آرشيو: اطلاعات عمومي


ده گام جهت توسعه فروش محصول

تنها با صرف چند دقیقه وقت ، برای خواندن این مقاله ، درمی یابید که چطور می توان به عواملی که باعث توقف رشد یک محصول می شود پایان داد ؟ و چگونه می توانید در رقابت پیروز شوید و مشتریان را به طرف خود جذب کنید ؟
امروزه تبلیغات متنوع و گسترده ای جهت توسعه فروش محصولات جدید موجود است ، ما در اینجا به ده راهکار اشاره کرده ایم و حقیقت این است که تنها با چگونگی رعایت این نکات است که فروش یک محصول با شکست یا بالعکس با پیروزی مواجه می شود!
1- سازماندهی را فراموش نکنید :
سازماندهی در واقع یک ایمنی کامل در مقابل مشکلات پیش بینی نشده است (بطور مثال ،احتساب زمان و احیانا” پرداخت های مدت دار در شرایط خاص )، برای داشتن یک سازماندهی مفید باید امکانات لازم جهت نیل به آن فراهم شود .
اگر در سمت مدیر عامل هستید ، این بدان معنی است که باید نیروهای زیر مجموعه خود را تحت کنترل داشته باشید و امکانات و آموزش های مورد نیاز را جهت گسترش فروش در اختیار آنها قرار دهید . باید جو محیط کار و روحیه آنها را طوری مهیا کنید که اگر با چالشی در مسیر روبرو شوید ، کارمندان شما براحتی با این مسئله کنار بیایند و بتوانند با سازماندهی لازم این چالش را پذیرفته و در حل آن کوشا باشند.
ولی اگر در درجه معاونت یا پایین تر از آن هستید ، وضعیت فرق می کند ، این مدیر کل است که کنترل اصلی چالش ها را در دست دارد ، بعد از سالها تحقیق مشخص شده است که متأسفانه ، برخی از مدیران عامل ممکن است با در اختیار گذاشتن تمامی امکانات لازم و پیشنهادی مدیران ذیربط جهت سازماندهی و حل چالش ها ، موافق نباشد و نهایتا” این طور عقیده دارند که ” قایق همه شرکتها روی یک آب جریان دارد و برای همه این مشکلات هست !”
2- اگر با مشکلاتی غیر قابل حل در مورد تولید محصول خود مواجه شدید ، در آن وقت است که شما سردرگم می مانید !
معنای این سردرگمی چیست ؟ حقیقت این است که باید قبل از شروع هر پروژه ای ، ابتدا آن را در ذهن خود طراحی کنیم.
در ابتدا باید قادر باشیم که صراحتا” در مورد حل مشکل ایجاد شده و پیدا کردن راه حل مناسب برای رضایت متقاضیان، صحبت کنیم و این حس باید به مشتری القاء شود ، در غیر اینصورت اگر نتوانید براحتی این حس را به مشتریان خود انتقال دهید ، مطمئنا” مسیر را اشتباه می روید و با محصولی نامرغوب آوازه ی بدنامی شما در بازار پخش می شود . در این صورت از گام سوم اشاره شده در زیر استفاده کنید.
3- جلوی تولید محصول خود را بگیرید !
شما سردر گم و مبهم مانده اید و نمی توانید اوضاع را تحت کنترل بگیرید ، در این حالت از اینکه جلوی تولید محصول را بگیرید ابایی نداشته باشید ، واقعیت این است که این خط تولید نه تنها هیچ سودی نداشته بلکه تنها برای شما اتلاف هزینه را در برخواهد داشت . درحال حاضر علت این مشکل دیگر مهم نیست ، بهتر است وقت را بیش از این هدر ندهید .
چیز عجیبی نیست ، در بازار کار خیلی اوقات فروش یک محصول سیر نزولی پیدا میکند و در مسیر خود ممکن است خود سرمایه گذار و تمامی پیش نیازهای موجود را با خود غرق کند.
البته فراموش نکنیدکه از دید بازار ، مسئول اصلی این قضایا خود شما هستید نه محصول جدید ، بنابراین با احتیاط پیش بروید .
4- بپذیرید که برای شروع یک سری اطلاعات کافی را نمی دانید ، پس در کسب و به کارگیری آنها کوشا باشید.
در صنعت و بازار جهان امروزی ، راهکارها و مهارتهای جدید را باید کسب کنید . یکی از عمده دلایل شکست برخی شرکتهای قدیمی در دنیای امروزه این است که همانند گذشته اصرار به اصول و راهکرد خود دارند و هیچ گاه در پی پذیرفتن تحولات جدید در مسیر تولید یک محصول و کسب مهارتهای لازم نیستند.
برای مثال ، شرکتهای نرم افزار که کارشان پردازش یک محیط دستوری DOSبه محیط Web است ، اگر دستورات لازم طراحی را در قسمت command line لحاظ نکرده باشند ، مشتری در سایت با تصویری سیاه و سفید ، بدون عکس ،علامات و رنگ ، مواجه میشوند . در دنیای اینترنت ، طراحی ، رنگ آمیزی حرف اول را در ثبات مشتری می زند . در نتیجه برای طراحی یک سایت موفق باید روشها و مهارتهای لازم را جهت برپایی آن آموخت .
5- اگر هنوز به صفر نرسیده اید ، می توانید وام بگیرید یا بخشی از سهام شرکت را واگذار کنید.
بهترین راه ممکن بررسی نیازهای اصلی مشتریان است ، با نگاهی به محصولات مشابه محصول خوددر بازار می بینید که چطور تنها با تحولاتی کوچک توانسته اند نیازها را برآورده کنند ، شما نیز با بازنگری و تغییراتی در روند تولید محصول خود همراه با نوآوری از طریق تکنولوژی مدرن می توانید به این موفقیت ها دست یابید .
بطور دقیق بررسی کنید که چه راهکارهایی را می توانید برای افزایش ارزش محصولات خود بکار گیرید . وام بگیرد یا بخشی از سهام خود را واگذار کنید ، حقیقت این است که مشریان شما خیلی به ساختار شرکت اهمیتی نمی دهند و تنها برای آنها مهم این است که نیازهایشان تأمین شود . برای درک بهتر به ادامه مطالب توجه کنید :
6- از مشتریان خود نظرخواهی کنید و سعی کنید نتایج را در سیر تولید لحاظ کنید.
در اینجا نظر شما چندان اهمیتی ندارد ، بلکه آن چیزی که در درجه اول مهم است تفکر و جایگاه شما نزد مشتریان است . درست است که آنها نمی توانند راه حلی مناسب را پیشنهاد کنند و یا بدرستی قادر نیستند مشکلات و نیازهای خود را صریحا” در مورد استفاده از محصول شما بیان کنند ، اما با نظرخواهی و بررسی موارد مطرح شده می توانید دقیقا” بدانید که آنها چه وقت و چقدر هزینه در این راه در نظر می گیرند و دریابید که چه عاملی موجب توقف و یا کمتر شدن تقاضای آنها شده است .
در نظرخواهی تنها به یک منطقه اکتفاء نکنید ، در زمان ها و مناطق متفاوت این مصاحبه را انجام دهید تا با دید بازتر و اطمینان بیشتر پیش بروید.
حال که متوجه مشکلات شدید ، دیگر در اینجا مسئله ی اصلی ، شروع کار ، بررسی و دستیابی به راه حل مفید است.
7- نتیجه گیری از نظرخواهی
راههای زیادی برای بررسی نیازهای بازار است اینکه بهترین راه حل کدام است ، ساده ، واضح و یا حتی پیچیده فرقی نمی کند. اما برای درک مشکل اصلی ، میتوانید از بین نظرات جستجو کنید ، باید بدانید که زیبایی کلام یا نوشتار در این است که حداقل دو نفر مطلبی را دقیقا” یک شکل بیان کنند.
روش حفظ الگوی اصلی محصول ، راه حلی کم هزینه است ، شما می توانید با لحاظ اصلاحاتی جزئی و بدون نیاز به تغییرات اساسی در الگوی اصلی تولید محصول خود، نیازهای بازار را تأمین کنید . شما برای تولید، امکانات اولیه خود را دارید ، تنها باید یکسری امکانات مورد نیاز را برای تغییرات جدید در خط تولید مد نظر بگیرید .
هدف شما افزایش میزان فروش محصول با صرف حداقل هزینه و کار است . بعد از اعمال اصلاحات ، ممکن است تعداد محدودی از مشتریان خود را در بین زمان صرف شده از دست دهید ، اما هزینه شما هدر نرفته ا ست ، چرا که دیگر مورد انتقاد قرار نمی گیرید.
8- نوآوری و خلاقیت را فراموش نکنید :
برای نمونه تولید دستگاه تلفن را در نظر بگیرید. امروزه یک دستگاه تلفن عموما” باید دارای بلندگو و میکروفن باشد اما همزمان نیز می توان امکانات زیادی را برای آن در نظر گرفت ، مثل ، مکالمه کنفرانس ، سیستم انتظار پشت خط ، نمایانگر شماره تلفن ،..
تمامی شرکت ها می توانند همه امکانات فوق را روی یک تلفن پیاده کنند ، اما چرا بیشتر سازنده ها دستگاه تلفن را بدون لحاظ کردن بلندگو تولیدمی کند و در نتیجه میزان فروش آنها پایین است .
واقعیت این است که آنها وقتی برای بررسی و تولید یک محصول کامل نمی گذارند و به جای آن طی صرف زمان های متعدد و هزینه های بالا دستگاه تلفن پیشرفته تری با امکانات میکروفون و سیستم انتظار پشت خط ، تولیدمی کند ، اما دوباره جاسازی بلندگو را به مدل بعدی اختصاص می دهند!
ودر اینجاست که سرمایه اولیه به خطر می افتد ، چرا که بازار دیگر کشش خرید این مدل ها را ندارد .
با تحقیق بروی وضعیت بازار روز و الگو برداری ، می توان جلوی این اشتباهات را گرفت.
9- اعمال تغییرات مورد نیاز بروی تشکیلات سازمان، جهت موفقیت بیشتر در توسعه فروش و خدمات پشتیبانی
مدیریت اجرایی در این راه امری بسیار مهم است . برای کسب جایگاه و نگهداری آن در بازار کار ، تنها تولید یک محصول خوب کافی نیست ، برای آگاهی از دیگر عوامل ، می توانید باز هم از وضعیت فروش محصولات دیگر ، نظرات مشتریان و نماینده های فروش آنها کمک بگیرید .
همچنین در نحوه ی استفاده از نرم افزارهای تجاری مربوط به محصول خود و اجرای تغییرات در قسمتهای مختلف آن ، اگر مهارتهای لازمه برای استفاده از آن را نداشته باشید و مصرانه ، تنها خودتان بخواهید با آن کار کنید ، مطمئنا” موجب وقوع اشتباهات و سیر نزولی پیشرفت خود و در نهایت شکست در بازار خواهید شد.
در کنار همه ی اینها با اشاره به نکته شماره ” 5 ” ، باز هم یادآور می شویم که گرفتن وام یا واگذاری بخشی از سهام در موفقیت شما نقشی حیاتی دارد.
10 – نتیجه گیری
با مطالعه و بررسی نکات فوق ، شما در حال حاضر تمام زمینه ها را برای جذب مشتری و درآمد بیشتر یاد گرفته اید ، اما به یادداشته باشید که دو عامل اساسی برای موفقیت و درآمدی بالا ، بازاریابی و فروش است .
با رعایت راهکار شماره “9″ جایگاه شما در بازار محکم شده است و تنها باید در ارائه صحیح مراحل آن تمرکز کنید.
در مرحله اول ،باید متقاضی های خود را بشناسید .دوم ، انتظارات آنها را جویا شوید و بفهمید چه عواملی در آنها ، انگیزه ی خرید را بالا می برد. گام بعدی در مرحله خرید است :
به دلیل تنوع تقاضای مشتریان در بازار ، نحوه ی ارائه اطلاعات ، تبلیغات و نوع فروش نیز متفاوت است . برای مثال می توانید ، بروی flash ، تاریخچه شرکت ، محصولات و مصاحبه ای از کسانی که از استفاده ی محصول شما راضی بودند را آماده کنید ، تا آنها براحتی و در فرصتی مناسب تر بیوگرافی شرکت را بررسی کنند.
در حقیقت ، موفقیت شما در گرو تولید یک محصول خوب همراه با بازاریابی قوی است.
پس از خواندن این مطالب ، در کمال آرامش احساس می کنید که به دنیایی جدید وارد شده اید :
عجله نکنید ، به روش قبلی تولید و ارائه محصول خود فکر کنید ؛ حالا می توانید با بکارگیری نکات فوق و اعمال تغییرات لازم ، گامی جدید در تحول کسب و کار خود بر دارید. هیچ انسانی کامل نیست و هر کسی با ارتقاء روش خود ، الگوبرداری سودمند ، می تواند به پیروزی برسد.
مهم این است که با دقت محصول خود را طبق نیاز بازار ویرایش دهید و از منافع آن بهره مند شوید . بیشتر محصولاتی که هم اکنون بازار را تحت اختیار خود دارند ، روزی صاحبان شرکت های آنها این گام های بزرگ را برداشته اند.

