدا کنید که در آن با آنها هم عقیده باشید. تحت هیچ شرایطی در انتقادها و عیب جویی ها با آنها همراه نشوید. هیچ وقت با آنها یا هر کس دیگری بد حرف نزنید چون بااینکار در حد آنها خواهید شد. یک چیز مثبت به مسئله وارد کنید. و تا می توانید آرامش خود را حفظ کنید.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">5. <strong><span style="font-family:" lang="FA">بدانید که نمی توانید مثل کسان دیگر با این افراد برخورد کنید.</span></strong><span style="font-family:" lang="FA"> یک جورهایی باید مثل بچه ها با آنها رفتار کنید. قید هر جور بحث منطقی را با آنها بزنید چون هیچوقت ممکن نخواهد بود. تنها چیزی که عایدتان می شود این خواهد بود که یک عالم تقصیر و گناه بر گردنتان می افتد. </span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">6. <strong><span style="font-family:" lang="FA">اعتماد به نفستان را حفظ کنید.</span></strong><span style="font-family:" lang="FA"> اگر مداوماً با همچنین فردی رابطه دارید که همیشه سعی دارد شما را منبع همه بدی ها نشان دهد، باید برای حفظ یک تصویر مثبت از خود اقدام کنید. به خودتان یادآور شوید که نظر این شخص لزوماً واقعیت نیست. اگر می بینید که انتقادات آنها خیلی دور از واقعیت است، از آنها دوری کنید. مطمئناً شما به اندازه ای که این فرد دوست دارد به شما بقبولاند بد نیستید. سعی نکنید با داد و بیداد از خودتان دفاع کنید چون او را به ادامه حرفهای خود تحریک تر می کند.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">7. <strong><span style="font-family:" lang="FA">عصبانیتتان را سرکوب کنید.</span></strong><span style="font-family:" lang="FA"> اینطور فکر کنید که عصبانی شدن شما برای آن فرد مثل یک هدیه بی نظیر است. هر حرفی که موقع عصبانیت بزنید یا هر کاری که انجام دهید بارها و بارها علیه شما استفاده خواهد شد. این افراد حافظه های فوق العاده ای دارند و مطمئناً از یادآوری مسائل گذشته بر علیه شما ابایی ندارند. </span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">8. <strong><span style="font-family:" lang="FA">از خودتان دفاع نکنید.</span></strong><span style="font-family:" lang="FA"> باید بفهمید که به هیچ وجه نمی توانید به این افراد ضربه بزنید. به خاطر همین است که اسم &#8220;غیرممکن&#8221; را روی آنها گذاشته اند. در ذهن آنها شما منبع همه اشتباهات هستید و هیچ حرفی که بر زبانتان بیاید خلاف آنرا به آنها نشان نخواهدداد. نظر شما برای آنها هیچ فرقی نمی کند چون در دادگاه ذهن آنها شما مقصر شناخته شده اید.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">9. <strong><span style="font-family:" lang="FA">بدانید که بالاخره شما و شخص غیرممکن باید از هم جدا شوید.</span></strong><span style="font-family:" lang="FA"> این شخص چه دوستتان باشد، چه رئیستان، چه خانواده یا همسرتان، بالاخره زمانی می رسد که می فهمید باید از او جدا شوید. حفظ رابطه با چنین شخصی واقعاً غیرممکن است. اگر نتوانید بلافاصله از او جسماً فاصله بگیرید، باید اول از نظر روحی و فکری از او جدا شوید. وقتی در فکرتان از او جدا شدید، دیر یا زود زمانی می رسد که می توانید به آن واقعیت فیزیکی بدهید.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">10. <strong><span style="font-family:" lang="FA"> </span>اجازه ندهید شخص غیرممکن شما را مثل خود کند.</strong><span style="font-family:" lang="FA"> اگر مراقب نباشید، به خودتان می آیید و می بینید که رفتار شخص غیرممکن را پیدا کرده اید حتی اگر خودتان علاقه ای به آن نداشته باشید. اما باید درک کنید که این بخشی از شخصیت او است و هر کاری که بکنید نمی توانید گذشته آن فرد را تغییر دهید.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">11. <strong><span style="font-family:" lang="FA">مدیر باشید.</span></strong><span style="font-family:" lang="FA"> تا زمانیکه رابطه تمام نشده باشد، وظیفه شما مدیریت کردن شخص غیرممکن است تا تخریب کمتری متوجه تان شود. بهترین منابع برای شما بعنوان یک مدیر، سکوت، به شوخی گرفتن فرد مقابل و قطع امید از تغییر دادن اوست. افراد غیرممکن به حرفهای منطقی شما گوش نمی دهند. نمی توانند. حتی اگر بتوانند هم نمی خواهند. نمی توانید آنها را متقاعد کنید که بخشی از تقصیر مشکلاتی که بین شما وجود دارد بر گردن آنهاست. آنها با دلایل منطقی اشتباهات خود را نمی پذیرند. به نظرشان اصلاً </span>خطایی مرتکب نشده اند. پس باید درک کنید و این طرز تفکر را بدون انداختن تقصیر بر گردن آنها مدیریت کنید.</p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">12. <strong><span style="font-family:" lang="FA">بدانید که اشخاص غیرممکن طرح و نقشه دارند.</span></strong><span style="font-family:" lang="FA"> خودتان را باید آماده کنید که همه اشتباهات و شکست های شخص غیرممکن به گردن شما انداخته خواهد شد. یادتان باشد، در ذهن آنها تقصیر همه چیز گردن شماست. آنها تا بی نهایت می توانند برای ثابت کردن این ادعای خود برایتان حرف بزنند و اگر اشتباه کرده و به اینکار تشویقشان کنید خیلی خوشحال می شوند که به شما ثابت کنند شما آن فرد غیرممکن هستید.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">13. <strong><span style="font-family:" lang="FA">برعکس آنها باشید:</span></strong><span style="font-family:" lang="FA"> شخصی ممکن باشید. بعنوان نمونه ای از صبر، توشع و مهربانی زندگی کنید چون اینها دقیقاً متضاد آن چیزی هستند که فرد غیرممکن است. همه ما تحت تاثیر افراد پیرامونمان هستیم و می دانیم که هیچکدام از آنها کامل نیستند، حتی خود شما. باید به دیگران احترام بگذارید چون انسان هستید. اگر به شما احترام گذاشته نشد، این دیگر مشکل آنهاست نه شما. دیگران را درک کنید و مطمئن باشید که دیگران هم درکتان می کنند. این تنها راهی است که ممکن است اوضاع را کمی قابل تحمل تر کند. شاید کلاً تغییر نکنند اما باز از آنچه هستند بهتر می شوند.</span></p>
<p style="margin-top: 0cm; margin-right: 0cm; margin-bottom: 10pt; margin-left: 0cm; direction: rtl; text-align: right;" dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-family:" lang="FA">نکات</span></span></strong></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">مهم: اگر این شخص غیرممکن را دوست دارید و برایتان مهم است و رابطه طولانی مدتی با او دارید، از آنها بخواهید که ار متخصص کمک بگیرند.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">خود را قربانی نکنید. قبل ازاینکه برای برخورد با شخص غیرممکن تلاش کنید باید یاد بگیرید که چطور احساسات خود را کنترل کنید. اگر نمی توانید به کل این شخص را از زندگی خود دور کنید</span><span style="font-family:" lang="FA">—</span><span style="font-family:" lang="FA">چون در محل کار شماست، یکی از اعضای خانواده است یا هر دلیل دیگر</span><span style="font-family:" lang="FA">—</span><span style="font-family:" lang="FA">خیلی مهم است که علایق دیگری پیدا کنید یا با متخصص مشورت کنید.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">همچنین دقت کنید که همه ما گاهاً برخی از این اختلالات شخصیتی را نشان می دهیم. همه چیز بستگی به این دارد که یک فرد &#8220;طبیعی&#8221; را چطور تعریف کنید.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">لیست زیر 10 نمونه از مهمترین اختلالات شخصیتی است. عنوان کردن آنها به این دلیل نیست که بتوانید اختلالات دیگران را تشخیص دهید بلکه برای این است که آگاه باشید خصوصیات شخصیتی مختلف چطور با هم ادغام می شوند. اما اگر کسی بعضی از این خصوصیات را داشت لزوماً به این معنا نیست که دچار آن اختلال شخصیتی است.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family:" lang="FA">افراد مبتلا به اختلال اسکیزوئید همان افراد منزوی و گوشه نشین هستند. آنها به هیچ وجه از روابط نزدیک لذت نمی برند، حتی اینکه عضوی از یک خانواده باشند. علاقه بسیار کمی به سکس یا هر فعالیت عادی دیگر دارند و از نظر احساسی سرد به نظر می رسند.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family:" lang="FA">افراد اسکیزوفرنی گونه واقعاً دیوانه نیستند، فقط آنطور به نظر می رسند و عمل م یکنند. ممکن است متعلق به گروه هایی باشند که در نظر مردم عادی شدیداً غیرعادی و عجیب بیاید.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family:" lang="FA">افراد غیراجتماعی تصور می کنند که دیگران بد هستند و تنها راهی که برایشان مانده این است که سر آنها را کلاه بگذارند. اما همیشه هم آنها را در زندان نمی بینید. آنها معمولاً افرادی بسیار جذاب هستند و فروشنده ها یا سیاست مداران بسیار خوبی می شوند. </span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family:" lang="FA">افراد مبتلا به اختلال شخصیتی نمایشی چه زن باشند و چه مرد معمولاً ملکه نمایش خطاب می شوند. آنها برای توجه دیگران زنده اند و برای به دست آوردن آن معمولاً از حد خود فراتر می روند. همیشه باید بهترین ماشین زیر پایشان باشد، بهترین منطقه شهر زندگی کنند، بهترین لباسها را بپوشند و بچه هایشان را به بهترین مدرسه ها بفرستند. </span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family:" lang="FA">افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی که اضطراب های خود را با غرق شدن در جزئیات مسائل و از یاد بردن هدف اصلی یک فعالیت، برطرف می کنند. آنها ساعات زیادی از روز را به تکرار کارهای روزمره خود مثل بارها و بارها شستن دست هایشان یا تمیز کردن بی وقفه خانه و ماشین می گذرانند و دیگر وقتی برای نگران بودن درمورد مشکلات بزرگ زندگی برایشان نمی ماند. </span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family:" lang="FA">افراد با شخصیت های وابسته که معمولاً اعتماد به نفس پایینی دارند. به هیچ وجه در زندگی ریسک نمی کنند و برایشان مهم نیست دیگران با آنها چه برخوردی داشته باشند. گاهی اوقات با اینکه می دانند در یک رابطه بد هستند اما باز با اینحال احساس امنیت می کنند چون می توانند آن رابطه را درک کنند. برایشان ساده تر است که همان رابطه بد را تحمل کنند تا بخواهند یک رابطه ای دیگری که ممکن است بدتر باد را شروع کنند یا اصلاً رابطه ای نداشته باشند.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family:" lang="FA">افراد با اختلال شخصیتی مرزی که معمولاً مرزهای درون فردی ضعیفی دارند و معمولاً روابطشان بسیار شدید، عاشقانه و کوتاه مدت است. چون عاشق عشق هستند نه عاشق فردی خاص. وقتی رابطه کم کم سرد می شود خیلی راحت می توانند آنرا کنار بگذارند. به ندرت می توانند با کسی از جنس مخالف خود بدون ابراز عشق و محبت صحبت کنند.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family:" lang="FA">افراد با اختلال شخصیتی خوددار که شدیداً خجالتی هستند و در تلاشند که از موقعیت هایی که ممکن است موجب خجالت زدگی آنها شود دوری می کنند.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family:" lang="FA">افراد با اختلال شخصیتی پارانوئید که معمولاً ریسک هایی که اکثر ما می پذیریم را دفع می کنند چون به عقیده آنها اتفاق افتادن آن بسیار دور از ذهن است. آنها دوست دارند همه بدی های دنیا را به یک گروه از افراد بد نسبت دهند که سعی دارند ما را کنترل کنند. </span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family:" lang="FA">افراد با اختلال شخصیتی منفعل-پرخاشگر که دشمی خود را به طور غیرمستقیم به دیگران حالی می کنند مثل مهمانی که سر میز شام به میزبان می گوید، &#8220;دستتان درد نکند خیلی خوشمزه بود، هیچوقت فکر نمی کردم از این تکه های ارزان گوشت هم بشود غذای خوشمزه پخت&#8221;. </span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">اگر هیچ چیز کمکتان نکرد، سعی کنید تجربیاتتان با این اشخاص را درس های باارزش زندگی بدانید. بدانید که بعد مدتی کنار آمدن با این افراد، کنار آمدن با افراد عادی برایتان خیلی ساده تر خواهد شد. در رابطه تان با آنها یک دوره آموزشی خیلی خوب درمورد برخورد با افراد سرسخت می بینید که بااینکه الان برایتان ناخوشایند است اما درس هایی که می گیرید در زندگی آینده برایتان ارزش زیادی خواهد داشت.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">بپذیرید که با یک سوءاستفاده گر احساسی روبه رو هستید. اطلاعات زیر می تواند به دردتان بخورد.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><span style="font-family:" lang="FA">مهربان باشید حتی اگر با منفی ترین حالت با شما برخورد کردند. اگر تنها هستند و نمی دانند چطور باید توجه دیگران را جلب کنند، جذب رفتار محبت آمیز شما خواهند شد و تغییر می کنند. اما اگر ذاتاً افراد احمق و سرسختی هستند که دوست دارند حرص دیگران را دربیاورند، باز هم مهربانی و ملاطفت شما آنها را عصبانی خواهد کرد چون نمی دانند که چطور می توانند حرصتان را دربیاورند به همین خاطر بعد از مدتی رهایتان می کنند. </span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">در خرج کردن مهربانیتان دقت کنید. مطمئناً دلتان نمی خواهد مدام به کسی که از شما سوءاستفاده می کند پاداش دهید چون او را به سوءاستفاده بیشتر تشویق می کند. مثلاً ممکن است سرتان داد بزنند که کاری که وظیفه خودشان است را انجام دهید و شما تصمیم می گیرید که مهربان باشید و آنکار را انجام دهید. بااینکار آن فرد احساس می کند که با داد زدن دیگر می تواند شما را مجبور به انجام هر کاری بکند.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">برخی از این اشخاص مهربانی شما را تمایل شما برای خدمت کردن به خودشان می بینند. وقتی دیدید که چنین اتفاقی افتاد، خیلی آرام و با مهربانی حرفشان را رد کنید. دروغ نگویید، لازم نیست هیچ توضیحی برایشان بدهید، فقط کافی است که آن کار را رد کنید. دروغ گفتن فقط کار را خراب تر می کند و رابطه تان با این شخص را سخت تر. </span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">با آنها مخالفت نکنید. راهی برای هم عقیده شدن با آنها پیدا کنید حتی اگر می دانید که اشتباه می کنند. اگر می گویند برای جلب نظر دیگران خیرات کرده اید می توانید بگویید که ممکن است حق با آنها باشد. اینکار باعث می شود که جنگ و جدال ها کمتر شود. حتی می توانید وقتی خود را هم عقیده او نشان می دهید لبخند کوچکی هم بر لبانتان بنشانید. </span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">بدانید که سالمترین راه برای کنار آمدن با اشخاص غیرممکن دور کردن آن فرد از محیط اطرافتان است. با قرار دادن خود در معرض آن فرد خودتان را شکنجه نکنید. ارزش شما خیلی بیشتر از این حرفهاست. یادتان باشد که به هیچ طریقی نمی توانید او را درست کنید.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">وقتی کسی از شما سوءاستفاده می کند، بقیه افراد سعی می کنند با شما همدردی کنند. هیچ نیازی نیست که طرف مقابلتان را نزد دیگران بد جلوه دهید چون همه خودشان دیر یا زود آنرا خواهند فهمید. اگر شخص غیرممکن باعث عصبانیتتان می شود، بقیه هم به احتمال زیاد اذیت می شوند.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">سعی کنید به نقاط مثبت قضیه فکر کنید. فکر به اینکه او هم یکی از بنده های خداست و خدا او را دوست دارد، حتی اگر خودتان او را دوس نداشته باشید، آرامش بیشتری به شما می دهد.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><strong><span style="font-family:" lang="FA">هشدارها</span></strong></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">هیچوقت شخص غیرممکن را عصبانی نکنید. بااینکه خیلی زود از کوره در می روند </span>و به نظر خودشان در نظر همه افراد منطقی هستند، واقعیت این است که اگر عصبانیشان کنید طوری حرصشان را سر شما خالی می کنند که باورتان نشود. هیچوقت سعی نکنید با آنها بحث منطقی کنید و برایشان دلیلی و برهان بیاورید. با آنها مثل بیمار یا بچه ها رفتار کنید. برای چنین رفتاری به تمرین نیاز دارید اما یک مهارت اجتماعی است که ارزش یادگیری را دارد.</p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">اگر به هر دلیلی توانستید با دلیل و مدرک شخص غیرممکن را متقاعد کنید که تقصیر گردن آنهاست، این احتمال وجود دارد که کاملاً از آنطرف بام بیفتند و فکر کنند که اگر در این مورد خاص حق با آنها نیست پس در 100% موارد و موقعیت های دیگر هم اشتباه گردن آنهاست. این تکنیکی است که برای جلب همدردی دیگران به کار می گیرند.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">هیچوقت حستان درمورد این فرد را به دیگران نگویید. اگر رفتار غیرممکن این شخص غیرممکن را اعتراف کنید، و فرد مقابلتان هم نظرات شما را به دیگران انتقال دهد، این احتمال وجود دارد که به گوش خود شخص غیرممکن هم برسد و این کار را از آنچه که هست هم خراب تر می کند.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">از طرف دیگر اگر نمی توانید از این شخص دوری کنید شاید بد نباشد که با کمک شخصی دیگر این موقعیت را مدیریت کنید. </span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">حریم شخصیتان را حفظ کنید. شخص غیرممکن از هر اطلاعات شخصی شما بر علیه تان استفاده می کند. آنها می توانند فقط به خاطر اظهار نظری که سر میز شام کردید، داستان های زیادی را درمورد شما برای دیگران نقل کنند. یادتان باشد که مهارت خیلی خوبی در به حرف کشیدن شما دارند. آنها به خوبی خود را </span>فردی نرمال و عادی نشان می دهند و این باعث می شود با خودتان فکر کنید که چندان آدم بدی هم نیستند. این اشتباه بسیار بزرگی است. چون همان موقع که برایشان درد و دل کردید درواقع گور خودتان را کندید. او از کوچکترین و ریزترین اطلاعات ممکن بر علیه تان استفاده می کند.</p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">هیچوقت با این واقعیت که آنها منبع و منشاء مشکل هستند با شخص غیرممکن برخورد نکنید. چون با بمبارانی از انکار روبه رو خواهید شد.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">مراقب حرکات و اشارات غیرکلامی آنها باشید چون ممکن است سوء تفاهماتی ایجاد کند.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">در ایجاد هر نوع برخورد فیزیکی با این افراد بسیار دقت کنید. حتی زدن یک ضربه آرام روی پشتشان می تواند آرامترین شخص غیرممکن را هم به خشم بیاورد.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">به هیچ وجه این مقاله را برای ثابت کردن سرسختی آنها نشانشان ندهید. همیشه یادتان باشد که هیچ راهی برای متقاعد کردن آنها وجود ندارد. تلاش شما بی حاصل خواهد بود.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">قبل از به کار بردن نکات و هشدارهایی که در این مقاله ذکر شد، مطمئن شوید که خودتان یکی از آن اشخاص غیرممکن نیستید. چون ممکن است به خودتا صدمه بزنید.</span></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">· <span style="font-family:" lang="FA">بدانید کی وقت خداحافظی است. اگر این رابطه خسته تان کرده است یا فکر می کنید که رفتارهای او برایتان خطرناک شده است و ممکن است به شما صدمه بزند، رهایشان کنید. هر چه سریعتر رابطه تان را با او قطع کنید. شخص غیرممکن تلاش خواهد کرد که باز با شما رابطه ایجاد کند اما نپذیرید. </span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family:" dir="rtl" lang="FA">بااینکه ما بعنوان نویسندگان این مقاله امیدواریم که برایتان مفید بوده باشد اما یادتان باشد که این مقاله به هیچ وجه جایگزین کمک تخصصی نخواهد بود. برخی از این توصیه ها می توانند متناقض یا خطرناک باشد. انتظار نداشته باشید که با 5 دقیقه مطالعه این مقاله متخصص شوید. بهترین کمک را می توانید از متخصصین روانشناس بگیرید.</span><br />
منبع: مردمان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.mediatics.net/wp/?feed=rss2&amp;p=550</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پشت میز کارتان ورزش کنید</title>
		<link>http://www.mediatics.net/wp/?p=549</link>
		<comments>http://www.mediatics.net/wp/?p=549#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 12:03:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[** همه مقاله ها **]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتي]]></category>
		<category><![CDATA[ورزش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.mediatics.net/wp/?p=549</guid>
		<description><![CDATA[
این روزها ما بیشتر وقتمان را پشت میز کار و خیره به صفحه مانیتور کامپیوتر میگذرانیم. در این ساعات مجبورید پشت تلفن با مشتری ها صحبت کنید، ایمیل ها را بخوانید، گزارش هایتان را تایپ کنید، یا یک پروژه را ارزیابی کنید. اینکه مجبورید اینهمه کار را باهم انجام دهید به این معنی نیست که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA"><br />
این روزها ما بیشتر وقتمان را پشت میز کار و خیره به صفحه مانیتور کامپیوتر میگذرانیم. در این ساعات مجبورید پشت تلفن با مشتری ها صحبت کنید، ایمیل ها را بخوانید، گزارش هایتان را تایپ کنید، یا یک پروژه را ارزیابی کنید. اینکه مجبورید اینهمه کار را باهم انجام دهید به این معنی نیست که نمی توانید چند دقیقه ای هم در روز برای خودتان وقت بگذارید.</span>
</p>
<p style="text-align: right;">ورزش های ساده ای هست که می توانید نشسته پشت میز کار یا ایستاده کنار آن انجام دهید. این ورزش ها به شما کمک میکند گردش خونتان را تقویت کنید تا ذهنتان هوشیارتر شود و هم بازده کاریتان و هم اعتماد به نفستان افزایش یابد.</p>
<p style="text-align: right;">این ورزش بخصوص یک حرکت اصلاحی از تمرینات پیلاتس است که قدرت عضلات شکم و کمر شما را تقویت می کند. صاف بنشینید، به صورتیکه شانه ها کاملاً ریلکس باشند. سپس روی نافتان تمرکز کنید، یک نفس عمیق داخل ریه بکشید و با تجسم اینکه نافتان را به سمت پایین یعنی به سمت کف صندلی هل می دهید، نفس را بیرون دهید. همانطور که آرام نفس می کشید شکم را به همان وضعیت نگه دارید. سعی کنید تا 10 ثانیه به همان وضعیت بمانید. اگر این حرکت را فقط روزی 3 مرتبه انجام دهید مطمئن باشید که بعد از یک هفته تفاوت ایجاد شده را احساس می کنید.</p>
<p style="text-align: right;">تمرینات کِگِل (Kegel) را هم می توانید بدون اینکه همکارانتان متوجه شوند انجام دهید. می توانید با کشیدن عضلات لگن خاصره به سمت بالا در عین تو کشیدن و سفت کردن عضلات شکم این تمرینات را انجام دهید. این احساس باید به شما دست بدهد که انگار می خواهید ادرارتان را نگه دارید. سعی کنید تا 10 ثانیه این وضعیت را نگه دارید و این حرکت را نیز حداقل سه مرتبه در روز انجام دهید.</p>
<p style="text-align: right;">روی دستها و بازوهایتان هم کار کنید. این تمرین قدرتتان را بیشتر کرده، گردش خونتان را تقویت می کند و میزان هوشیاریتان را نیز ارتقاء می بخشد. توپ های فشاری هم برای تسکین استرس و هم برای قوی کردن دست ها تمرین بسیار خوبی است. وقتی مشغول صحبت با تلفن هستید، با مشتریانتان حرف می زنید، یا فکر میکنید، این تمرین را انجام دهید. همچنین می توانید از وزنه های سبک برای تقویت عضلات جلوبازوی خود استفاده کنید. این حرکت ها را فقط یک مرتبه در روز (2 ست 10 تکرار) و سه مرتبه در هفته انجام دهید.</p>
<p style="text-align: right;">از وزنه مخصوص پا هم می توان بعنوان یک حرکت اصلاحی دیگر برای عضلات جلوبازو استفاده کرد. می توانید از آن در حالت نشسته برای تقویت عضلات جلوپا و پشت پا استفاده کنید. در حالت نشسته یک پا را بالا بیاورید، آن را مستقیم بالا بیاورید و بعد پایین ببرید. این حرکت را در 3 ست 10 تکرار برای هر پا انجام دهید. در تمرین دیگر، پایتان را بالا آورده و با تمام قدرت و فشار به عقب هل داده و بعد پایین ببرید.</p>
<p style="text-align: right;">از همه مهمتر، حرکات کششی را فراموش نکنید. ممکن است باعث شود همکارانتان متعجب به شما نگاه کنند اما وقتی بازده کارتان بالا رود و مثل بقیه پشت میز چرت نزنید، خیلی زود می بینید که آنها هم از روی شما تقلید می کنند. حرکت کششی هم فشار وارد بر عضلات را تسکین می دهد و هم گردش خون را در بدنتان تقویت میکند.</p>
<p style="text-align: right;">حرکت کششی مخصوص دونده ها را می توانید با ایستادن کنار دیوار انجام دهید. دست ها را روی دیوار قرار داده و پاها را عقب ببرید. پشتتان را کاملاً صاف نگه داشته، به سمت دیوار خم شوید و وزنتان را روی دست هایتان بیندازید.</p>
<p style="text-align: right;">برای انجام حرکات کششی مربوط به گردن، صاف روی صندلیتان بنشینید، به آرامی گردنتان را به هر چهار طرف اصلی بگردانید: اول به جلو، بعد به عقب، بعد به راست و بعد به چپ. در هر طرف حداقل 10 ثانیه مکث کنید.</p>
<p style="text-align: right;">حرکات کششی شانه ها و دست ها را با بلند کردن یک دست درست بالا سر و بعد مشت کردن آن به صورتیکه شست بیرون باشد، انجام دهید. مشت را رها کنید و دوباره مشت کنید. این حرکت را 5 مرتبه برای همان دست انجام دهید و بعد دستتان را عوض کنید.</p>
<p style="text-align: right;">در محل کار از صندلی استفاده کنید که کاملاً استاندارد میز کامپیوتر باشد تا عضلات در حالت تعادل قرار گیرند و هیچ صدمه ای به کمر و گردتان وارد نشود.</p>
<p style="text-align: right;">منبع: مردمان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.mediatics.net/wp/?feed=rss2&amp;p=549</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فواید یوگا برای برخی از مشکلات سلامتی</title>
		<link>http://www.mediatics.net/wp/?p=548</link>
		<comments>http://www.mediatics.net/wp/?p=548#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 12:02:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[** همه مقاله ها **]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.mediatics.net/wp/?p=548</guid>
		<description><![CDATA[ 
یـوگا از همان آغـاز پیدایش خود، فـواید بـی شماری را برای افرادی که آن را تمرین مـی کردند، نشـان داده اسـت. اخیراً شـواهـد نشان داده اسـت کـه ایـن ورزش بـرای افـرادی کـه مشـکلات خاص  سلامتی دارند، مثل کسانی کـه از فشـار خـون بـالا، فیـبرومـالژا و اسـکولیوز (خمیدگی طرفی ستون مهره ها) رنج می برند، بسیار مفید است.