_________________________________________________________________________________

55 راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهان

هرکسی استعدادی دارد. شاید استعداد شما پاشیدن شیر از دماغتان باشد…اما هرچه که باشد این هم استعدادی است. و تقریباً از همه استعددها می شود پول درآورد. کلید کار این است که آن استعداد پنهانتان را پیدا کنید و بعد آنرا به شکل یک بیزنس دربیاورید. متاسفانه خیلی ها در آن قسمت پیدا کردن استعداد درجا می زنند. به همین خاطر در این مقاله 55 راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهانتان معرفی می کنیم تا کار برایتان ساده تر شود.

1. متاسفم، هیچ بهانه ای پذیرفته نیست.

اول ببینید که با پیدا نکردن استعدادهایتان چه منافعی نصیبتان می شود. مثلاً فرض کنید که شدیداً از امتحان کردن چیزهای جدید واهمه دارید چون ممکن است عمل نکند، پس اجازه ندادن به شکوفایی استعدادتان بهانه ای برای عدم موفقیتتان است. شاید هم راحت ترید که مشکلاتتان (خستگی، بی پولی) را گردن کسان دیگر یا چیزهای دیگر بیندازید؟

وقتی بفهمید که با نشناختن استعدادهایتان چه چیزی عایدتان می شود آنوقت خیلی راحت تر می توانید آن عقاید و باورهای قدیمی درمورد خودتان را دور بریزید و به سمت ایده های جدید گرایش پیدا کنید.

2. از سر ناچاری کوزه نقاشی کنید.

من استعداد پنهانم را با نقاشی کردن کوزه در 1998 پیدا کردم که می خواستم برای 80 طعم مختلف چای روی کانتر آشپزخانه ام ظرف های مخصوص داشته باشم. تا حالا 5000 کوزه شیشه ای نقاشی کرده ام که هیچکدام شبیه هم نیستند و بیشتر آنها را هم یا فروخته ام یا هدیه داده ام.

3. آینه، آینه روی دیوار

به چیزهایی فکر کنید که به طور طبیعی انجام می دهید و بقیه می گویند، “کاش می توانستم من هم اینکار را به خوبی تو بکنم”. اینکار را همان استعداد ذاتی خود بدانید و در آینه نگاهی به خودتان بیندازید و خودتان را به خودتان معرفی کنید و مثلاً بگویید: “سلام، من آدریان گارلند هستم و میتوانم زندگی شما را ساده تر کنم”. و مطمئنم که دقیقاً همان احساس را پیدا خواهید کرد.

4. بقیه قبل از شما آنرا می بینند

یک راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که با رویی باز با ایده های جدید برخورد کنیدحتی اگر احمقانه به نظر برسند. سالیان سال کارمندان و ارباب رجوع هایی که در محل کار به من مراجعه می کردند می گفتند که من معلم خیلی خوبی می شوم. من هیچوقت این ایده را جدی نگرفتم چون فکر می کردم اصلاً با درس دادن راحت نیستم. در سال 1994 موضوعی پیدا کردم که شدیداً به آن علاقه داشتمشکلاتو الان از درس دادن لذت می برم چون برایم مثل تفریح است و شباهتی به کار ندارد.

5. نقاط قوتتان را پیدا کنید

بهترین راه برای پیدا کردن نقاط قوت یا استعدادهای پنهانتان این است که تست آنلاین کتاب “توانایی هایتان را کشف کنید” (Now, Discover your strength) نوشته مارکیز بوکینگهام را انجام دهید. این تست آنلاین استعدادهای پنهانتان را به شما نشان می دهد.

6. توانایی هایتان را قدرت بدهید.

کتاب پیدا کردن استعداد 2 نوشته تام راث 2.0) (SrengthFinder را بخوانید. ارزشیابی های آنرا انجام دهید و به پیامهایی که می دهد توجه کنید.

7. دنبال غریزه تان بروید

هر چیزی که بیشترین رضایت فردی را به شما می دهد به احتمال خیلی زیاد همان استعداد ذاتی شماست.

8. هرکاری که دوست دارید بکنید.

بهترین راه برای کشف استعداد پنهان این است که فکر کنید به چه کارهایی علاقه دارید. چه کاری را همیشه دوست داشتید انجام دهید اما تا حالا اقدام نکرده اید؟ کدام کار که دیگران انجام می دهند را می بیند و دوست دارید که شما هم می توانستید آنکار را بکنید. مهمترین نکته در کشف استعداد این است که به کارهایی فکر کنید که دوست دارید.

9. در کلاس های Improv شرکت کنید

کلاس های Improv شمار ا ترغیب می کند فکرتان را به ژانرهای مختلف معطوف کنید: مثل سینما، کشورها، لهجه ها، دوره های زمانی و … آنوقت همانی می شوید که برای آن صحنه لازم است: مثلاً یک خارجی، یک اشراف زاده قرن هجدهم، یک راننده تریلی 60 ساله، یک دختربچه 5 ساله و … می شوید. صداهای مختلف از خودتان دربیاورید، مدل های مختلف راه بروید، برقصید، آواز بخوانید. خودتان را روی صحنه به چهره ها و شخصیت های مختلف تبدیل کنید و مطمئن باشید که با این راه پی به خیلی از علایق پنهان خود می برید.

10. خوب گوش کنید

اگر خوب گوش کنید مردم خیلی چیزها درمورد خودشان می گویند. همیشه برای استخدام کردن کسی، دوستیابی یا هر بیزنسی کمی درمورد پیشینه افراد تحقیق کنید.

11. توصیه الینور روزولت را دنبال کنید

“کاری را بکنید که بیشتری واهمه را از آن دارید:. این جمله را دنبال کنید و مطمئن باشید که به پیدا کردن استعداد پنهانتان کمک می کند.

12. همه چیز را امتحان کنید

وقتی دست به هر کاری بزنید مطمئن باشید که استعداد پنهانتان خواه ناخواه پدیدار می شود. فقط باید زود بفهمید که در کدام کارها استعداد ندارید و سریعاً آن را کنار گذاشته و وقتتان را هدر ندهید.

13. قلمرو آسایش مانع رشدتان می شود

بهترین راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهان این است که کارهایی کاملاً جدید و ترسناک انجام دهید. چتربازی را امتحان کنید، در رستوران زیر آواز بزنید، برای دیدن مکانی بروید که هیچ چیز درمورد آن نمی دانید، برای یک مرکز بحران داوطلب شوید، در رشته ای تحصیل کنید که هیچ چیز از آن نمی دانید. دیوارهای قلمرو آسایشتان را بشکنید و مطمئن باشید که بااینکار چیزهایی در خودتان پیدا میکنید که هیچوقت فکرش را هم نمی کردید.