فیبرومالژا وضعیتی است [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right;">یـوگا از همان آغـاز پیدایش خود، فـواید بـی شماری را برای افرادی که آن را تمرین مـی کردند، نشـان داده اسـت. اخیراً شـواهـد نشان داده اسـت کـه ایـن ورزش بـرای افـرادی کـه مشـکلات خاص  سلامتی دارند، مثل کسانی کـه از فشـار خـون بـالا، فیـبرومـالژا و اسـکولیوز (خمیدگی طرفی ستون مهره ها) رنج می برند، بسیار مفید است.<br />
فیبرومالژا وضعیتی است که ریشـه در بـافـت هـای پیـوندی بدن دارد و باعث التهاب و سوزش در تاندون ها و رباط های بدن میشود. افراد مبتلا به این مشکل، علاوه بر درد ناشی از آن، دچار بی خوابی یا کم خوابی شده و این مسئله منجر به ایجاد خستگی شدید در آنها و رفته رفته منجر به بروز افسردگی و اضطراب در بسیاری از مبتلایان می شود. در اکثر اوقات این مشکلات با مصرف داروهایی که برای این مشکل تجویز می شود، تشدید شده و مبتلایان دچار ضعف جسمانی شدید شده و حرکت کردن برایشان بسیار دشوار می شود.یوگا به طرق مختلف فواید زیادی برای این مشکل دارد. از آنجا که تمرینات یوگا، قدرت مغز عضلات را تقویت می کند، میزان خستگی و درد عضلنی در مبتلایان این مشکل کاهش می یابد. با بالا رفتن استقامت و بنیه، وضعیت فیزیکی و ذهنی بیماران بهبود می یابد. همچنین تجربه نشان داده است که یوگا باعث تقویت خواب و قدرت تمرکز می شود. همچنین، بااینکه برخی از انواع پرفشارتر تمرینات باعث بدتر شدن علائم این بیماری در مبتلایان می شود، یوگا که ورزشی کم فشار است بافت های پیوندی بدن را تقویت کرده و دامنه حرکت وسیعتری را برای فرد ایجاد می کند.
</p>
<p style="text-align: right;">آنچه مربیان باید خوب از آن آگاه باشند این است که به خاطر طبیعت این مشکل و بیماری، یک مقدار درد به طور مداوم با فرد می ماند. با وجود این ناراحتی و درد، شاگردها باید یاد بگیرند که با آن کنار بیایند و همچنین محدودیت های فردی خود را بشناسند. این بستگی به خود شاگرد دارد که چه موقع استراحت کند، و مربی باید بداند که شاگردهایی که این مشکل را دارند محدودیت بیشتری دارند. یوگا نباید به هیچ عنوان باعث خستگی بیش از حد شاگردان شود. اما تمرین طولانی مدت با روند پیشرفت کند، بسیاری از علائم این بیماری را تدریجاً در فرد از بین می برد.</p>
<p style="text-align: right;">برای بسیاری از افراد، یوگا فشار خون و میزان استرس را پایین می آورد. فشار خون بالا برای قلب و عروق بسیار مضر است. قلب باید خیلی سخت تر کار کند تا خون را پمپاژ کند و رگ ها در برابر آسیب ناشی از جریان خون قوی، مقاومت می کنند. بالا بودن فشار خون به مدت طولانی فرد را در معرض حمله قلبی، سکته و نارسایی کلیه قرار می دهد.</p>
<p style="text-align: right;">یوگا به طرق مختلف برای این مشکل نیز فایده بخش است: با مقابله با عوامل، برطرف کردن علائم و متوازن کردن سیستم عصبی که میزان استرس بدن را کنترل می کند. یوگا همچنین به بازگرداندن قابلیت ارتجاعی رگ های خونی نیز کمک می کند و این مسئله احتمال آسیب را در افراد مبتلا به فشار خون پایین می آورد. فعالیت ها و تمرینات تنفس و مدیتیشن به پایین آوردن سطح استرس بدن کمک می کند که درمقابل بدن را متوازن می کند.</p>
<p style="text-align: right;">مربی باید افراد مبتلا به فشار خون را تشویق به انجام تمرینات نشسته و خوابیده و همچنین هم شدن های به سمت جلو و وارونگی کند. اما، در این مورد هم مثل هر ورزش دیگر، مهم است که بدانید آیا وضعیت فشارخون فرد تحت مراقبت پزشک هست یا نه. اگر اینطور نباشد، شاگرد باید قبل از انجان حرکات وارونگی یا اینورژن، فشارخون خود را پایین بیاورد.</p>
<p style="text-align: right;">اسکولیوز وضعیتی است که در آن، ستون مهره ها دچار خمیدگی می شود. تاثیرات ناشی از این مشکل بسیار جدی و دشوار است و با تغییر مرکز ثقل بدن، توازن آن را برهم می زند. به طور کل سه نوع خمیدگی هستند که می توانند این وضعیت را تاب بیاورند. برحسب اینکه اسکولیوز از نوع ساختاری است یا کارکردی شدت آن متفاوت است. این وضعیت ممکن است بسیار دردناک باشد اما برای خیلی از افراد مبتلا به این مشکل، یوگا بسیار مفید است.</p>
<p style="text-align: right;">برای شاگردان مبتلا به اسکولیوز فشار باید بر روی تراز کردن و هم محور کردن وضعیت قرارگیری باشد. و انجام حرکات کششی و تقویت عضلات اهمیت زیادی دارد. این مسئله به کاهش درد و سختی که این مشکل در بدن ایجاد می کند کمک می کند. تمرکز بر روی پاها است، باید پاها با حمل کردن بخشی از وزن، توانایی متعادل کردن فشار وارد بر ستون مهره ها را داشته باشند. همچنین، وضعیت قرارگیری پاها برای حفظ تعادل اهمیت بسزایی دارد.</p>
<p style="text-align: right;">باید در نواحی عضلات شکم، تقویت قدرت صورت گیرد تا از کار بیش از حد عضلات پشت که ممکن است منجر به سفت و سخت شدن و درد گرفتن آن شود، جلوگیری شود. نکته آخر تنفس است. به خاطر خمیدگی و انحنای ستون مهره ها، معمولاً شُشی که در آن سمت قرار دارد به میزان کافی تنفس نخواهد گرفت. با توجه به این مسئله فرد باید سعی کند یکی در میان از هر طرف نفس بکشد تا سینه باز شده و توازن بیشتری در بدن ایجاد شود. شاگردهای مبتلا به اسکولیوز با یوگا یاد می گیرند توازن داخلی بدنشان را بالا ببرند.</p>
<p style="text-align: right;">بااینکه هرکدام از این وضعیت ها، مشکلات ناتوانی برای مبتلایان آن ایجاد می کند، یوگا می تواند درمانی برای عوامل پیدایش و علائم این مشکلات باشد و هیچگونه عارضه جانبی نیز برای آنها ایجاد نکند. شاگردهای یوگا که از یکی ازاین مشلات رنج می برند، با استفاده از یوگا به همراه مراقبت های پزشکی آگاهی و توجه بیشتری نسبت به بدن خود پیدا می کنند و دردشان نیز تسکین می یابد. مربی باید به نیازهای فردی این افراد توجه بسیار داشته و برای ایجاد دوباره توازن در بدنشان آنها را راهنمایی کند.</p>
<p style="text-align: right;">منبع: مردمان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.mediatics.net/wp/?feed=rss2&amp;p=548</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>8 درد عضلانی بدن که نباید از آن غافل شوید</title>
		<link>http://www.mediatics.net/wp/?p=547</link>
		<comments>http://www.mediatics.net/wp/?p=547#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 12:02:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[** همه مقاله ها **]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.mediatics.net/wp/?p=547</guid>
		<description><![CDATA[وقتی نوبت به درد عضلانی می رسد، به طور کل دو نوع درد داریم: یک درد هست که قابل تحمل است و می توانید با آن کنار بیایید و درد دیگری هم هست که به هیچ وجه نباید نادیده اش بگیرید.
اگر نتوانید این دو موقعیت را از هم تشخیص دهید، ممکن است خیلی برایتان مشکل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">وقتی نوبت به درد عضلانی می رسد، به طور کل دو نوع درد داریم: یک درد هست که قابل تحمل است و می توانید با آن کنار بیایید و درد دیگری هم هست که به هیچ وجه نباید نادیده اش بگیرید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">اگر نتوانید این دو موقعیت را از هم تشخیص دهید، ممکن است خیلی برایتان مشکل ساز شود چون آسیبدیدگی هایی هست که اگر بطور مداوم تشدید شوند، مطمئناً نیاز به زمان استراحت طولانی مدتی پیدا می کنند.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">یاد گرفتن تفاوت این دو درد، به خصوص اینکه بفهمید برای چه دردهایی باید احساس خطر کنید، به شما کمک می کنند همچنان به تمریناتتان ادامه دهید و از آسیبدیدگی ها هم دور بمانید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">حتماً یادتان باشد، مطالبی که در اینجا مطرح می کنیم، بااینکه ازجمله متداولترین موقعیت ها و مشکلات هستند، اما به هیچ وجه نمی تواند جای مشاوره با پزشک متخصص را برایتان بگیرد. اگر احساس مشکل می کنید و مطمئن نیستید چه اتفاقی برایتان افتاده است، حتماً در اولین فرصت ممکن به پزشک مراجعه کرده و با او در این مورد مشورت کنید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">در زیر به 8 مورد از انواع دردهای بدن که نباید نادیده بینگاریدشان، اشاره می کنیم.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span lang="FA">1) درد ناگهانی سر و گردن</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">اگر به طور ناگهانی، مخصوصاً هنگام اسکات زدن با وزنه های خیلی سنگین، در ناحیه سر احساس درد کردید، بلافاصله دست نگهدارید و نگاهی به فرم حرکتتان بیندازید. این درد که نباید از آن غافل شوید، می تواند درنتیجه اورلود رگ های خونی به خاطر فشار تمرین باشد یا اینکه یکی از عضلات درگیر در برخورد با فشار و استرس وارده از طرف وزنه ها، مشکل دارد.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">اگر شما هم از جمله بدنسازانی هستید که در حرکت اسکات با وزنه های شدیداً سنگین کار می کنید، اطمینان یابید که حین حرکت نگاهتان رو به جلو باشد و عضلات شانه و گردن را کاملاً شل و آزاد نگه دارید. اگر حالتتان به اینصورت نباشد، ممکن است مقداری از فشار وزنه ها روی گردن و سر وارد شده و باعث درد جدی در این ناحیه شود.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span lang="FA">2) سوزش شدید کشاله ران</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">اگر تمرینات سنگین اسکات، ددلیفت یا لانگز انجام می دهید و درد بسیار شدید و ناگهانی در ناحیه کشاله های ران احساس کردید، حتماً همان لحظه دست از تمرین بکشید چون این دردی است که به هیچ وجه نباید از آن غافل شوید. این درد برحسب شدت آسیبدیدگی، می تواند یک گرفتگی عضلانی ساده باشد یا کشیدگی جدی عضلات.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">اگر خواستید همان حرکت را دوباره انجام دهید (مثلاً حرکت لانگز) و این درد همچنان ادامه داشت، اما با شدت کمتر، این نشانه کاملاً روشنی است که عضلات داخلی ران شما به طور جدی دچار کشیدگی شده اند.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">بااینکه برخی گرفتگی های عضلانی حین تمرینات سنگین انتظار می رود اما این نوع درد و کشیدگی—که تقریباً مشابه گرفتگی است—نشانه این است که چیزی به طور جدی در بدنتان مشکل پیدا کرده و برای جلوگیری از آسیبدیدگی بیشتر حتماً باید دست بکشید. اگر مشکلتان همین است، آن حرکت را متوقف کرده و سراغ تمرین بعدی بروید، البته دقت کنید که تمرین بعدیتان روی عضلاتی کار کند که دیگر روی عضله مورد نظر فشار وارد نکند. همچنین بلافاصله بعد از تمرین عضله آسیبدیده را به دقت بکشید و درصورت امکان روی آن یخ بگذارید تا اگر تورم دارد برطرف شود. چهار روز تا یک هفته به آن عضله استراحت بدهید و بعد دوباره تمرینات خود را از سر بگیرید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span lang="FA">3) درد جدی کمر</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">بااینکه همیشه باید مراقب هر نوع درد کمر که برایتان اتفاق می افتد باشید، وقتی درد آن مستقیم و شدید باشد، باید بلافاصله دست از تمرین بکشید چون این مورد یکی از حادترین دردهایی است که به هیچ وجه نباید نادیده بگیرید. درد تند و تیز معمولاً نشانه ای آشکار است که مشکلی در بدنتان اتفاق افتاده و علت آن ممکن است جابه جا شدن دیسک یا وارد شدن فشار روی عصب باشد.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">اگر تعداد بالایی لیفت انجام داده اید که نیاز به بالا بردن وزنه بالای سرتان داشته است (مثل وزنه برداری یکضرب، پرس سرشانه و از این قبیل) پس فشار زیادی روی استخوانهای مهره ها وارد کرده اید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">از جمله اصلاحاتی که باید صورت دهید، تغییر طرز قرارگیریتان است چون ممکن است حرکت را در حالتی انجام داده باشید که ستون مهره ها خارج از تراز رفته باشد که موجب درد عمیقی در بدن می شود.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">دراولین فرصت به یک پزشک متخصص مراجعه کنید تا ببینید کمرتان تا چه میزان آسیب دیده است و قبل از اینکه دوباره به سراغ وزنه ها بروید، حتماً مشکلتان را برطرف کنید. یادتان باشد درصورت داشتن چنین مشکلی به هیچ عنوان به تمرین ادامه ندهید، چون کوچکترین مشکلی که برای ستون مهره هایتان اتفاق بیفتد، سایر نقاط بدنتان هم در معرض آسیبدیدگی جدی قرار می گیرند.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span lang="FA">4) درد قوزک پا حین دویدن</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA"> </span>خیلی از دونده ها خیلی به ورزششان متعهد هستند و خیلی برایشان پیش آمده که طی تمریناتشان دچار درد در قسمتی از بدنشان شده باشند. هر زمان که سعی می کنید به اندازه مسافتی که دونده ها می دوند، بدوید، مطمئناً درد جدی برای خودتان ایجاد می کنید.</p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">متاسفانه این به آن معنی هم هست که دونده ها خود را به چنین دردهایی عادت داده اند و خودشان را مجبور می کنند که باوجود این درد به راهشان ادامه دهند، درصورتیکه خیلی از دردهایی که تحمل می کنند، ازجمله دردهای بسیار جدی است که به هیچ وجه نباید نادیده شان انگاشت. </span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">وقتی حین دویدن چنین دردی در پای خود احساس کردید، زمانش رسیده که تردمیل را نگهداشته و به درد قوزکتان رسیدگی کنید. این درد می تواند نشانه کشیدگی قوزک یا رباطهایتان باشد و اگر نادیده گرفته شوند ممکن است باعث شود هفته ها از تمرینتان عقب بمانید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">مفصل قوزک پا تاندون ها و رباط های زیادی در خود دارد به خاطر همین این احتمال خیلی زیاد است که با یک گام اشتباه که برمی دارید صدمه ای به یکی از اینها وارد شود. داشتن یک جفت کفش مناسب و دویدن در سطوح صاف راه خوبی برای پیشگیری از بروز دردهای قوزک پا است اما به طور کامل نمی توان از بروز چنین دردهایی جوگیری کرد. پس وقتی می دوید، به بدنتان گوش دهید و هر زمان که احساس کردید که باید دویدن را متوقف کنید، دست نگهدارید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span lang="FA">5) گرسنگی بیش از حد</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">برای خیلی از افراد، ساختن بدنشان مهمترین اولویت زندگی است. چه فکرشان شرکت در مسابقات بدنسازی باشد یا صرفاً بخواهند به این و آن پز بدهند که سعی و تلاشهایشان در باشگاه نتیجه بخش بوده است، خودشان را تا حد بیشتر از توانشان جلو می برند تا به اهدافشان برسند.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">وقتی عضله ها ساخته شدند، به جایی می رسند که باید شدیداً مراقب رژیم غذاییشان باشند و هر چیزی را نخورند. اگر شما هم در رژیم غذایی خود جدی هستید و چند ماهی است که خورد و خوراک خود را شدیداً محدود کرده اید، واقعاً باید به زبان بدن خود گوش دهید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">گاهی اوقات بعد از رژیم های خیلی سخت، توازن هورمونی بدن برهم می خورد و شما احساس گرسنگی شدید خواهید کرد که به هیچ طریق از بین نمی رود. این وضعیت آشکارا نشان می دهد که بدنتان میخواهد چیزی به شما بگوید و شما باید یک تا دو هفته به خودتان مرخصی بدهید. </span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">کالری های مصرفیتان را دوباره بالا بیاورید و بعد از این دوره دوباره به رژیم سفت و سخت سابقتان برگردید. اینبار متوجه خواهید شد که وقتی مرخصیتان از رژیم به سر آمد، چربی سوزیتان بسیار شدیدتر از قبل ادامه می یابد.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span lang="FA">6) احساس سرگیجه</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">درد دیگری که موقه تمرین نباید نادیده بگیرید، احساس سرگیجه است. این مشکل بیشتر زمانی اتفاق می افتد که در حرکتی تا نیمه خم هستید و دوباره به وضعیت ایستاده برمی گردید. بااینکه در خیلی افراد سرگیجه انتظار می رود—اگر موضوعی همیشگی برایتان باشد—خیلی خوب است که فشارخونتان را اندازه گیری کنید چون ممکن است این نشانه ای از مشکل فشارخون باشد.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">بااینکه خیلی ها باید مراقب باشند فشارخونشان بالا نرود، شما اگر دچار چنین مشکلی شدید، احتمالاً فشارخونتان پایین آمده است. باتوجه به خطری که احساس سرگیجه می تواند در پرس های بالای سر برایتان ایجاد کند، باید حتماً دقت و توجه کافی به این مشکل داشته باشید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">یک کاری که باید بکنید این است که مقدر کافی نمک در رژیمتان مصرف کنید. بااینکه نباید در مصرف نمک زیاده روی هم بکنید، اما مصرف به اندازه آن را نباید فراموش کنید. پس تازمانی که کاملاً سالم باشید و هیچ مشکل سلامتی خاصی هم نداشته باشید، کمی مصرف اضافه تر نمک برای شما که فعالیت فیزیکی بالایی دارد می تواند مفید باشد، چون با عرق کردن حین تمرین این نمک ها دفع خواهند شد.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">به خاطر داشته باشید که مطالبی که گفتیم نباید برایتان پاسخ کامل باشد و اگر این مشکل مداوماً برایتان اتفاق افتاد حتماً باید به دنبال پزشکی مجرب برای تشخیص مشکل خود بروید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span lang="FA">7) درد ساق پا</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">درد و ورم ساق پا یکی دیگر از مشکلات متداول در ورزش دو می باشد که به خاطر اعمال فشار مداوم بر استخوان درشت نی ایجاد می شود. بااینکه خیلی از دردهای ساق ممکن است به خاطر کار کشیدن بیش از حد از پا باشد و بعد از چند روز دوباره سلامت شود، اما اگر از مشکل درد و ورم ساق پا مزمن رنج می برید باید حتماً دوره ریکاوری را به طور کامل طی کنید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">اگر می بینید که این مشکلتان بیشتر از دو هفته است که ادامه پیدا کرده است، حتماً به دنبال یک پزشک متخصص ورزشی رفته و درمان را جویا شوید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span lang="FA"> <img src='http://www.mediatics.net/wp/wp-includes/images/smilies/icon_cool.gif' alt='8)' class='wp-smiley' /> خستگی مفرط و مداوم</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">و آخرین نوع درد که به شما معرفی می کنیم، خستگی است، آنهم خستگی که به هیچ طریق از بین نمی رود. هرچه خوابتان را بیشتر می کنید، تغذیه تان را متعادل تر می کنید، چند روز مرخصی می گیرید و استراحت می کنید و هر کاری که می کنید این خستگی بهتر نمی شود که نمی شود. این می تواند نشانه بارزی از تمرین زدگی باشد.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">خیلی از آقایون عادت دارند که با درد مداوماً کنار بیایند و باوجود آن به فعالیتشان ادامه دهند، درمورد شدت و حجم تمرین هم وضع به همین منوال است.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">اگر می بینید که انگیزه و اشتیاق کمتری برای سایر جوانب زندگیتان که سابقاً از آن لذت میبردید، به جز تمرین، دارید می تواند نشانه ای از تمرین زدگی باشد. اما اگر خیلی وقت است که از باشگاه به خودتان مرخصی نداده اید و در چند وقت گذشته هم پیشرفتی در کارتان مشاهده نکرده اید، حتماً زمان استراحتتان رسیده است. تمرین زدگی، برحسب شدت آن، ممکن است از دو هفته تا چند ماه طول بکشد تا درمان شود. به همین دلیل است که اگر می خواهید خیلی از تمریناتتان عقب نمانید، باید توجه خاصی به این مشکل داشته باشید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span lang="FA">مقابله با دردها</span></strong></p>
<p style="text-align: right;"><span style="line-height: 115%" dir="rtl" lang="FA">به هیج عنوان نسبت به هیچکدام از این دردها بی توجه نباشید. وقتی می خواهید فراتر از توانتان از خودتان کار بکشید، داشتن آستانه درد بالا چیز خوبی است اما اگر از دردهایی که می تواند واقعاً به شما صدمه بزند، مطلع نباشید، ممکن است خودتان را در معرض مشکلات بسیار جدی و بزرگی قرار دهید.</span><br />