14. خلاق باشید

هر روز 3-2 دقیقه ازوقت آرامشتان را برای فکر کردن روی یک پروژه یا ایده ای که روی آن کار می کنید اختصاص دهید. برای اینکار به خودتان وقت و فضا بدهید. اگر حواستان پرت می شود نت برداری کنید. هدف این است که اجازه بدهید فکرتان سرگردان شود. همه ما می دانیم که بهترین ایده ها زمانی به فکرمان خطور می کنند که به هیچ چیز خاصی فکر نمی کنیم. پس بنشینید، آرام باشید و فقط فکرتان را سرگردان کنید و مطمئن باشید که ایده های بسیار خلاقانه و جدیدی به ذهنتان می رسد و باعث می شود به دنیا از یک دریچه تازه نگاه کنید.

15. گوش کنید

به حرفهای کسانی که می شناسید گوش کنید. شاید ندانید که چه کارهایی را می توانید خوب انجام دهید اما آنهایی که می شناسید حتماً می دانند. دفعه بعد که کسی چیزی درموردتان به شما می گوید، از آن سرسری نگذرید، آن کار را دنبال کنید.

16. وقتی بچه بودید می دانستید

به یاد بیاورید که وقتی در زمان کودکی (قبل از هفت سالگی) با خودتان بازی می کردید چه تخیلاتی داشتید. این شما را به هدف روحتان می رساند. آیا آنموقع وانمود می کردید که معلم هستید، یا همیشه چیزهایی می ساختید، یا برای عروسک هایتان لباس می دوختید، یا به مداوای حیواناتتان می پرداختید؟ باید به یاد بیاورید که موقع تنهایی در آن سنین که تحت تاثیر هیچ کسی نبودید و خود درونیتان بسیار پررنگ تر از ذهن آگاهتان بوده، درمورد چه چیزهایی خیالپردازی می کردید.

17. آیا واقعاً پنهان است؟

من فکر می کنم گاهی اوقات استعدادهای پنهان ما چندان هم پنهان نیستند. بیشتر به نظر می رسد که سرکوب شده اند یا نادیده گرفته شده اند. بیشتر به آنچه که دیگران در شما می بینند و خودتان چندان اعتقادی به آن ندارید توجه کنید.

18. چه کاری برایتان ساده تر است

همه ما فکر می کنیم کارهایی را که خوب انجام می دهیم کارهای ساده ای هستند به همین خاطر ارزش و اعتبار چندانی برای آنها قائل نیستیم. و برعکس به چیزهایی ارزش می گذاریم که انجام دادن آن برایمان دشوار است و برای بقیه افراد ساده است. وقتی انجام کاری برایتان ساده است این احتمال وجود دارد که خوب هم انجامشان می دهید و مطمئن باشید که آنهایی که برایشان انجام آن سخت است برای انجام آن به شما پول می دهند.

19. موهبت الهیتان را کشف کنید

برای پیدا کردن آن موهبت خاص الهی در خودتان به چیزهایی فکر کنید که برایتان ساده است. یعنی کارهایی که برای شما خیلی ساده اند اما برای دیگران اینطور نیست. چه کارهایی هست که دیگران برای انجام آن سراغ شما می آیند چون برای شما مثل آب خوردن است و برایتان مهم نیست که حتی درقبال آن به شما پولی بپردازند.

20. یک چیز بدون هیچ تلاشی؟

1) چه کاری بوده که همیشه رویای انجام آن را در سر داشته اید؟ وقتی بچه بودید در انجام چه کاری خیالپردازی می کردید؟ چه موفقیتی در زندگی افراد دیگر باعث می شود احساس حسادت کنید؟

2) چه کاری است که بدون تلاش و زحمت و به آسانی انجام می دهید؟

3) انجام چه کاری را بیشتر از هر چیز دیگر دوست دارید؟ آنکاری که وقتی انجامش می دهید انگار زمان ایستاده است و دقایق بدون اینکه احساسشان کنید می گذرند.

4) هر چیزی حول و حوش آن استعداد پنهان اتوماتیک وار توجه شما را جلب می کند.

5) هر زمان که این کار را انجام می دهید، حتی اگر ناآگاهانه انجامش می دهید، احساس شادی، راحتی،آرامش، و امنیت میکنید.

21. جرقه درونیتان را آتش بزنید

استعدادهای واقعی ما با احساس خود ما شعله می گیرند. به ضربان قلبتان گوش دهید. وقتی سرعت آن بالا می رود، هدفمان با احساس سوختگیری می کند و باعث می شود بتوانیم وارد عمل شویم. عمل کلید کار برای یافتن استعدادهای درونیمان است. اگر آن جرقه آنجا نباشد شما استقامت کافی برای عبور از موانع و مشکلات راه را نخواهید داشت.

22. به صدای درونتان گوش کنید

ببینید صدای درونتان چه می گوید. گاهی وقت ها قبل از اینکه آن صدا را بشنویم راه میافتیم و سقوط می کنیم.

23. شکلک خندان J

چه کاری باعث می شود که روی لبهایتان لبخند بنشیند؟ همان کار را بکنید.

24. عصبانی نشوید، پول دربیاورید

وقتی می بینید یک جای کار اشتباه است چرا سعی نمی کنید درستش کنید؟ اگر فکر می کنید چیزی مشکل دارد، مطمئن باشید ایجاد تغییر در آن پولدارتان می کند. این احتمال وجود دارد که وقتی چیزی شما را اذیت می کند، برای دیگران هم همینطور باشد. چه بهتر که بتوانید کاری بکنید که به نفع همه باشد.

25. ناامیدی هایتان را برطرف کنید

از خودتان بپرسید، چه چیزی ناامیدتان یمکند؟ آیا می توانید آن را درست کنید؟ شاید درست کردن آن منبع ناامیدی همان استعداد پنهان شما باشد یا همان توانایی که شما را از بقیه آدم ها متمایز می کند.

26. دنبال بزرگترین باشید

همه ایده هایتان را در نظر بگیرید و آنها را یادداشت کنید. دور همه آن کارهایی که دوست دارید یک دایره بکشید و چند روز درمورد آنها فکر کنید. حالا باید آنی را پیدا کنید که از بقیه بزرگتر است و بقیه موارد را هم درخود می گنجاند. حالا همان را انجام دهید.

27. به خودتان روی بیاورید

بهترین راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که … گاهی اوقات استعدادهای ما به این دلیل پنهان می شوند که ما خودمان را مشغول کارهای دیگری می کنیم تا پول دربیاوریم. به جای این باید به کارهایی فکر کنیم که واقعاً دوست داریم. مثلاً من همیشه نویسنده خیلی خوبی بودم ولی هیچوقت فکر نمی کردم که این می تواند شغلم باشد. در دانشگاه محیط زیست خواندم و بعد از فارغ التحصیلی در صنعت محیط زیست وارد کار شدم. آنجا بود که موقع نوشتن گزارش ها فهمیدم استعداد واقعی من نویسندگی است و از آنجا بود که وارد اینکار شدم.

28. از قلمروتان بیرون بیایید

در کلاسی شرکت کنید یا سرگرمی برای خودتان انتخاب کنید که کاملاً خارج از قلمرو آرامشتان است. اگر مطمئن نیستید چه کاری را انتخاب کنید می توانید از دوستانتان، خانواده یا همکارانتان بپرسید.

29. روی سنگ قبرها را بخوانید

به قبرستان بروید و کمی قدم بزنید. روی خیلی از سنگ قبرها هنرها و استعدادهای متوفیان را می توانید بخوانید. خیلی وقت ها به این فکر می کنم که روی سنگ قبر من چه می نویسند، اینکه در چه کاری مهارت دارم و چه چیزهایی را هنوز کشف نکرده ام؟ من استعدادم در شعر را از همین راه خواندن یک سنگ قبر در قبرستان کشف کردم.

30. آیا ماهی می تواند آب را توصیف کند؟

دانستن بهترین استعدادتان مثل شناخت ماهی از آب است. بهترین استعدادهای شما بااینکه خیلی طبیعی هستند اما شناختنشان سخت است. می توانید از گروهی از دوستان و نزدیکانتان، چه متعلق به گذشته و چه حال، استفاده کنید و از آنها بپرسید که به نظرشان در کاری خوب هستید.

31. گروه های مشاوره استعدادیابی

در گروه های مشاوره به اعضاء آموزش داده می شود که چطور استعدادهای پنهان اعضای دیگر را حدس بزنند. با شرکت در این گروه ها می توانید به بحث و بررسی استعدادهای خودتان و دیگران بپردازید.

32. پرافتخارترین لحظه های زندگیتان را به یاد بیاورید

موفقیت ها و دستاوردهای زندگی گذشته تان را به یاد آورده و جایی یادداشت کنید، حتی موفقیت هایی که در کودکی به آن دست پیدا کردید. مطمئناً یک نقطه مشترک در همه آنها احساس خواهید کرد و به همین ترتیب استعداد پنهانتان را کشف می کنید.

33. به فرزندانتان گوش کنید

وقتی به یک خانه جدید اسبابکشی کردیم، دختر 9 ساله ام گفت که دوست دارد روی سقف اتاقش یک آسمان نقاشی شود و روی دیوارها هم گل کشیده شود. اصرار داشت که من اینکار را انجام دهم و می گفت که میداند از عهده اش برمی آیم. اول گیج بودم ولی با پرسیدن از چند نفر درمورد نحوه قاطی کردن رنگ ها و کشیدن یک طرح جالب کارم را شروع کردم. از همانجا بود که کارم را شروع کردم.

34. دوست دارید زندگیتان چه شکلی باشد؟

خیلی وقت ها برای اینکه بفهمیم علاقه مان چیست از ما می پرسند که دوست داریم چه کار کنیم. اما برای خیلی از ما این لیست چندان طول و دراز نیست. من معمولاً بهترین اطلاعات را از ارباب رجوع هایم وقتی به دست می آورم که از آنها می خواهم یک روز/یک ماه یا یک سال از زندگی ایدآلشان را برای من توصیف کنند. اینکار باعث می شود دقیقاً بفهمید که دوست دارید زندگیتان را چطور بگذرانید و خیلی از علایقتان را کشف خواهید کرد.

35. چه چیزی ضربان قلبتان را بالا می برد و چشهایتان را برق می اندازد؟

چه کارهایی هست که گذر زمان را برایتان ساده تر می کند و می توانید ساعت ها درمورد آن حرف بزنید؟ شاید به نظرتان اینها استعداد نباشد اما اگر اینقدر از انجام آنها لذت می برید، این احتمال وجود دارد که بتواند شما را به استعدادهایتان برساند.

36. توانایی های منحصربه فردفقط سوال کنید

یک تمرینی بود که من برای پیدا کردن توانایی منحصر بفردم از آن استفاده کردم. در این تمرین سوالی را برای همه دوستان، اعضای خانواده و همکارانم می فرستادم و از آنها می خواستم بگویند که چه چیزی من را فردی خاص می کند. اکثر آنها جواب دادند و من همه پاسخها را نگه داشتم. بین همه آنها پاسخ های مشترکی پیدا کردم که باعث شد بتوانم استعداد پنهانم را کشف کنم.

37. ذهن ناخودآگاهتان را آشکار کنید

یاد بگیرید که چطور وقتی حتی یک درخت ساده نقاشی می کنید، آنرا بخوانید و تفسیر کنید. این تکنیک ساده به شما این امکان را می دهد تا خود درونیتان را کشف کنید. هرچه بیشتر درمورد ذهن ناخودآگاهتان بدانید بیشتر پی به استعدادهای ذاتی خود می برید.

38. ساز زدن همراه با عشق

اگر فرصت این را نداشتم که موقع جوانی ساز زدن یاد بگیرم، فکر نمی کنم به موقعیتی که الان دارم دست پیدا می کردم.

39. تعریف و تمجیدها را جدی بگیرید

به تعریف و تمجیدهایی که دیگران از شما می کنند خوب فکر کنید. بااینکار متوجه می شوید که در انجام چه کارهایی مهارت و استعداد دارید.

40. به لذت های دوران کودکی فکر کنید

به دوران کودکی خود فکر کنید و ببینید چه کارها و فعالیت هایی بیشترین لذت و رضایت را به شما می داده است. شاید به یاد بیاورید که دوست داشتید با دست هایتان کار کنید یا وقت خود را به آشپزی بپردازید یا تمام روز را نقاشی کنید. شاید هم دوست داشتید که بیرون از خانه بروید و دست به اکتشاف بزنید یا اینکه برای دوستان و خانواده هنرنمایی می کردید و سرگرمشان می کردید. شاید عاشق کتاب خواندن بوده اید یا اینکه دوست داشتید چیزهای خراب و شکسته را درست کنید. وقتی بفهمید که چه فعالیت هایی در دوران بپگی باعث شادی و رضایت شما می شده راحت تر می توانید استعداد و توانایی پنهان خودتان را کشف کنید.

41. نیایش معنوی و درونی برای یافتن هدف

به درون خودتان برگردید و راهنمایی معنوی طلب کنید. احساسات و ایده هایی که منجر به عشق و هدف می شوند را شناسایی کنید. خودتان را از این زمین بکنید و کمی آسمانی شوید.

42. به علایقتان فکر کنید

به فعالیت هایی فکر کنید که بیشتر به آنها علاقه دارید و تحقیق کنید که بازار کاری برای آن وجود دارد یا نه.

43. گنج های پنهان را در خاطرات جستجو کنید

به آن چیزهای ساده ای فکر کنید که در کودکی شادتان می کرده است. استعدادهای پنهان ما معمولاً در گذشته مخفی شده اند و در زندگی بزرگسالی دیده نمی شوند. به شادترین زمان های زندگیتان فکر کنید و آن نمونه ها را وارد زندگی حالتان کنید. شاید به این وسیله بتوانید استعدادهای پنهانتان را کشف کنید.

44. استعدادها در علایق نهفته اند

این احتمال وجود دارد که کسان دیگری به چیزهایی که شما به آن علاقه دارید، حتی اگر فکر کنید که به هیچ طریقی نمی توانید از آنها پول دربیاورید، علاقه داشته باشند. پس کسان دیگری را باهمان علایق پیدا کنید و ببینید دیگران چطور علایقشان را به استعداد تبدیل می کنند.

45. با پرسیدن یک سوال در 10 دقیقه استعدادتان را کشف کنید

اگر واقعاً می خواهید استعدادتان را کشف کنید و درعین حال یک نفر را در زندگیتان بهتر بشناسید اینکار را انجام دهید: کنار هم بنشینید و از طرفتان بخواهید از شما بپرسد که “تو کی هستی؟”. آنوقت شروع کنید به مدت 10 دقیقه با پاسخ های یک کلمه ای جواب او را بدهید، مثلا: “یک شنونده، یک کمدین، انرژی و …”. بعد نوبت به فرد مقابل می رسد. وقتی هر دو شما اینکار را انجام دادید، به همدیگر بگویید که چه شنیده اید.

46. یاد بگیرید که استعدادهایتان را کشف کنید

یک دفترچه بردارید و محیط آرامی پیدا کنید. از قدیمی ترین خاطراتتان در دوران کودکی شروع کنید که سرشار از لذت و خوشبختی بودید. زمانی که همه تعریف و تمجیدها متوجه شما بود. همه کارهایی که می کردید، جاهایی که می رفتید، کسانی که با آنها وقت می گذراندید را یادداشت کنید. آن خیال و رویایی که درمورد آینده خود داشتید را هم یادداشت کنید.

47. چطور استعدادهای پنهانتان را پیدا کنید

برای پیدا کردن استعداد پنهانتان این تمرین را انجام دهید: یک تکه کاغذ بردارید و دو ستون روی آن بکشید. روی ستون راستی همه کارها و سرگرمی هایی که قبلا داشتید و الان دارید را یادداشت کنید. زیر ستون چپی همه مهارت هایی که برای انجام آن فعالیت ها استفاده می کردید یا می کنید را بنویسید. لیست را بررسی کنید و تکراری ها را خط بزنید. آنهایی که باقی می مانند استعدادهای پنهان شما هستند. آنها به این دلیل چنهاند که نمی دانید وقتی کاری را انجام می دهید از آنها استفاده می کنید.

48. پنهان شوید و جستجو کنید

به این فکر کنید که در دوران کودکی از چه کارهایی لذت می بردید. کودکی آزادی بیشتری دارد و ما دنبال علایقی می رویم که به طور طبیعی در ما وجود دارند. ببینید آیا می توانید آن علایق و استعدادها را به چیزی که در زمان بزرگسالی قابل استفاده باشد تبدیل کنید.

49. به تعریف و تمجیدها گوش کنید. خوب گوش کنید.

بقیه خیلی خوب می فهمند که شما در چه کاری مهارت دارید، خیلی کارهایی که خودمان جدی نمی گیریم و توجهی به آنها نمی کنیم. سعی کنید توجه بیشتری به این قبیل تمجیدها بکنید تا به استعدادهای ذاتی خود پی ببرید.

50. از دیگران بپرسید

برای پیدا کردن استعداد ذاتی خود باید از دیگران بپرسید که در چه کاری مهارت دارید. این استعداد به این دلیل پنهان است که خودتان هنوز آنرا کشف نکرده اید. یک راه بسیار عالی برای یافتن این استعدادها این است که از خانواده، دوستان، همکارانتان و حتی خودتان بپرسید.

51. ساختن عطر از رایحه لیمو

من و برادرم همیشه حس بویایی بسیار قوی داشتیم اما بعد از اینکه هاوایی را ترک کردیم، دلتنگیمان برای وطن تنها چیزی بود که به ما کمک کرد اولین عطرهای مخلوط برای کودکان را بسازیم.

52. مهارت یاب برای کشف استعداد

من از تست مهارت یابی گالوپ (Gallup’s Strength Finder 2.0) استفاده کردم و وقتی نتیجه تستم را دیدم متوجه شدم که چطور تک تک استعدادهایم برای تکمیل سایر استعدادهایم عمل می کنند. همچنین متوجه شدم تقریباً همه استعدادهایم نقاط مشترکی داشتند و همین من را ترغیب کرد به سمت کار مشاوره خلاق روی بیاورم.

53. ردپاهای دوران کودکی را دنبال کنید

وقتی درمورد علایق دوران کودکیم فکر می کنم ردپای همه استعدادها و توانایی های امروزم را می بینم. و مطمئنم که احتمالاً ردپاهای دیگری هم در دوران کودکیم هست که من هنوز متوجهشان نشده ام. مطمئناً برای شما هم همینطور است. با کمی بررسی ریشه هایی را در دوران کودکیتان پیدا می کنید که می توانند رشد کرده و شکوفا شوند.

54. به چیزهایی فکر کنید که خوشحالتان می کنند

لیستی از همه کارهایی که در تمام شغل هایی که در تمام طول زندگی داشته اید تهیه کنید. آن شغل هایی که در شادترین دوران زندگیتان داشته اید احتمالاً همان استعدادهای پنهانتان هستند.

55. استعدادتان در روزنامه است

کدام قسمت از روزنامه یا مجله را بیشتر دوست دارید؟ بخش فیلم، مسافرت، ورزش، سلامتی، مذهب، یا سیاست؟ ممکن است استعدادتان در این قسمت پنهان شده باشد.

منبع: مردمان

_________________________________________________________________________________

فرهنگ لغات مدرن: اصطلاحات اقتصادی خیلی بسیار زیاد کم مهم

 

1- خط فقر:خطي كه روز به روز بالاتر مي رود و به جمعيت افرادي كه زير آن قرار دارند افزوده مي شود، خطي كه با هيچ پاك كني قابل پاك شدن نيست، برخي افراد براي نديدن اين خط از لاك غلط گير استفاده مي كنند.

2- زير خط فقر: يه جاي خيلي بد، محل سكونت بسياري از كارمندان و معلمان (بخصوص از نوع بازنشسته اش).

3- پول: چرك دست، عنصري جادويي كه توانايي تبديل كردن بيشتر مشكلات را به شكلات دارد، موجودي محبوب كه همه به دروغ مي گويند دوستش ندارند.

 

4- مايه دار:در گذشته به افرادي گفته مي شد كه موبايل و پرايد داشتند و امروزه به افرادي گفته مي شود كه حداقل يك برج يا كارخانه به اضافه يك BMW داشته باشند.يك جمله در يك اداره: “هواي يارو رو داشته باش از اون مايه داراست.” (البته اين اداره غيردولتي بود، در ادارات دولتي كه از اين خبرها نيست!)