منبع: مردمان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.mediatics.net/wp/?feed=rss2&amp;p=547</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک زندگی همه چیز تمام داشته باشید</title>
		<link>http://www.mediatics.net/wp/?p=546</link>
		<comments>http://www.mediatics.net/wp/?p=546#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 12:02:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[** همه مقاله ها **]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.mediatics.net/wp/?p=546</guid>
		<description><![CDATA[برای ایجاد یک تغییر ماندگار در زندگی، باید هم به جنبه های بیرونی و هم درونی کاری که برای ایجاد یک تجربه رضایت بخش تر در زندگی لازم است، توجه داشت. برای اینکه از زندگی نهایت استفاده را ببریم، رویکردمان نسبت به ارزیابی که از وضعیت فعلیمان داریم باید رویکردی جامع باشد و در قسمت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;line-height: normal;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">برای ایجاد یک تغییر ماندگار در زندگی، باید هم به جنبه های بیرونی و هم درونی کاری که برای ایجاد یک تجربه رضایت بخش تر در زندگی لازم است، توجه داشت. برای اینکه از زندگی نهایت استفاده را ببریم، رویکردمان نسبت به ارزیابی که از وضعیت فعلیمان داریم باید رویکردی جامع باشد و در قسمت هایی که رضایت چندانی از سطح تعهدمان نداریم، تغییرات مناسب ایجاد کنیم.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;line-height: normal;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">برای ارزیابی خود باید چهار جنبه را در یک برنامه جامع برای رشد و پیشرفت و سلامت خود در آینده مد نظر قرار دهیم: این جنبه ها عبارتند از:</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;line-height: normal;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">تجربیات درونی شخصی خودمان</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;line-height: normal;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">رفتارها و ظاهر بدنمان</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;line-height: normal;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">ارتباطات فرهنگی مان</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;line-height: normal;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">جامعه و محیط اطرافمان</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;line-height: normal;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">در زیر به سوالاتی اشاره می کنیم که برای ارزیابی تجربیات درونی شخصی می توانید از خودتان بپرسید:</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;line-height: normal;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">از نظر احساسی من در چه وضعیتی هستم؟ آیا احساس آرامش می کنم یا اینکه عصبی هستید؟ آیا لازم است از تکنیک ها کاهش استرس استفاده کنم تا استرس زندگیم کمتر شود؟ روحیاتم اخیراً در چه وضعیتی بوده؟ چطور می توانم زندگیم را لذت بخش تر بکنم؟</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;line-height: normal;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">از نظر ذهنی و فکری در چه وضعیتی هستم؟ آیا نسبت به کارهایی که اخیراً انجام می دادم، انگیزه ذهنی دارم؟ آیا فراموشکار شده ام و افکارم پریشانند؟ چطور می توانم تمرکز ذهنیم را در زندگی بالاتر ببرم؟</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;line-height: normal;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">از نظر معنوی در چه وضعیتی هستم؟ آیا ارتباط معنوی معناداری دارم؟ آیا باید فعالیت های معنوی زندگیم را بیشتر کنم؟</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;line-height: normal;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">در ارزیابی وضعیت ظاهری بدن و رفتارهایتان باید بر چیزهایی که ژنتیکی به شما ارث رسیده، وضعیت بدنتان و همچنین سلامتی عمومیتان توجه کنید. اگر توارث ژنتیکیتان طوری است که شما را در معرض برخی بیماری های خاص قرار می دهد باید بیشتر از حد معمول مراقب خودتان باشید. باید به اندازه کافی استراحت و ورزش داشته باشید، رژیم غذایی متوازنی را دنبال کنید و به مقدار لازم از مایعات استفاده کنید تا در وضع سلامتی خوبی بمانید. نگه داشتن وزنتان در حد نرمال نه تنها باعث می شود که احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید بلکه بسیاری از خطرات سلامتی را هم از شما دور می کند. چکاپ ها پزشکی مداوم هم برای جوانان و هم برای افراد سالخورده توصیه می شود. از خودتان بپرسید چطور می توانید با ایجاد برخی تغییرات در الگوهای رفتاریتان، سلامت بدنتان را ارتقاء دهید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;line-height: normal;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">ارتباطات ما با دیگران حس تعلق و حمایت در سختی ها زندگی به ما می دهد. برای این منظور باید ارتباطاتمان را با خانواده، عزیزان، دوستان، آشنایان، همکاران و دیگران بسنجیم. خیلی از افراد انرژیمان را می گیرند اما خیلی ها هم به ما انرژی می دهند. باید یاد بگیریم دقتمان را بیشتر با آنهایی بگذرانیم که به ما انرژی می دهند و تا می توانیم زمان کمتری را در کنار کسانی باشیم که انرژیمان را هدر می دهند. از خودتان بپرسید برای ارتقای روابطتان با آنهایی که فکر می کنید نادیده شان گرفته اید در چند روز آینده چه باید بکنید؟ چطور می توانید ارتباطاتتان را زنده تر و رضایت بخش تر بکنید؟</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;line-height: normal;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">و در آخر محیط اطرافمان که آن هم عامل بسیار مهمی در ایجاد یک زندگی جامع و کامل برای ماست. از خودتان بپرسید که با محیط اطرافتان چطور برخورد می کنید؟ آیا برای حفظ امنیت و سلامت آن هر چه در توانتان باشد انجام می دهید؟ آیا در خانه، جامعه، در شهر یا کشورمان، و به طور کل در همه جای دنیا برای محیط اطرافمان ارزش قائل هستیم؟ آیا از تکنولوژی به نحو احسن استفاده می کنیم؟ برای زیباتر کردن دنیای اطرافمان چه می توانیم بکنیم؟</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;line-height: normal;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">اعتقادات ما قدرت زیادی در تعیین احساس و عمل ما دارد. دستگاه اعتقادی ما هرچه امیدوارتر، مثبت تر و خوشبین تر باشد، احساس انرژی و لذت بیشتری در زندگی خواهیم داشت و فرصت های بیشتری برای ایجاد زندگی که دوست داریم در اختیارمان خواهد بود.</span><br />
منبع: مردمان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.mediatics.net/wp/?feed=rss2&amp;p=546</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>14 راه برای لذیذ نمودن موادغذایی</title>
		<link>http://www.mediatics.net/wp/?p=545</link>
		<comments>http://www.mediatics.net/wp/?p=545#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 12:01:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[** همه مقاله ها **]]></category>
		<category><![CDATA[تغذيه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.mediatics.net/wp/?p=545</guid>
		<description><![CDATA[سبزیجات با برگ های سبز تیره کلم بروکسل، کلم پیچ، اسفناچ و سایر سبزیجاتی که برگ های سبز تیره دارند حاوی مواد گیاشیمی مهمی هستند که طبق گفته های دکتر الیزابت جانسون، متخصص آزمایشگاه تغذیه معدی-روده ای در تافتز (Tufts) می تواند از کوری ناشی از بالا رفتن سن جلوگیری کند. این نوع سبزیجات همچنین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA">سبزیجات با برگ های سبز تیره کلم بروکسل، کلم پیچ، اسفناچ و سایر سبزیجاتی که برگ های سبز تیره دارند حاوی مواد گیاشیمی مهمی هستند که طبق گفته های دکتر الیزابت جانسون، متخصص آزمایشگاه تغذیه معدی-روده ای در تافتز (Tufts) می تواند از کوری ناشی از بالا رفتن سن جلوگیری کند. این نوع سبزیجات همچنین سرشار از ویتامین A و C، فیبر، فولات و منیزیم هم می باشند.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA"><br />
نکات آشپزی زیر را برای پخت این نوع سبزیجات امتحان کنید:</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA"><br />
برای شیرین کردن مزه از کلم بروکسل های کوچک و روشن تر استفاده کنید. کمی هم ساقه کرفس به غذا اضافه کنید تا بوی کلم گرفته شود.<br />
برای بهتر کردن مزه کلم بروکسل یا کلم پیچ می توانید کمی چاشنی لیمو-فلفل یا پنیر پارمسان رنده شده به آن اضافه کنید.<br />
ساقه های سفت کلم پیچ را جدا کنید و فقط برگ های نرم آنرا بخورید. خیلی راحت می توانید کلم پیچ را همراه با سایر سبزیجات در سالاد استفاده کنید یا کمی کلم پیچ خردشده به سوپ مورد علاقه تان اضافه کنید.<br />
سبزیجات نرمی مثل برگ چغندر یا اسفناچ وقتی پژمرده تر باشند، خوشمزه تر می شوند. آنها را با آب سرد خوب بشویید، بعد همه را در یک قابلمه بزرگ ریخته و 3 تا 5 دقیقه با حرارت متوسط بجوشانید. بعد آب آن را کامل گرفته و خرد کنید. سپس به همراه سیر خردشده، پنیر پارمسان، زنجبیل تازه یا پیاز خرد شده سرخ کنید.<br />
سبزیجات تلخ تر مثل کلم پیچ یا سبزیجات خردل مزه قوی تری دارند. پس به جای دور ریختن این نوع سبزیجات، آنها را 8 تا 12 دقیقه بپزید تا مزه دلپذیرتری پیدا کنند. برای آنها می توانید از چاشنی ابلیمو، سیر، فلفل قرمز، یا سس گوجه فرنگی و سرکه استفاده کنید.<br />
سبزیجات تازه را جایگزین سبزیجات خردشده فریزری کنید و آنها را به سوپ و سالاد اضافه کنید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA"><br />
<strong> سویا</strong></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA"><br />
به نظر می رسد که این روزها همه جای دنیا تبلیغات در جهت فواید غذایی سویا شایع است. انجمن قلب در امریکا، اخیراً به مصرف 25 گرم پروتئین سویا در روز توصیه کرده است و عقیده دارد برای کاهش خطر احتمال ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی، این ماده غذایی را باید بخشی از رژیم غذایی خود درآورید. نکات زیر را برای استفاده از این ماده غذایی مفید در غذاهای هر روزتان به کار گیرید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA"><br />
در همبرگر، کوفته، سس اسپاگتی و ماکارونی یا لازانیا، نیمی از گوشت مصرفیتان را با پروتئین سویا جایگزین کنید. ابتدا پروتئین سویا را با مایعی تشکیل شده از سوس گوجه فرنگی و شیر مخلوط کنید که مزه بهتری پیدا کند و بعد آنرا با مابقی گوشتتان مخلوط کنید. مطمئن باشید هیچکس تفاوت آن را نخواهد فهمید.<br />
به جای شیرهای معمولی، یکبار هم شیر سویا را امتحان کنید. میوه یا آبمیوه مورد علاقه خود را به همراه کمی عسل یا شیره افرا برای شیرین تر کردن آن به شیرسویا اضافه کنید و خواهید دید که در کمتر از یک دقیقه نوشیدنی فوق العاده خوشمزه و سالم خواهید داشت.<br />
برای تنقلات از آجیل سویا مه شبیه به بادام زمینی است استفاده کنید. می توانید این آجیل را به میکس آجیل خود، سیریال صبحانه تان یا حتی چوب شور یا شکلات خود اضافه کنید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA"><br />
<strong> حبوبات</strong></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA"><br />
حبوبات که شامل عدس، نخود، لوبیا قرمز و لوبیا چشم بلبلی می شود، منبع بسیار عالی از فیبر هستند و می تواند به کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی کمک کند. اگر خوراک لوبیا چندان راضیتان نمی کند، از ایده های زیر استفاده کنید:</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span lang="FA"><br />
برای بالا بردن سرعت و تسهیل استفاده می توانید از کنسرو این حبوبات استفاده کنید. فقط کایف است آن را زیر آب سرد بگیرید و قبل از اضافه کردن به غذا آن را آبگیری کنید.<br />
آش و سوپ هایی انتخاب کنید که حاوی حبوبات باشد. سوپ عدس، آش رشته یا سوپ لوبیا و ماکارونی انتخاب های بسیار خوبی هستند.<br />
لوبیا پخته را با کمی سس تورتیلا، مرغ، سبزیجات، سالسا و پنیر مخلوط کنید و غذایی فوق العاده خوشمزه خواهید داشت. برای خوشمزه تر کردن لوبیا چشم بلبلی هم می توانید موقع استفاده کمی سس سالسا تند به آن اضافه کنید.<br />
به غذاهایی که معمولاً می خورید، حبوبات اضافه کنید. عدس پلو، اضافه کردن نخود به سالاد و لوبیا قرمز به سس ماکارونی انتخاب های بسیار خوبی است</span>
</p>
<p style="text-align: right;">منبع: مردمان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.mediatics.net/wp/?feed=rss2&amp;p=545</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>7 راه موفقیت در تمام مراحل کاری</title>
		<link>http://www.mediatics.net/wp/?p=544</link>
		<comments>http://www.mediatics.net/wp/?p=544#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 12:01:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[** همه مقاله ها **]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.mediatics.net/wp/?p=544</guid>
		<description><![CDATA[هرچه در کارتان باتجربه تر و متخصص تر می شوید برای رسیدن به موفقیت به علم، مهارت و استعداد نیاز دارید.