 

5- فاصله طبقاتي : يك نوع فاصله كه خيلي زياد است و كسي تاكنون نتوانسته آن را اندازه بگيرد (گفته مي شود اين فاصله از فاصله خانه ما تا خانه عمه ام هم بيشتر است!) در مواقع خواستگاري يادآور ضرب المثل “كبوتر با كبوتر، باز با باز” است.

 

6- غارتگر بيت المال: فردي كه اقدام به غارت بيت المال مي كند، اين افراد از تاريكي مي ترسند و به همين علت علاقه زيادي به روشن نگه داشتن شمع بيت المال دارند، دستهاي اين افراد شباهت عجيبي به پاهاي هشت پا دارد بدين صورت كه بعد از قطع يكي از دستهايشان با دست ديگر خود به ادامه كارهايشان مي پردازند و در اين مدت نيز دست قطع شده ترميم شده و دوباره در مي آيد!

 

7- مفسد اقتصادي:زالو، به برخي از آنها غارتگر بيت المال نيز گفته مي شود، برخي از اين افراد علاقه بسياري به خوردن “رانت” دارند، يك نوع دزد كه كت و شلوار مي پوشد و از ديوار بالا نمي رود، دزد با كلاس، بسياري از آنها علاقه زيادي به دادن هديه دارند.

 

8- قشر آسيب پذير : بسياري از كارمندان دولت و اقشاري از جامعه كه هر اتفاقي كه در جهان مي افتد باعث آسيب به آنها مي شود؛ از جمله بالا و پايين آمدن قيمت نفت، كسري بودجه و…، افرادي كه هرچند ساعت يك بار به صورت خود سيلي مي زنند تا سرخ شود.

 

9- كودك خياباني: كودكي كه در خيابان زندگي مي كند، برخي از آنها كفش واكس مي زنند و برخي آدامس مي فروشند، نوع پيشرفته اش با حمايت يكي از سازمانها اقدام به فروش روزنامه در پشت چراغ قرمزها مي كند.

10- زنان خياباني : زني كه در خيابان زندگي مي كند، اين افراد بسيار با كلاس هستند؛ زيرا هيچ گاه سوار تاكسي نمي شوند و آن قدر منتظر مي مانند تا يك ماشين مدل بالا بوق بزند، اصولاً برخي از افراد مايه دار و داراي ماشينهاي مدل بالا با ديدن اين افراد حس انساندوستي شان گل مي كند.

 

11- پا برهنه:كسي كه نه تنها كفش، بلكه دمپايي هم ندارد، پا لخت، جمله غير مرتبط:”بچه چند دفعه گفتم پا برهنه نرو تو حياط!”

 

12- متكدي: گداي سابق، در گذشته كاسه اي در دست مي گرفتند و در گوشه خيابان مي نشستند و امروزه با پيشرفت تكنولوژي تلويزيون 24 ساعته به راه مي اندازند و اقدام به برگزاري “تله تان” مي كنند.

 

13- عدالت اقتصادي : … اي بابا جوهر خودكارم تموم شد… حالا چه جوري مطلب رو كامل كنم…!!

 

با تشکر از بهرام س، دوست قدیمی 

_________________________________________________________________________________

واژه های متداول خارجی و معانی واقعی آنها

بدون تردید برایتان جالب خواهد بود که بدانید :

 

آيا مي‌دانستيد که اصل و نسب برخي از واژه‌ها و عبارات مصطلح در زبان فارسي در واژ‌ه‌ها عبارتي از يک زبان بيگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامة ما شده است؟

به نمونه‌هاي زير توجه کنيد:

زِ پرتي: واژة روسي Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاق‌هاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان مي‌افتاد ديگران مي‌گفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است.

هشلهف: مردم براي بيان اين نظر که واگفت (تلفظ) برخي از واژه‌ها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه مي‌تواند نازيبا و نچسب باشد، جملة انگليسي (I shall haveبه معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژة مسخره آميز را براي هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار مي‌برند.

چُسان فُسان: از واژة روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است.

شِر و وِر: از واژة فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است.

فاستوني: پارچه اي است که نخستين بار در شهر باستون Boston در امريکا بافته شده است و بوستوني مي‌گفته‌اند.

اسکناس: از واژة روسي Assignatsia که خود از واژة فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است..

فکسني: از واژة روسي Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است.

لگوري (دگوري هم مي‌گويند): يادگار سربازخانه‌هاي ايران در دوران تصدي سوئدي‌ها است که به زبان آلماني (Lagerhure) به زنان بدکاره کم‌بها  مي‌گفتند.

نخاله: يادگار سربازخانه‌هاي قزاق‌هاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ مي‌گفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.

_________________________________________________________________________________

خانه ای رومانتیک با شمع و بوی دلپذیر

زمانی که شمع می سوزد و روشنایی می دهد، محیطی آرام و حس لطـیفی را ایـجاد مـی نماید. در این مقاله قصد داریـم شما را با تکنیکی آشنا کنیم که بـه واسـطه آن می توانید از زیـبایی و آرامشی کـه شمـع مـی تواند بـه محیط خانه ی شما بدهد-بدون هیچ گونه نگرانی- لذت بـبرید. به طـور انتخـابی مـی توانیـد از زیبـایی و ظـرافت شمـع های معطر و درخشان به سلیقه ی خود لذت ببرید.
1- شمع اگر در معرض نور قرار بگیرد، خشک می شود. به همیـن دلیـل سعی کنید هیچ گاه آنها را پشت پنـجره و یـا در معرض مستقیم نور قرار ندهید.
2- شمع را در محوطه باز و یا در معرض باد نگذارید چرا که جریان هوا شعله ها را فروزنده تر می کند و این امر باعث می شود که از عمر شمع کاسته شود.
3- فتیله ی شمع باید حداقل 2 سانتیمتر بالاتر از موم شمع قرار بگیرد تا مدت زمان شعله ور بودن آن افزایش پیدا کند.
4- شمع های بدون محافظ را باید درون یک ظرف مناسب قرار داده و سپس روشن کنید.
5- سوختن شمع جالب است اما اگر درون ظرفی باشد که بعداً باز هم بخواهید از آن استفاده کنید، پاک کردن ظرف کار دشواری است. به همین دلیل بهتر است ابتدا به اندازه 3 سانتیمتر در ظرف آب بریزید و بعد شمع را درون آن بگذارید و روشن کنید. زمانیکه شمع را خاموش کردید، اجازه دهید تا شمع های آب شده خشک شوند، بعد ظرف را برگردان کنید و به آسانی موم شمع را از آن خارج نمایید. برای پاک شدن کامل هم می توانید ظرف را برای 15 دقیقه درون یک جعبه یخ قرار دهید و سپس موم های شمع را به راحتی از داخل آن خارج کنید.
- شمع های شناور نیز از انواع دیگر شمع های جدید هستند که به تازگی به بازار عرضه می شوند. از این نوع شمع ها، هم می توانید به طور رسمی برای یک میهمانی شام مجلل و هم به طور غیر رسمی صرفاً برای یک پیک نیک در حیاط خلوت استفاده کنید. اگر شمع های شناور را در ظرف کریستال شفاف پر از آب قرار دهید، شاهد انعکاس نور زیبایی خواهید بود. استفاده از آب مقطر از ایجاد جرم در جداره ی ظرف خودداری می کند و شناور بودن شمع ها را نیز بهتر نمایان می سازد.
7- اجازه دهید موم آب شده سفت شود تا بتوانید آنرا راحت تر از ظرف خارج کنید. این کار را می توانید به کمک یک دستمال و یا حوله ی نرم انجام دهید. همچنین می توانید از کاغذ خشک کن و اتو نیز استفاده کنید؛ به این ترتیب که کاغذ خشک کن را بر روی موم قرار بدهید و سپس آنرا با اتو گرم کنید تا موم مجدداً آب شده و جذب کاغذ خشک کن شود.
8- اگر پیش از روشن کردن شمع آنرا درون فریزر قرار دهید خیلی آرام تر و نرم تر می سوزد. به این منظور شمع را داخل پلاستیک یا فویل قرار داده و سپس در فریزر بگذارید تا فتیله آن رطوبت به خود نگیرد.
9- زمانیکه از شمع های پایه بلند و پهن استفاده می کنید، بهتر است هنگام روشن کردن فتیله، مقداری از موم اطراف شمع را نیز آب کنید تا هم برای مدت زمان بیشتری بتوانید از آن استفاده کنید و هم شعله یکنواخت تر بسوزد.
10- پیش از وقت شام و یا شروع میهمانی، یکبار شمع ها را روشن کنید و بعد فوراً آنها را خاموش نمایید تا در هنگام روشن کردن سریع تر و آسان تر روشن شوند.
11- شمع را زمانیکه تقریباً 3 سانتیمتر به انتهای آن مانده باید خاموش کنید.
12- برای خاموش کردن شمع، فتیله ی آنرا درون موم مایع و یا آب فرو کنید. دقت داشته باشید که برای این کار باید از یک ظرف نسوز استفاده کنید. این روش سبب می شود که در موقع خاموش کردن دود زیادی ایجاد نشود و فتیله ی شمع نیز در جای خود قرار بگیرد.
شمع آرایی
در این قسمت ترفند های جالبی را به شما آموزش می دهیم که به واسطه آن می توانید دکوراسیون داخلی خانه خود را زیباتر سازید. با استفاده از شمع آرایی می توانید به جای جای خانه خود زندگی، طراوت، و زیبایی هدیه کنید.
نکته 1 – شمع در اندازه و ابعاد مختلف یکی از وسایل تزئینی است که می تواند هر جای خالی خانه را به زیبایی پر کند. می توانید با افزودن انواع سایزهای شمع به محیط خانه، نوعی حس رمانتیک به آن قسمت بدهید. همانطور که یک کوه با قله های کوچک و بزرگ چشم هر بیننده ای را بیشتر به خود جلب می کند تا یک دشت صاف، شمع های کوتاه و بلند نیز خیلی بیشتر نظر افراد را به خود جلب می کنند.
نکته 2- با استفاده از آینه می توانید گیرایی شمع ها را افزایش دهید. اگر آینه را در پشت شمع ها قراردهید، نور آنها چند برابر می شود. شیشه های بلوری و کریستالی نیز گزینه بدی به شمار نمی روند. با استفاده از این روش هم محیط زیباتر می شود و هم نور منعکس شده خیره کننده تر می شود.
نکته 3 – می توانید رایحه های مطبوعی نیز به آن اضافه کنید. برخی از رایحه ها هستند که در کنار هم بوهای دلپذیری را ایجاد می کنند. از جمله اسانس هایی که من به شخصه به آن علاقه دارم مخلوطی از سیب ترش و شکر است. این دو نوع اسانس در کنار یکدیگر بوی فوق العادهای را ایجاد می کنند. یک بار امتحان کنید و از رایحه دلپذیری که خلق کرده اید لذت ببرید.
نکته 4- جا شمعی های تزئین شده. زمانیکه به تعطیلات نزدیک می شویم همه سعی می کنیم که میزهای خود را تزئیین کنیم. چند جام بدارید آنها را از توت یا آجیل پر کنید و بعد یک شمع در وسط آن فرو کنید. بعد جام ها را در نقاط مختلف میز بچینید.
نکته 5 – استفاده از رنگ های متنوع نیز خلاقیت دیگری است که میتوانید در این زمینه از آن بهره بگیرید. استفاده از شمع های کوتاه و بلند در رنگ ها و ابعاد مختلف کار جالبی است. به عنوان مثال در پاییز می توانید از شمع های قهوه ای، قرمز و زرد استفاده کنید. به رنگ برگ های پاییزی فکر کنید.
نکته 6 – به شمع از زاویه ی هنری نگاه کنید. این روزها از شمع به عنوان نوعی دکوراسیون و چیدمان هنری نگاه می کنند. به عنوان مثال می توانید تکه های مربع شکل پارچه و یا شیشه در رنگ های مختلف را در بالای طاقچه ی شومینه قرار دهید و سپس روی هر یک از آنها یک شمع در رنگ و اندازه های مختلف بگذارید. با انجام این کار متوجه می شوید که فضای شومینه چقدر بیشتر خودش را نشان می دهد و ترکیب رنگ ها چه تاثیری بر روی زیباتر کردن فضا دارند.
منبع: آریالینک

_________________________________________________________________________________

راه‌هاي شارژ كردن مغز

فوت و فن- آيا تا به حال به اين فكر كرده‌ايد كه مغز شما هم همانند گوشي تلفن همراهتان به شارژ شدن نياز دارد؟ اكنون راهكار‌هايي را به شما توصيه مي‌كنيم تا مغز خود را احيا كنيد
مهم‌ترين گام براي بهره‌مندي از مغزي سالم، داشتن خوابي عميق، آرام و كافي است.
اين در حالي است كه مصرف بادام موجب تقويت مغز وآب سيب نيز با خاصيت مشابه، حافظه را بهبود مي‌بخشد.
توجه داشته باشيد كه استرس، قدرت مغز را تحليل مي‌برد. پس تا جايي كه مي‌توانيد از استرس دوري كنيد و به شادي و آرامش روي آوريد. انجام تمرين هاي يوگا و مديتيشن مي‌تواند راهكار مناسبي براي دوري از استرس باشد.
از سوي ديگر همانگونه كه ورزش‌هاي متعددي براي بدن وجود دارد، ورزش‌هاي ذهني را نيز نبايد فراموش كرد.
حل جدول و ديگر بازي‌هاي ذهني تا حدود زيادي به تقويت مغز كمك مي‌كند. بر خلاف بادام و آب سيب، شكر موجب ضعيف شدن حافظه مي‌شود. تا جايي كه مي توانيد مصرف شكر را در رژيم غذايي خود محدود كنيد.
از سوي ديگر براي داشتن مغزي سالم، شب‌ها غذاي سبك بخوريد و سعي كنيد قوه خلاقيت و تصويرسازي خود را تقويت كنيد. همچنين مصرف ويتامين ب- كمپلكس هم حافظه را تقويت مي‌كند.
منبع: آریالینک

_________________________________________________________________________________

كمبود آهن و ارتباط آن با كمبود اعتماد به نفس

حتماً شما هم از ۶ ماهگي به كودك خود شربت يا قطره آهن دادهايد؛ اما شايد در مورد اهميت و تاثير اين ماده معدني مهم، در رشد و سلامت كودكتان چيزي ندانيد.
اين در حالي است كه علاوه بر فوايد پيشتر شناختهشده مصرف آهن در اين سن، روزبهروز تحقيقات بيشتري در مورد آن صورت ميگيرد و اهميت آن روشنتر ميشود.
تازهترين مطالعات انجامشده در اين باره نشان داده است كه كمبود آهن، حتي درصورتي كه به مرحله كمخوني نرسيده باشد، ميتواند در رشد عاطفي و اجتماعي كودك تاثير منفي بگذارد.
توضيح اين كه ارزيابيهاي رايج فعلي براي تشخيص كمبود آهن، هموگلوبين خون را اندازهگيري ميكند؛ در حالي كه افت هموگلوبين و كمخوني، مرحله آخر فقر آهن است و نشان ميدهد پيش از آن، ذخاير آهن بدن خالي شده است.
به اين ترتيب، ميتوان گفت برخي كودكاني كه از نظر آزمايش خون، كمخوني و كمبود هموگلوبين ندارند، ممكن است دچار كمبود آهن باشند.
اين مطالعه، حاصل تلاشهاي محققان در دانشگاه ميشيگان آمريكاست.
به گزارش رويترز، در اين مطالعه جالب، تعدادي كودك ۹ماهه انتخاب شدند و بر حسب ميزان آهن خون، به ۲ گروه تقسيم شدند. به همه اين كودكان، بهمدت ۳ ماه، شربت سولفات آهن داده شد كه حاوي ۲۲ ميليگرم آهن بود.
بعد از ۳ ماه، و در سن يك سالگي، كودكاني كه پيش از اين برنامه، دچار كمبود آهن خون بودند، خصوصيات اجتماعي متفاوتي را از خود نشان دادند. اين كودكان خجالتيتر بودند، كمتر تمايل داشتند در فعاليتهاي اجتماعي مشاركت داشته و خود را درگير آن كنند.
اين نتايج در حالي به دست آمد كه بهدليل مصرف آهن در دوره ۳ ماهه قبلي، هيچكدام از اين كودكان دچار كمخوني نبودند.
اهميت اين نتايج، كه در شماره مه نشريه علمي «پديتريكس» منتشر شده، در اين است كه كودكان شيرمادرخوار، بهطور طبيعي در معرض كمبود آهن قرار دارند.
درست است كه محتواي شير مادر از لحاظ آهن، بسيار خوب بوده و جذب آهن آن نيز از شير گاو بالاتر است، اما به هر حال، عدممصرف مكمل آهن، كودكان را در معرض فقر آهن قرار ميدهد و بايستي جدي تلقي شود.
بهخصوص كه دخاير رسيده به بدن شيرخوار از طرف مادر، تنها تا ۶ ماهگي كفايت ميكند و اصولا يكي از دلايل شروع غذاي كمكي، رساندن آهن موردنياز بدن كودك، از طريق غذاها به اوست.
دستورالعمل كشوري در ايران نيز آن است كه با شروع تغذيه تكميلي از ۶ ماهگي، تا پايان ۲ سالگي، از قطره آهن و مولتيويتامين استفاده شود.
آهن، علاوه بر رشد عاطفي و اجتماعي كودك، كه به اندازه خود مهم و سرنوشتساز است، تاثيرات ديگري نيز بر سلامت عمومي بدن، به ويژه در سن كودكي دارد كه در جاي خود مهم است.
كمبود آهن، ميتواند ترميم زخمها را به تعويق بيندازد، كودك را مستعد ابتلا به انواع عفونتهاي گوارشي و تنفسي كند، باعث تحريكپذيري و بيقراري او شود و حتي باعث بياشتهايي شود.
بياشتهايي، مشكلي است كه يك چرخه معيوب را براي كودك رقم ميزند. به اين معني كه با تشديد بياشتهايي، ميزان دريافتي غذاي كودك كمتر ميشود اين موضوع ميتواند به كمبودهاي تغذيهاي او دامن بزند.
نكته آخر اين كه برخي والدين به خاطر اين كه دندان كودك در اثر آهن، سياه ميشود، از دادن آن خودداري ميكنند.
اين در حالي است كه كارشناسان براي كم شدن احتمال سياه شدن دندانها بر اثر مصرف آهن، توصيه ميكنند بهتر است بعد از دادن قطره يا مصرف شربت آن، علاوه بر خوراندن كمي آب جوشيده خنكشده به كودك، دندانهاي او را نيز با پارچه تميزي پاك كرد يا مسواك زد.
منبع: آریالینک