مرحله اول (خود)
وقتی اولین کارتان را به دست می آورید، اولین چیزی که از شما انتظار می رود مهارت های تکنیکی، درک خوب از تئوری و اصول حیطه کارتان است. از شما انتظار می رود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">هرچه در کارتان باتجربه تر و متخصص تر می شوید برای رسیدن به موفقیت به علم، مهارت و استعداد نیاز دارید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span style="line-height: 115%" lang="FA">مرحله اول (خود)</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">وقتی اولین کارتان را به دست می آورید، اولین چیزی که از شما انتظار می رود مهارت های تکنیکی، درک خوب از تئوری و اصول حیطه کارتان است. از شما انتظار می رود دستورالعمل ها را به درستی و با اطمینان اجرا کنید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">خیلی زود در کارتان تکنیکی می شوید و علم زیادی در حیطه کارتان پیدا میکنید. متخصصی می شوید که فارغ التحصیلان جدید می توانند به خوبی از شما راهنمایی بگیرند و برای همکارانتان هم مشاور خوبی خواهید بود.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span style="line-height: 115%" lang="FA">مرحله دوم (ابزارها)</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">بعد از چند سال کم کم راه های بهتری برای انجام فعالیت هایتان پیدا می کنید. هدفتان انجام کار بیشتر، در مدت زمان کمتر و با تلاش کمتر خواهد بود. شما جوان، پرانرژی، و بسیار مشتاق به کار هستید. دیگر از کارهای تکراری و یکنواخت خسته خواهید شد.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">از اینرو یا ابزارهای لازم برای آنرا خودتان می سازی و یا از ابزارهای موجود در بازار استفاده می کنید. درنتیجه دانش ابزارآلات موجود، طریقه استفاده و ماهر شدن در آنها بخش بسیار مهمی از لیست مهارت های شما خواهد شد.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span style="line-height: 115%" lang="FA">مرحله سوم (مردم)</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">وقتی مهارت های تکنیکی در حیطه کارتان به دست آوردید و در استفاده از ابزارآلات هم ماهر شدید، عملکردتان بسیار بهتر از همکارانتان خواهد شد. از اینرو شرکتی که برای آن کار می کنید، تصمیم می گیرد که شما را به کادر مدیریت ارتقاء درجه دهد. شما دیگر یک مدیر پروژه خواهید بود.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">در برخی شرکت ها دو خط پیشرفت کاری وجود دارد، یکی نردبان مهارت تکنیکی است و دیگری نردبان مدیریت. ممکن است مسئولیت مدیریت پروژه را قبول نکنید و دوست داشته باشید که سِمَت متخصص فنی یا مشاور فنی را به دست آورید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">انتخابتان هرچه که باشد در این مرحله کارتان خواهید دید که همکارانتان که مهارت های مدیریتی بالاتری دارند، پاداش بیشتر، ترفیع سریعتر و حقوق بیشتری عایدشان می شود. درنتیجه در مرحله سوم شما چه مستقیماً مسئول بازده کاری یک تیم هستید یا مشاور و راهنمای پروژه های مختلفید، نیاز به مهارت های مدیریتی دارید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">پرورش روابط میان فردی، مذاکره، انگیزه، مربی گری و راهنمایی افراد تازه کار مستقیماً بعنوان یک مدیر پروژه یا ضمنی بعنوان متخصص فنی مهمترین نیاز این زمان شماست. با موفقیت در این جوانب بسیار موثرتر و کارامدتر خواهید شد و با سرعت و تلاش بیشتری به سمت موفقیت حرکت می کنید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span style="line-height: 115%" lang="FA">مرحله چهارم (مشتری)</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">یکی از مهمترین روابط و انتظارات که با آن روبه رو خواهید بود درمورد مشتری هایتان است.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">مشتری دیگری که انتظارات و روابط او باید در ذهنتان باشد، مدیر کل تان، همکاران و سوپروایزرهای او هستند. این مشتری های مهم چه فکری درمورد شما می کنند؟ آیا منبع باارزشی برای آنها به حساب می آیید؟</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">متوجه خواهید شد که در زندگی فردی که مشتریانش را خوشحال و راضی نگه می دارد شناخت بیشتری پیدا می کند و سریعتر در کارش ترفیع می گیرد. </span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span style="line-height: 115%" lang="FA">مرحله پنجم (ابزارها و تکنیک های </span></strong><strong><span style="line-height: 115%" dir="ltr">PM</span></strong><strong><span style="line-height: 115%" lang="FA">، اصول و روش پردازش)</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">این روزها با تاکید بر کیفیت تحویلات هر کمپانی از تعداد زیادی ابزار و تکنیک های مدیریت پروژه استفاده می کند تا به بازده بیشتر و پایدارتری برسد. شما باید بتوانید در این ابزارها و تکنیک ها استاد شوید تا اطلاعاتی که مدیر کل تان نیاز دارد را فراهم کنید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">علاوه بر این باید درصدد راه هایی برای ارتقاء فرایند و بالا بردن بازده باشید. باید مطمئن شوید که همه کارکنان از اهمیت ارتقاء فرایندها آگاهند. همکار روبه رویی شماست که دقیقاً می داند چطور می تواند کاری را بهتر انجام دهد. </span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span style="line-height: 115%" lang="FA">مرحله ششم (تیم های کارکردی، پروژه های پیچیده بزرگ)</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">وقتی تیم های کارکردی را مدیریت می کنید به چیزی بیش از مهارت های مردمی، پروژه و ابزار نیاز دارید. شما به حمایت بسیار زیادی از طرف فرهنگ و طریقه کار شرکت نیاز دارید. فرهنگ تعاونی شرط لازم برای موفقیت چنین تیم هایی است. سیاست قرض گرفتن منابع خطراتی برای موفقیت پروژه ها خواهد بود. </span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">در کار کردن با پروژه های پیچیده بزرگ نیاز به مهارت های مذاکره ای و انگیزشی، ارتباطی و تشویقی به میزان بالاتری دارید. باید مراقب خطرات احتمالی و مهارت های گزارشی باشید و اطمینان یابید که عملکردهای لازم انجام گیرد. برای پروژه های بزرگ، مسئله سوددهی باید دقیق تر بررسی شود. آیا سازمان ابزارهای لازم برای انجام آن را دارد؟ درغیر اینصورت باید بتوانید مقیاس ها و نقطه های بازرسی را تعریف کنید تا پروژه های بزرگ و پیچیده از نظر مالی سوددهی داشته باشند.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span style="line-height: 115%" lang="FA">مرحله هفتم ( مدیریت واحد تجارت)</span></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">درست مثل مورد پروژه های بزرگ و پیچیده، شما بعنوان مدیر واحد تجرتی شرکت باید مراقب حاشیه سود باشید. شرکت دستاوردهای بلند و کوتاه مدن و اهداف واحد تجارتی را به یاد داشته باشید. باید بدانید که چطور آنها را خودتان با در نظر گرفتن وضعیت بازار، مشتری های کنونی و احتمالی، قدرت و ضعف تیمتان تعریف کنید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">بازار مدام در تغییر است. وجود تغییر تنها چیزی است که تغییر نمی کند. مشتری ها می آیند و می روند و پروژه های آنها نیازمند تغییر است. تکنولوژی تغییر می کند و این نیز روی پروژه های شما تاثیر می گذارد. تحقق نیازهای تیم باید از قبل برنامه ریزی شود تا پروژه های خوب را فقط به خاطر نبود مهارت انسانی از دست ندهید.</span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 10pt;direction: rtl;text-align: justify" dir="rtl"><span style="line-height: 115%" lang="FA">بنابراین به عنوان مدیر واحد بازرگانی شرکت شما شروع به بررسی مسیر حرکت شرکت می کنید.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="line-height: 115%" dir="rtl" lang="FA">اینها 7 مرحله اصلی دانش و مهارت هستند که باید در آنها خبره شوید. بااستفاده از راهکارهایی که در این مقاله ذکر شد و استفاده از توانایی ها و مهارت های خود می توانید همیشه در کارتان اول باشید.</span><br />
منبع: مردمان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.mediatics.net/wp/?feed=rss2&amp;p=544</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>55 راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهان</title>
		<link>http://www.mediatics.net/wp/?p=543</link>
		<comments>http://www.mediatics.net/wp/?p=543#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 12:00:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[** همه مقاله ها **]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات عمومي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.mediatics.net/wp/?p=543</guid>
		<description><![CDATA[هرکسی استعدادی دارد. شاید استعداد شما پاشیدن شیر از دماغتان باشد&#8230;اما هرچه که باشد این هم استعدادی است. و تقریباً از همه استعددها می شود پول درآورد. کلید کار این است که آن استعداد پنهانتان را پیدا کنید و بعد آنرا به شکل یک بیزنس دربیاورید. متاسفانه خیلی ها در آن قسمت پیدا کردن استعداد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify"><span lang="FA">هرکسی استعدادی دارد. شاید استعداد شما پاشیدن شیر از دماغتان باشد&#8230;اما هرچه که باشد این هم استعدادی است. و تقریباً از همه استعددها می شود پول درآورد. کلید کار این است که آن استعداد پنهانتان را پیدا کنید و بعد آنرا به شکل یک بیزنس دربیاورید. متاسفانه خیلی ها در آن قسمت پیدا کردن استعداد درجا می زنند. به همین خاطر در این مقاله 55 راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهانتان معرفی می کنیم تا کار برایتان ساده تر شود.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">1. متاسفم، هیچ بهانه ای پذیرفته نیست.</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">اول ببینید که با پیدا نکردن استعدادهایتان چه منافعی نصیبتان می شود. مثلاً فرض کنید که شدیداً از امتحان کردن چیزهای جدید واهمه دارید چون ممکن است عمل نکند، پس اجازه ندادن به شکوفایی استعدادتان بهانه ای برای عدم موفقیتتان است. شاید هم راحت ترید که مشکلاتتان (خستگی، بی پولی) را گردن کسان دیگر یا چیزهای دیگر بیندازید؟</span></p>
<p align="justify"><span lang="FA">وقتی بفهمید که با نشناختن استعدادهایتان چه چیزی عایدتان می شود آنوقت خیلی راحت تر می توانید آن عقاید و باورهای قدیمی درمورد خودتان را دور بریزید و به سمت ایده های جدید گرایش پیدا کنید. </span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">2. از سر ناچاری کوزه نقاشی کنید.</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">من استعداد پنهانم را با نقاشی کردن کوزه در 1998 پیدا کردم که می خواستم برای 80 طعم مختلف چای روی کانتر آشپزخانه ام ظرف های مخصوص داشته باشم. </span>تا حالا 5000 کوزه شیشه ای نقاشی کرده ام که هیچکدام شبیه هم نیستند و بیشتر آنها را هم یا فروخته ام یا هدیه داده ام.</p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">3. آینه، آینه روی دیوار</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">به چیزهایی فکر کنید که به طور طبیعی انجام می دهید و بقیه می گویند، &#8220;کاش می توانستم من هم اینکار را به خوبی تو بکنم&#8221;. اینکار را همان استعداد ذاتی خود بدانید و در آینه نگاهی به خودتان بیندازید و خودتان را به خودتان معرفی کنید و مثلاً بگویید: &#8220;سلام، من آدریان گارلند هستم و میتوانم زندگی شما را ساده تر کنم&#8221;. و مطمئنم که دقیقاً همان احساس را پیدا خواهید کرد.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">4. بقیه قبل از شما آنرا می بینند</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">یک راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که با رویی باز با ایده های جدید برخورد کنید</span><span lang="FA">—</span><span lang="FA">حتی اگر احمقانه به نظر برسند. سالیان سال کارمندان و ارباب رجوع هایی که در محل کار به من مراجعه می کردند می گفتند که من معلم خیلی خوبی می شوم. من هیچوقت این ایده را جدی نگرفتم چون فکر می کردم اصلاً با درس دادن راحت نیستم. در سال 1994 موضوعی پیدا کردم که شدیداً به آن علاقه داشتم</span><span lang="FA">—</span><span lang="FA">شکلات</span><span lang="FA">—</span><span lang="FA">و الان از درس دادن لذت می برم چون برایم مثل تفریح است و شباهتی به کار ندارد.