_________________________________________________________________________________

غمگيني و افسردگي خداحافظ

آيا احساس تنهايي، غمگيني و ترديد مي كنيد؟ تقريباً همه در مواقعي اين احساس ها را دارند. امكان اين وجود دارد كه توسط اين احساس ها گير افتاده و در دام آن ها گرفتار شويد. اما شما گرفتار نخواهيد شد! شما مي توانيد بر غمگيني ها و افسردگي غلبه كنيد. در اينجا بعضي از راه هاي مقابله معرفي مي شوند. روشي خاص و يا تركيبي از روش ها كه در مورد هر كسي كاربرد داشته باشد وجود ندارد. از طريق تجربه خواهيد فهميد كه كدام يك به شما بيشتر كمك مي كند.
از رختخواب خارج شويد:
يكي از كارهاي بسيار مهمي كه مي توانيد انجام دهيد، بيدار شدن صبح ها در موعد مشخص است(حتي در تعطيلات پايان هفته). ترجيحاً ساعت 7 صبح يا زودتر پيشنهاد مي شود. داشتن نظم به كاركرد طبيعي بدن شما كمك كرده و در نتيجه احساس هاي بهنجاري خواهيد داشت.
نور:
نور به بهتر شدن كاركرد بدن كمك مي كند. بنابراين به محض بيدار شدن، خود را در معرض نور قرار دهيد. پرده ها را به كناري بزنيد تا نور بيشتري به درون خانه بتابد. از آن بهتر، هر چه سريع تر از منزل خارج شده و در معرض تابش نور خورشيد قرار گيريد. جهت تسهيل در ورود نور، عينك تان را برداريد(عينك بخشي از اشعه هاي نور را پس مي زند). البته به خورشيد خيره نشويد!
فعاليت كنيد:
فعال باشيد تا اكسيژن جلب كنيد! به اين معني كه بيدار شده و به مدت 10- 5 دقيقه را برويد و در صورت امكان دوچرخه سواري كنيد. ورزش ملايم به جريان خون كمك كرده و اكسيژن بيشتري را به بدنتان(به ويژه مغز) مي رساند و هوشياري و سرزندگي را براي شما به همراه مي آورد.
صبحانه ميل كنيد:
صبحانه خود را با پروتئين(گوشت، تخم مرغ ، كره بادام زميني ، آجيل ، پنير) شروع كنيد. هنگامي كه بيدار مي شويد، اندام هاي بدن شما جهت تامين نيروي لازم، آماده جذب غذا و به ويژه پروتئين هاست. براي متعادل كردن وعده هاي غذايي اصلي تان يك عدد پرتقال يا ساير ميوه هاي تازه و نيز حبوبات يا نان گندم را به رژيم غذايي تان اضافه كنيد.
با كسي صحبت كنيد:
يكي از سريع ترين راه ها براي مبارزه با افسردگي ها ايجاد ارتباط با ديگران است. نبايد فكر كنيد كه به هنگام افسردگي بايد از ديگران دوري كرد. بنابراين مساله را براي خود و ديگران آسان بگيريد. با كسي كه دوستش داريد در مورد موضوعي لذت بخش صحبت كنيد و بنابراين با يكديگر داد و ستد داشته باشيد و خود را مجبور كنيد به كساني كه در كلاس، كنارتان نشسته اند، به همسايه هاي خود و به هر كسي كه اطرافتان باشد،”سلام” كنيد.
در مصرف كافئين و قهوه احتياط كنيد:
كافئين در بلند مدت(چهار ساعت يا بيشتر) موجب افسردگي مي شود. سعي كنيد كه صبح ها بيش از يك فنجان قهوه نخوريد. قهوه براي ساعتي موجب افزايش هشياري شما مي شود. اما بعد از مدتي وضعيتي متضاد به بار مي آورد. كافئين معمولاً موجب ترشح انسولين به درون خون شده و انسولين قند خون را كاهش مي دهد. وقتي سطوح قند خون كاهش يافت، احساس اطمينان كمتري به خود داشته و سطح نيروي تان كاهش مي يابد، كه آن نيز به غمگيني و افسردگي منجر مي گردد.
نوشيدني ها يا شيريني هاي كافئين دار هر دو ساعت يك بار جهت بيدار ماندن، شما را در دام چرخه كافئين – قند گرفتار خواهند كرد. علاوه بر اينكه اين چرخه موجب غمگيني مي گردد، عوارضي ديگر از قبيل وابستگي، تغذيه نامناسب و چاقي را نيز به دنبال دارند كه خود اين ها نيز موجب احساس غمگيني بيشتري مي گردند.
قند در آغاز، نيروي خوبي به شما مي دهد. اما بعد از يك ساعت از مصرف قندهاي ساده، قند خون كاهش مي يابد و وقتي قند خون پايين باشد شما نيز احساس آرامش پاييني خواهيد داشت.
از غذاهاي فيبردار استفاده كنيد:
مواد فيبري باعث مي شود كه غذا در نظام گوارشي به اندازه مناسب و با سرعت مطلوب جذب شود. غذاهايي كه خيلي سريع جذب مي شوند(مانند قندهاي ساده) جريان سريعي از انرژي را توليد مي كنند كه در نهايت اين حالت ممكن است با افسردگي دنبال گردد. از طريق خوردن يك پرتقال يا گريپ فروت و نه فقط نوشيدن آب آنها مي توانيد مواد فيبري مورد نياز را وارد بدنتان كنيد. سبزيجات، ميوه هاي تازه، غلات و حبوبات را به علت داشتن فيبر مناسب مصرف كنيد.
استرس B كمپلكس را پيدا كنيد:
بعضي از اشخاص از طريق مصرف ويتامين B كمپلكس حالشان بهتر مي گردد. شما مي توانيد آنچه را كه “استرس B” يا &quotB 50″ ناميده شده پيدا كنيد. اين موضوعي بحث انگيز است. بعضي از متخصصان تغذيه مي گويند: بله. اين موضوعي است كه واقعاً بايد در نظر گرفته شود و عده اي ديگر مي گويند: نه اين فكر خوبي نيست. شما مي توانيد با آزمايش كردن ميزان مفيد بودن آن را براي استفاده خود تعيين نماييد. در صورت موثر بودن، با يك متخصص تغذيه درباره راه هاي وارد كردن آن به رژيم غذايي تان مشورت كنيد.
برنامه عادي زندگي خود را تغيير دهيد:
با هدف تلاش جهت كاهش غمگيني ها، رفتارهاي عادي خود را تغيير دهيد. مي توانيد تركيب جديدي از لباس ها را انتخاب كنيد، به جاي رانندگي پياده روي نماييد، شيوه رفتاري جديدي را انتخاب كنيد و در مكاني ديگر غذا بخوريد. جهت كمك به تغيير رفتارهاي عادي، كارهايي متفاوت انجام دهيد.
شما براي انجام كارهاي فوق در چند روز اول نيازمند كمك هستيد. كسي بايد به شما كمك كنند تا عادت هاي خوب را در خود ايجاد كنيد. دوستان قديمي محشرند. البته اغلب ما نظام هاي حمايتي خوبي را تدارك نديده ايم. به اين موضوع بايد بيشتر فكر كنيم. علاوه بر گسترش منابع حمايتي خودتان، شايد لازم باشد با گروه هاي حمايتي اجتماعي كه از افراد مبتلا به دوره هاي غمگيني تشكيل شده است، نيز مرتبط گرديد.
توجه:
اگر احساس مي كنيد كه بيش از 4-3 روز به ياري فردي ديگر نيازمند هستيد، بهتر است با يك مشاور يا روان درمانگر تماس حاصل كنيد. شما نمي خواهيد كه دوستان خود را خسته كنيد.
تظاهر كنيد:
لبخند بزنيد و تظاهر كنيد كه خوشحال هستيد. راست بايستيد و قامت خميده و افسرده وار به خود نگيريد. آيا اين خود فريبي است؟ خير نيست. تحقيقات نشان مي دهد كه شكل چهره، واقعاً نوع احساس شما را بيان كرده و تغيير چهره تظاهر به يك حالت عاطفي، واقعاً آن حالت را در شما ايجاد مي كند.
لباس هاي روشن و شاد بپوشيد و تظاهر به شاد بودن كنيد. بعداً شما خود را خوشحال خواهيد يافت. پوشيدن لباس هاي شاد و وانمود به شادي غمگيني را كاهش مي دهد.
به دنبال طنز و شوخي باشيد:
فيلمي خنده دار ببينيد و بخنديد. كتاب طنز بخوانيد و يا به يك نوار يا CD كمدي گوش دهيد. هر گاه كارتون خنده داري ديديد، براي خودتان يكي داشته باشيد. هر گاه احساس كرديد كه غمگين مي شويد به طور آگاهانه براي استفاده از آنها تصميم بگيريد.
به ياد داشته باشيد:
زماني كه با افت عاطفي مواجه هستيد، وجود تغيير در خود را بشناسيد، آن را انكار و يا احساس گناه نكنيد. براي رهايي از آن خود را تقويت كنيد. شايد صرف نظر كردن از يك روز كاري در عوض انجام دادن چيزهاي مطلوب به بهبودي شما كمك كند.
ورزش كنيد:
تاكيد مجدد بر ورزش، ارزش آن را مشخص مي كند. ورزش راهي براي شكستن افسردگي است. پياده روي كنيد، دوچرخه سواري كنيد، به شنا برويد، اجازه ندهيد كه حالت غمگيني درونتان به شما بگويد “من آن را دوست ندارم” انجام هر كار سازنده مي تواند برايتان مفيد باشد. زماني كه احساس خوبي داريد خود را براي تمايلات آينده آماده كنيد.
منبع: آریالینک