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">5. نقاط قوتتان را پیدا کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">بهترین راه برای پیدا کردن نقاط قوت یا استعدادهای پنهانتان این است که تست آنلاین کتاب &#8220;توانایی هایتان را کشف کنید&#8221; </span><span dir="ltr">(Now, Discover your strength)</span><span lang="FA"> نوشته مارکیز بوکینگهام را انجام دهید. این تست آنلاین استعدادهای پنهانتان را به شما نشان می دهد.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">6. توانایی هایتان را قدرت بدهید.</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">کتاب پیدا کردن استعداد 2 نوشته تام راث</span><span dir="ltr"> 2.0)</span><span> </span><span dir="ltr">(SrengthFinder</span><span lang="FA"> را بخوانید. ارزشیابی های آنرا انجام دهید و به پیامهایی که می دهد توجه کنید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">7. دنبال غریزه تان بروید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">هر چیزی که بیشترین رضایت فردی را به شما می دهد به احتمال خیلی زیاد همان استعداد ذاتی شماست.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">8. هرکاری که دوست دارید بکنید.</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">بهترین راه برای کشف استعداد پنهان این است که فکر کنید به چه کارهایی علاقه دارید. چه کاری را همیشه دوست داشتید انجام دهید اما تا حالا اقدام نکرده اید؟ کدام کار که دیگران انجام می دهند را می بیند و دوست دارید که شما هم می توانستید آنکار را بکنید. مهمترین نکته در کشف استعداد این است که به کارهایی فکر کنید که دوست دارید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">9. در کلاس های </span></strong><strong><span dir="ltr">Improv</span></strong><strong><span lang="FA"> شرکت کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA"> </span>کلاس های <span dir="ltr">Improv</span><span lang="FA"> شمار ا ترغیب می کند فکرتان را به ژانرهای مختلف معطوف کنید: مثل سینما، کشورها، لهجه ها، دوره های زمانی و &#8230; آنوقت همانی می شوید که برای آن صحنه لازم است: مثلاً یک خارجی، یک اشراف زاده قرن هجدهم، یک راننده تریلی 60 ساله، یک دختربچه 5 ساله و &#8230; می شوید. صداهای مختلف از خودتان دربیاورید، مدل های مختلف راه بروید، برقصید، آواز بخوانید. خودتان را روی صحنه به چهره ها و شخصیت های مختلف تبدیل کنید و مطمئن باشید که با این راه پی به خیلی از علایق پنهان خود می برید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">10. خوب گوش کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">اگر خوب گوش کنید مردم خیلی چیزها درمورد خودشان می گویند. همیشه برای استخدام کردن کسی، دوستیابی یا هر بیزنسی کمی درمورد پیشینه افراد تحقیق کنید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">11. توصیه الینور روزولت را دنبال کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">&#8220;کاری را بکنید که بیشتری واهمه را از آن دارید:. این جمله را دنبال کنید و مطمئن باشید که به پیدا کردن استعداد پنهانتان کمک می کند.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">12. همه چیز را امتحان کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">وقتی دست به هر کاری بزنید مطمئن باشید که استعداد پنهانتان خواه ناخواه پدیدار می شود. فقط باید زود بفهمید که در کدام کارها استعداد ندارید و سریعاً آن را کنار گذاشته و وقتتان را هدر ندهید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">13. قلمرو آسایش مانع رشدتان می شود</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">بهترین راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهان این است که کارهایی کاملاً جدید و ترسناک انجام دهید. چتربازی را امتحان کنید، در رستوران زیر آواز بزنید، برای دیدن مکانی بروید که هیچ چیز درمورد آن نمی دانید، برای یک مرکز بحران داوطلب شوید، در رشته ای تحصیل کنید که هیچ چیز از آن نمی دانید. دیوارهای قلمرو آسایشتان را بشکنید و مطمئن باشید که بااینکار چیزهایی در خودتان پیدا میکنید که هیچوقت فکرش را هم نمی کردید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">14. خلاق باشید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">هر روز 3-2 دقیقه ازوقت آرامشتان را برای فکر کردن روی یک پروژه یا ایده ای که روی آن کار می کنید اختصاص دهید. برای اینکار به خودتان وقت و فضا بدهید. اگر حواستان پرت می شود نت برداری کنید. هدف این است که اجازه بدهید فکرتان سرگردان شود. همه ما می دانیم که بهترین ایده ها زمانی به فکرمان خطور می کنند که به هیچ چیز خاصی فکر نمی کنیم. پس بنشینید، آرام باشید و فقط فکرتان را سرگردان کنید و مطمئن باشید که ایده های بسیار خلاقانه و جدیدی به ذهنتان می رسد و باعث می شود به دنیا از یک دریچه تازه نگاه کنید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">15. گوش کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">به حرفهای کسانی که می شناسید گوش کنید. شاید ندانید که چه کارهایی را می توانید خوب انجام دهید اما آنهایی که می شناسید حتماً می دانند. دفعه بعد که کسی چیزی درموردتان به شما می گوید، از آن سرسری نگذرید، آن کار را دنبال کنید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">16. وقتی بچه بودید می دانستید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA"> </span>به یاد بیاورید که وقتی در زمان کودکی (قبل از هفت سالگی) با خودتان بازی می کردید چه تخیلاتی داشتید. این شما را به هدف روحتان می رساند. آیا آنموقع وانمود می کردید که معلم هستید، یا همیشه چیزهایی می ساختید، یا برای عروسک هایتان لباس می دوختید، یا به مداوای حیواناتتان می پرداختید؟ باید به یاد بیاورید که موقع تنهایی در آن سنین که تحت تاثیر هیچ کسی نبودید و خود درونیتان بسیار پررنگ تر از ذهن آگاهتان بوده، درمورد چه چیزهایی خیالپردازی می کردید.</p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">17. آیا واقعاً پنهان است؟</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">من فکر می کنم گاهی اوقات استعدادهای پنهان ما چندان هم پنهان نیستند. بیشتر به نظر می رسد که سرکوب شده اند یا نادیده گرفته شده اند. بیشتر به آنچه که دیگران در شما می بینند و خودتان چندان اعتقادی به آن ندارید توجه کنید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">18. چه کاری برایتان ساده تر است</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">همه ما فکر می کنیم کارهایی را که خوب انجام می دهیم کارهای ساده ای هستند به همین خاطر ارزش و اعتبار چندانی برای آنها قائل نیستیم. و برعکس به چیزهایی ارزش می گذاریم که انجام دادن آن برایمان دشوار است و برای بقیه افراد ساده است. وقتی انجام کاری برایتان ساده است این احتمال وجود دارد که خوب هم انجامشان می دهید و مطمئن باشید که آنهایی که برایشان انجام آن سخت است برای انجام آن به شما پول می دهند.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">19. </span>موهبت الهیتان را کشف کنید</strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">برای پیدا کردن آن موهبت خاص الهی در خودتان به چیزهایی فکر کنید که برایتان ساده است. یعنی کارهایی که برای شما خیلی ساده اند اما برای دیگران اینطور نیست. چه کارهایی هست که دیگران برای انجام آن سراغ شما می آیند چون برای شما مثل آب خوردن است و برایتان مهم نیست که حتی درقبال آن به شما پولی بپردازند. </span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">20. یک چیز بدون هیچ تلاشی؟</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">1) چه کاری بوده که همیشه رویای انجام آن را در سر داشته اید؟ وقتی بچه بودید در انجام چه کاری خیالپردازی می کردید؟ چه موفقیتی در زندگی افراد دیگر باعث می شود احساس حسادت کنید؟ </span></p>
<p align="justify"><span lang="FA">2) چه کاری است که بدون تلاش و زحمت و به آسانی انجام می دهید؟ </span></p>
<p align="justify"><span lang="FA">3) انجام چه کاری را بیشتر از هر چیز دیگر دوست دارید؟ آنکاری که وقتی انجامش می دهید انگار زمان ایستاده است و دقایق بدون اینکه احساسشان کنید می گذرند.</span></p>
<p align="justify"><span lang="FA">4) هر چیزی حول و حوش آن استعداد پنهان اتوماتیک وار توجه شما را جلب می کند.</span></p>
<p align="justify"><span lang="FA">5) هر زمان که این کار را انجام می دهید، حتی اگر ناآگاهانه انجامش می دهید، احساس شادی، راحتی،آرامش، و امنیت میکنید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">21. جرقه درونیتان را آتش بزنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">استعدادهای واقعی ما با احساس خود ما شعله می گیرند. به ضربان قلبتان گوش دهید. وقتی سرعت آن بالا می رود، هدفمان با احساس سوختگیری می کند و باعث می شود بتوانیم وارد عمل شویم. عمل کلید کار برای یافتن استعدادهای درونیمان است. اگر آن جرقه آنجا نباشد شما استقامت کافی برای عبور از موانع و مشکلات راه را نخواهید داشت.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">22. به صدای درونتان گوش کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">ببینید صدای درونتان چه می گوید. گاهی وقت ها قبل از اینکه آن صدا را بشنویم راه میافتیم و سقوط می کنیم.</span></p>
<p align="justify"><span lang="FA"> </span><strong>23. شکلک خندان </strong><strong><span dir="ltr">J</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">چه کاری باعث می شود که روی لبهایتان لبخند بنشیند؟ همان کار را بکنید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">24. عصبانی نشوید، پول دربیاورید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">وقتی می بینید یک جای کار اشتباه است چرا سعی نمی کنید درستش کنید؟ اگر فکر می کنید چیزی مشکل دارد، مطمئن باشید ایجاد تغییر در آن پولدارتان می کند. این احتمال وجود دارد که وقتی چیزی شما را اذیت می کند، برای دیگران هم همینطور باشد. چه بهتر که بتوانید کاری بکنید که به نفع همه باشد.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">25. ناامیدی هایتان را برطرف کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">از خودتان بپرسید، چه چیزی ناامیدتان یمکند؟ آیا می توانید آن را درست کنید؟ شاید درست کردن آن منبع ناامیدی همان استعداد پنهان شما باشد یا همان توانایی که شما را از بقیه آدم ها متمایز می کند.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">26. دنبال بزرگترین باشید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">همه ایده هایتان را در نظر بگیرید و آنها را یادداشت کنید. دور همه آن کارهایی که دوست دارید یک دایره بکشید و چند روز درمورد آنها فکر کنید. حالا باید آنی را پیدا کنید که از بقیه بزرگتر است و بقیه موارد را هم درخود می گنجاند. حالا همان را انجام دهید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">27. به خودتان روی بیاورید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">بهترین راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که &#8230; گاهی اوقات استعدادهای ما به این دلیل پنهان می شوند که ما خودمان را مشغول کارهای دیگری می کنیم تا پول دربیاوریم. به جای این باید به کارهایی فکر کنیم که واقعاً دوست داریم. مثلاً من همیشه نویسنده خیلی خوبی بودم ولی هیچوقت فکر نمی کردم که این می تواند شغلم باشد. در دانشگاه محیط زیست خواندم و بعد از فارغ التحصیلی در صنعت محیط زیست وارد کار شدم. آنجا بود که موقع نوشتن گزارش ها فهمیدم استعداد واقعی من نویسندگی است و از آنجا بود که وارد اینکار شدم.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">28. از قلمروتان بیرون بیایید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">در کلاسی شرکت کنید یا سرگرمی برای خودتان انتخاب کنید که کاملاً خارج از قلمرو آرامشتان است. اگر مطمئن نیستید چه کاری را انتخاب کنید می توانید از دوستانتان، خانواده یا همکارانتان بپرسید. </span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">29. روی سنگ قبرها را بخوانید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">به قبرستان بروید و کمی قدم بزنید. روی خیلی از سنگ قبرها هنرها و استعدادهای متوفیان را می توانید بخوانید. خیلی وقت ها به این فکر می کنم که روی سنگ قبر من چه می نویسند، اینکه در چه کاری مهارت دارم و چه چیزهایی را هنوز کشف نکرده ام؟ من استعدادم در شعر را از همین راه خواندن یک سنگ قبر در قبرستان کشف کردم.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">30. آیا ماهی می تواند آب را توصیف کند؟</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">دانستن بهترین استعدادتان مثل شناخت ماهی از آب است. بهترین استعدادهای شما بااینکه خیلی طبیعی هستند اما شناختنشان سخت است. می توانید از گروهی از دوستان و نزدیکانتان، چه متعلق به گذشته و چه حال، استفاده کنید و از آنها بپرسید که به نظرشان در کاری خوب هستید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">31. گروه های مشاوره استعدادیابی</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">در گروه های مشاوره به اعضاء آموزش داده می شود که چطور استعدادهای پنهان اعضای دیگر را حدس بزنند. با شرکت در این گروه ها می توانید به بحث و بررسی استعدادهای خودتان و دیگران بپردازید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">32. پرافتخارترین لحظه های زندگیتان را به یاد بیاورید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">موفقیت ها و دستاوردهای زندگی گذشته تان را به یاد آورده و جایی یادداشت کنید، حتی موفقیت هایی که در کودکی به آن دست پیدا کردید. مطمئناً یک نقطه مشترک در همه آنها احساس خواهید کرد و به همین ترتیب استعداد پنهانتان را کشف می کنید. </span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">33. به فرزندانتان گوش کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">وقتی به یک خانه جدید اسبابکشی کردیم، دختر 9 ساله ام گفت که دوست دارد روی سقف اتاقش یک آسمان نقاشی شود و روی دیوارها هم گل کشیده شود. اصرار داشت که من اینکار را انجام دهم و می گفت که میداند از عهده اش برمی آیم. اول گیج بودم ولی با پرسیدن از چند نفر درمورد نحوه قاطی کردن رنگ ها و کشیدن یک طرح جالب کارم را شروع کردم. از همانجا بود که کارم را شروع کردم.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">34. دوست دارید زندگیتان چه شکلی باشد؟</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">خیلی وقت ها برای اینکه بفهمیم علاقه مان چیست از ما می پرسند که دوست داریم چه کار کنیم. اما برای خیلی از ما این لیست چندان طول و دراز نیست. من معمولاً بهترین اطلاعات را از ارباب رجوع هایم وقتی به دست می آورم که از آنها می خواهم یک روز/یک ماه یا یک سال از زندگی ایدآلشان را برای من توصیف کنند. اینکار باعث می شود دقیقاً بفهمید که دوست دارید زندگیتان را چطور بگذرانید و خیلی از علایقتان را کشف خواهید کرد.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">35. چه چیزی ضربان قلبتان را بالا می برد و چشهایتان را برق می اندازد؟</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">چه کارهایی هست که گذر زمان را برایتان ساده تر می کند و می توانید ساعت ها درمورد آن حرف بزنید؟ شاید به نظرتان اینها استعداد نباشد اما اگر اینقدر از انجام آنها لذت می برید، این احتمال وجود دارد که بتواند شما را به استعدادهایتان برساند.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">36. توانایی های منحصربه فرد</span></strong><strong><span lang="FA">—</span></strong><strong><span lang="FA">فقط سوال کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">یک تمرینی بود که من برای پیدا کردن توانایی منحصر بفردم از آن استفاده کردم. در این تمرین سوالی را برای همه دوستان، اعضای خانواده و همکارانم می فرستادم و از آنها می خواستم بگویند که چه چیزی من را فردی خاص می کند. اکثر آنها جواب دادند و من همه پاسخها را نگه داشتم. بین همه آنها پاسخ های مشترکی پیدا کردم که باعث شد بتوانم استعداد پنهانم را کشف کنم.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">37. ذهن ناخودآگاهتان را آشکار کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">یاد بگیرید که چطور وقتی حتی یک درخت ساده نقاشی می کنید، آنرا بخوانید و تفسیر کنید. این تکنیک ساده به شما این امکان را می دهد تا خود درونیتان را کشف کنید. هرچه بیشتر درمورد ذهن ناخودآگاهتان بدانید بیشتر پی به استعدادهای ذاتی خود می برید. </span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">38. ساز زدن همراه با عشق</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">اگر فرصت این را نداشتم که موقع جوانی ساز زدن یاد بگیرم، فکر نمی کنم به موقعیتی که الان دارم دست پیدا می کردم.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">39. تعریف و تمجیدها را جدی بگیرید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">به تعریف و تمجیدهایی که دیگران از شما می کنند خوب فکر کنید. بااینکار متوجه می شوید که در انجام چه کارهایی مهارت و استعداد دارید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">40. </span>به لذت های دوران کودکی فکر کنید</strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">به دوران کودکی خود فکر کنید و ببینید چه کارها و فعالیت هایی بیشترین لذت و رضایت را به شما می داده است. شاید به یاد بیاورید که دوست داشتید با دست هایتان کار کنید یا وقت خود را به آشپزی بپردازید یا تمام روز را نقاشی کنید. شاید هم دوست داشتید که بیرون از خانه بروید و دست به اکتشاف بزنید یا اینکه برای دوستان و خانواده هنرنمایی می کردید و سرگرمشان می کردید. شاید عاشق کتاب خواندن بوده اید یا اینکه دوست داشتید چیزهای خراب و شکسته را درست کنید. وقتی بفهمید که چه فعالیت هایی در دوران بپگی باعث شادی و رضایت شما می شده راحت تر می توانید استعداد و توانایی پنهان خودتان را کشف کنید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">41. نیایش معنوی و درونی برای یافتن هدف</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA"> </span>به درون خودتان برگردید و راهنمایی معنوی طلب کنید. احساسات و ایده هایی که منجر به عشق و هدف می شوند را شناسایی کنید. خودتان را از این زمین بکنید و کمی آسمانی شوید.</p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">42. به علایقتان فکر کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">به فعالیت هایی فکر کنید که بیشتر به آنها علاقه دارید و تحقیق کنید که بازار کاری برای آن وجود دارد یا نه.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">43. گنج های پنهان را در خاطرات جستجو کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA"> </span>به آن چیزهای ساده ای فکر کنید که در کودکی شادتان می کرده است. استعدادهای پنهان ما معمولاً در گذشته مخفی شده اند و در زندگی بزرگسالی دیده نمی شوند. به شادترین زمان های زندگیتان فکر کنید و آن نمونه ها را وارد زندگی حالتان کنید. شاید به این وسیله بتوانید استعدادهای پنهانتان را کشف کنید.</p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">44. استعدادها در علایق نهفته اند</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">این احتمال وجود دارد که کسان دیگری به چیزهایی که شما به آن علاقه دارید، حتی اگر فکر کنید که به هیچ طریقی نمی توانید از آنها پول دربیاورید، علاقه داشته باشند. پس کسان دیگری را باهمان علایق پیدا کنید و ببینید دیگران چطور علایقشان را به استعداد تبدیل می کنند.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">45. با پرسیدن یک سوال در 10 دقیقه استعدادتان را کشف کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">اگر واقعاً می خواهید استعدادتان را کشف کنید و درعین حال یک نفر را در زندگیتان بهتر بشناسید اینکار را انجام دهید: کنار هم بنشینید و از طرفتان بخواهید از شما بپرسد که &#8220;تو کی هستی؟&#8221;. آنوقت شروع کنید به مدت 10 دقیقه با پاسخ های یک کلمه ای جواب او را بدهید، مثلا: &#8220;یک شنونده، یک کمدین، انرژی و &#8230;&#8221;. بعد نوبت به فرد مقابل می رسد. وقتی هر دو شما اینکار را انجام دادید، به همدیگر بگویید که چه شنیده اید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">46. یاد بگیرید که استعدادهایتان را کشف کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">یک دفترچه بردارید و محیط آرامی پیدا کنید. از قدیمی ترین خاطراتتان در دوران کودکی شروع کنید که سرشار از لذت و خوشبختی بودید. زمانی که همه تعریف و تمجیدها متوجه شما بود. همه کارهایی که می کردید، جاهایی که می رفتید، کسانی که با آنها وقت می گذراندید را یادداشت کنید. آن خیال و رویایی که درمورد آینده خود داشتید را هم یادداشت کنید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">47. چطور استعدادهای پنهانتان را پیدا کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">برای پیدا کردن استعداد پنهانتان این تمرین را انجام دهید: یک تکه کاغذ بردارید و دو ستون روی آن بکشید. روی ستون راستی همه کارها و سرگرمی هایی که قبلا داشتید و الان دارید را یادداشت کنید. زیر ستون چپی همه مهارت هایی که برای انجام آن فعالیت ها استفاده می کردید یا می کنید را بنویسید. لیست را بررسی کنید و تکراری ها را خط بزنید. آنهایی که باقی می مانند استعدادهای پنهان شما هستند. آنها به این دلیل چنهاند که نمی دانید وقتی کاری را انجام می دهید از آنها استفاده می کنید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">48. پنهان شوید و جستجو کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA"> </span>به این فکر کنید که در دوران کودکی از چه کارهایی لذت می بردید. کودکی آزادی بیشتری دارد و ما دنبال علایقی می رویم که به طور طبیعی در ما وجود دارند. ببینید آیا می توانید آن علایق و استعدادها را به چیزی که در زمان بزرگسالی قابل استفاده باشد تبدیل کنید.</p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">49. به تعریف و تمجیدها گوش کنید. خوب گوش کنید.</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">بقیه خیلی خوب می فهمند که شما در چه کاری مهارت دارید، خیلی کارهایی که خودمان جدی نمی گیریم و توجهی به آنها نمی کنیم. سعی کنید توجه بیشتری به این قبیل تمجیدها بکنید تا به استعدادهای ذاتی خود پی ببرید.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">50. از دیگران بپرسید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">برای پیدا کردن استعداد ذاتی خود باید از دیگران بپرسید که در چه کاری مهارت دارید. این استعداد به این دلیل پنهان است که خودتان هنوز آنرا کشف نکرده اید. یک راه بسیار عالی برای یافتن این استعدادها این است که از خانواده، دوستان، همکارانتان و حتی خودتان بپرسید. </span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">51. ساختن عطر از رایحه لیمو</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">من و برادرم همیشه حس بویایی بسیار قوی داشتیم اما بعد از اینکه هاوایی را ترک کردیم، دلتنگیمان برای وطن تنها چیزی بود که به ما کمک کرد اولین عطرهای مخلوط برای کودکان را بسازیم.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">52. مهارت یاب برای کشف استعداد</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">من از تست مهارت یابی گالوپ </span><span dir="ltr">(Gallup’s Strength Finder 2.0)</span><span lang="FA"> استفاده کردم و وقتی نتیجه تستم را دیدم متوجه شدم که چطور تک تک استعدادهایم برای تکمیل سایر استعدادهایم عمل می کنند. همچنین متوجه شدم تقریباً همه استعدادهایم نقاط مشترکی داشتند و همین من را ترغیب کرد به سمت کار مشاوره خلاق روی بیاورم. </span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">53. ردپاهای دوران کودکی را دنبال کنید</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">وقتی درمورد علایق دوران کودکیم فکر می کنم ردپای همه استعدادها و توانایی های امروزم را می بینم. </span>و مطمئنم که احتمالاً ردپاهای دیگری هم در دوران کودکیم هست که من هنوز متوجهشان نشده ام. مطمئناً برای شما هم همینطور است. با کمی بررسی ریشه هایی را در دوران کودکیتان  پیدا می کنید که می توانند رشد کرده و شکوفا شوند.</p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">54. به چیزهایی فکر کنید که خوشحالتان می کنند</span></strong></p>
<p align="justify"><span lang="FA">لیستی از همه کارهایی که در تمام شغل هایی که در تمام طول زندگی داشته اید تهیه کنید. آن شغل هایی که در شادترین دوران زندگیتان داشته اید احتمالاً همان استعدادهای پنهانتان هستند.</span></p>
<p align="justify"><strong><span lang="FA">55. استعدادتان در روزنامه است</span></strong></p>
<p align="justify"><span dir="rtl" lang="FA"> </span>کدام قسمت از روزنامه یا مجله را بیشتر دوست دارید؟ بخش فیلم، مسافرت، ورزش، سلامتی، مذهب، یا سیاست؟ ممکن است استعدادتان در این قسمت پنهان شده باشد.</p>
<p style="text-align: right;">منبع: مردمان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.mediatics.net/wp/?feed=rss2&amp;p=543</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