_________________________________________________________________________________

سطوح مختلف مدیریت

مدیریت یکی از جنبه های بسیار مهم در زندگی اقتصادی است و با کسانی سر و کار دارد که درگیر مدیریت کردن سرمایه گذاری ها و تشکیلات اقتصادی هستند. هر کجا که برای برآورده کردن نیازها، به تلاش انسانی نیاز باشد، مدیریت لازم است. مدیریت فعالیت های انسان را با استفاده هماهنگ و متعادل از منابع تنظیم و تعدیل می کند.
چه این تشکیلات یا سرمایه گذاری اقتصادی به شکل یک خانواده مدیریت شود، چه به شکل یک کلوپ یا بنگاه، شرکت یا موسسه بازرگانی و اقتصادی، ویژگی های تجاری و کاری مدیریت یکسان است. قدرت ها و مقام های رده بالاتر مثل مدیرعاملان، روسای تشکیلات که در تصمیم گیری ها نقش دارند، اهداف این سرمایه گذاری و تجارت را تعیین می کنند. درواقع، اهداف تعیین شده و برحسب سطح و مقام پرسنل در شرکت به آنها عرضه می شود. شرکت کارمندانی از سطح پایین تا سطح بالا دارد. علم و تجربه در تعیین این سیاست ها در شرکت نقش مهمی دارد.
تعداد سطوح مدیریت در یک شرکت خاص بستگی به اندازه و بزرگی آن شرکت، ارزش بازار، و ذات تولید برحسب کیفیت و همچنین کمیت دارد. یک شرکت بزرگ به سطوح مدیریتی مختلف نیاز دارد که مسئولیت انگیزه دادن به همه کارکنان، منظم کردن آنها برای انجام وظائف خود در مدت تعیین شده و ایجاد درک متقابل میان کارکنان در سطح مختلف شرکت را برعهده دارد. برای انجام آن، این درک میان کارکنان، باید برای سطوح مختلف شرکت برنامه ریزی صحیح انجام شود، و این برنامه باید توانایی عنوان کردن ذات و طبیعت کار آنها و اهداف شرکت را داشته باشد. برای مثال، اگر یک شرکت محصولات مختلفی را در حجم بالا تولید می کند، نیاز به سطوح و لایه های مختلف مدیریت در شرکت است که در ایجاد رابطه بهتر میان اعضای سازمان بسیار موثر است.
مدیریت باید دیدگاهی روشن و واضح از طبیعت و ذات کار در آن سطح خاص و کلیه اهدافی که باید میسر شود، ارائه دهد. اما برای دست یافتن به کارایی بیشتر و تولید و بازدهی ماکسیمم، سطوح مختلف شرکت باید در حد مینیمم نگه داشته شوند. اگر شرکت سطوح زیادی داشته باشد، هزینه ای که صرف برنامه ریزی می شود افزایش یافته و منابع مورد نیاز نیز بیشتر می شود که بر روی درصد سود از فروش خالص یا همان حاشیه سود شرکت تاثیر بسزایی خواهد داشت. همچنین ممکن است مشکلاتی را در شبکه ارتباطی بین پرسنل مختلف در سطوح مختلف ایجاد کند که کنترل و تعدیل آن کاری بسیار دشوار است.
فقدان ارتباط نارضایتی، شکوه و شکایت، تخریب روحیه را میان کارکنان شرکت به همراه خواهد داشت. از اینرو، می توان با همزمان کردن تلاش های کارکنان از نقطه شروع، هماهنکی بین آنها را بیشتر کرد. این قدرت و فشار مدیریت سات که همه کارکنان شرکت را متصل به هم نگه می دارد. هماهنگی روندی است که در آن فرد اطمینان می یابد که هر سطح از شرکت مطابق قانون های خاص آن سطح، کاملاً منظم کار می کند. این هماهنگی باید برحسب برنامه ریزی های انجام شده، توالی سیستماتیک داشته باشد.
طبق گفته متخصصین، مدیریت 3 سطح مختلف دارد:
1. مدیریت سطح بالا که از هیئت مدیران، مدیر عاملان، یا اعضای هیئت اجرایی تشکیل شده است.
2. مدیریت سطح متوسط که از مدیرانی مثل مدیر کارکنان، تولید، فروش، بازاریابی، منابع، مالی و غیره تشکیل شده است.
3. مدیریت سطح پایین یا مدیران سطح عملیاتی که از سرکارگر، ناظر، کارگران روزمزد و غیره تشکیل شده اند.
مدیران رده بالا:
مدیران سطح بالا به افرادی اطلاق می شود که جزء مقام های اصلی و اساسی شرکت هستند مثل هیئت مدیران، مدیرکل و سایر اعضای اصلی که مسئول عملکردهای سیستماتیک شرکت هستند. مدیرات سطح بالا به طور مستقیم کار اجرا نمی کنند. به طور کل برای یک شرکت بزرگ، عملکردها و مسئولیت های عمده و مهم را فرد نمی تواند انجام دهد، از اینرو نیاز به گروهی متراکم از اعضا است. مدیران سطح بالا باید بیشتر بر روی توانایی کارکنان هم در کیفیت کلی و هم تکنیکی متمرکز شوند. وظیفه آنها شامل خلاقیت، انگیزه، و حس قضاوت است. این مدیران همچنین گروه سیاست گذار شرکت هستند که مسئول جهت کلی و فعالیت های شرکت می باشند.
اهداف اصلی مدیران رده بالا:
ایجاد اهداف، سیاست ها و عوامل تعیین کننده لازم برای پیشرفت و توسعه هر چه بیشتر شرکت.
اجرای کامل و کارامد اهداف در شرکت و حفظ تعادل و توازن استراتژیک در کلیه اعمال انجام شده توسط مقام های بالاتر.
قرار ملاقات با بالاترین مقام شرکت مثل مدیران، روسای شرکت و از این قبیل.
بازبینی کار کلیه پرسنل در همه سطوح.
عملکرد مدیریت رده بالا فراهم آوردن توصیفی دقیق و جزء به جزء از طبیعت و ذات فعالیت های خود می باشد. اهداف نیز ممکن است جزئی باشند مثل تخصص در کار، قیمت گذاری رقابتی، بازاریابی و رابطه بین مشتریان، کارکنان و عموم.
مدیریت رده متوسط:
مدیریت رده متوسط شامل اجرای سیاست ها و برنامه هایی است که توسط مدیران رده بالا تعیین شده است. این سطح مدیریت شامل مدیران هر بخش و سایر اعضای هیئت اجرایی می شود که کارکنان را به سمت اهداف تعیین شده هدایت کرده و منابع لازم را برای انجام کار دراختیار آنها قرار می دهند. این گروه مسئول اجرای سیاست ها در سازمان هستند. در این سطح، مدیران باید عملیات ها، دستورالعمل هایی که از طرف مدیران رده بالاتر داده شده را برنامه ریزی کرده، منابع لازم را جمع آوری کرده و کار کارکنان را کنترل کند. این مدیران مسئول هدایت کلیه عملکردهای هر بخش می باشند؛ آنها راهنمایی ها و ساختارهای لازم را در جهت اهداف شرکت تامین می کنند. اعمال و وظائف مدیران رده متوسط از این قرار است:
دنبال کردن قوانین و سیاست های تعیین شده توسط مدیران برتر.
انگیزه دادن به پرسنل برای تولید و بازدهی بیشتر.
جمع آوری گزارش تجزیه و تحلیلی جزء به جزء از شرکت و پرسنل.
درک متقابل با بخش های دیگر شرکت.
ارائه پیشنهاد به مدیران رده بالا.
مدیران رده پایین:
این مدیران پایین ترین رده مدیران شرکت هستند که شامل سرکارگرها و ناظران اجرایی است که تعدادی کارگر به آنها برای انجام پروسه طبق برنامه کمک میکنند. مقام و مسئولیت آنها در شرکت معمولاً کمتر با کارکنان دیگر مقایسه می شود. آنها باید قوانین و راهبردهای تعیین شده توسط مدیران رده های بالاتر را دنبال کنند. اهمیت عملکردهای این سطح مدیریت را نمی توان نادیده انگاشت. اگر کارگران و کارمندان رده پایین نتوانند خوب کار را بفهمند و بدانند که چه باید بکنند (که فهماندن آن وظیفه همین مدیران رده پایین است) برنامه ها و اهداف مدیران رده بالا با شکست مواجه خواهد بود.
کیفیت و کمیت کاری که انجام می شود به عملکرد کارگران این سطح دارد و اینکه آنها برای رسیدن به اهداف شرکت تا چه حد تلاش کرده اند. ناظران این سطح باید استانداردهای کیفیت محصولات تولید شده را حفظ کرده و برنامه ها را خوب به کارگران منتقل کنند. آنها همچنین مسئول حفظ احترام و نظم میان خود و افزایش روحیه کار میان کارگران هستند.
منبع: مردمان

_________________________________________________________________________________

چگونه خاطره های بد را از یاد ببریم

در تحقیقی که در دانشگاه کلـورادو انـجام گـرفت، مشخص شـد که افراد میتوانند توانایی سرکوب خاطرات احسـاسی را در خـود ایجاد کنند. ایـن تحقـیق فـعالیـت مـغز را در افراد تحـت آزمـایش کـه برای سرکوب خاطرات مربوط بـه تصـاویر منـفی تعلیم دیده بودند، مـی سنجـید و دو مکـانیـزم را در قسـمت جلـو مـغز نشـان داد. ایـن تحقـیـق مـی تـوانـد بـه متخصصین بـالینـی کـمک کنـد روش هـای درمانی جدیدی برای آنها که قادر به سرکوب خاطرات ناراحت کننده خود نیستند و با بیماری های اختلالات استرس، ترس مفرط، افسردگی، اضطراب، و سندرم وسواس در ارتباط است، ابداع کنند.
محقق این تحقیق می گوید، “ما در این تحقیق نشان می دهیم که افراد می توانند با تمرین برخی خاطرات خود را در یک زمان خاص سرکوب کنند. ما تصور می کنیم به مکانیزم های عصبی آن دست یافته ایم و امیدواریم که این یافته های جدید و تحقیقات آتی، به رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی در درمان انواع مختلفی از اختلالات احساسی ختم شود.”
“طی مرحله تمرینی این تحقیق، از شرکت کننده ها خواسته شد 40 جفت مختلف تصویر را به ذهن بسپارند که هر جفت از یک صورت انسانی و یک تصویر اخلال گر مثل یک تصادف اتومبیل، یک سرباز زخمی، یک صحنه قتل وحشیانه، یا صندلی الکتریکی ساخته شده بود.”
بعد از به خاطر سپاری هر جفت، از شرکت کننده ها خواسته می شد به طریقی خاص به عکسها نگاه کنند و از آنها MRI گرفته می شد. او می گوید، “فقط تصاویر صورت های انسانی به آنها نشان داده می شد و این خودشان بودند که می توانستند تصمیم بگیرند به تصویر اخلال گر فکر کنند یا نکنند.”
“اسکن های مغزی گرفته شده طی این تحقیق نشان دهنده هماهنگی سرکوب حافظه ای بود که در قشر جلویی مغز ایجاد می شود. تیم تحقیق کشف کرده است که دو قسمت خاص از قشر جلویی مغز، هیپوکامپ و آمیگدالا، که در یادآوری های تصویری رمزگذازی حافظه و بازیابی، و بازده احساسی دخیل هستند، در کنار هم برای سرکوبی خاطرات کار می کنند. این نتایج نشان میدهد که سرکوبی خاطرات، حداقل در افراد غیر-روانپزشکی، تحت کنترل بخش جلویی مغز، اتفاق می افتد.”
این تحقیق نشان داده است که شرکت کننده ها روی خاطرات احساسی خود خوب تسلط داشته اند. و با بستن یک قسمت خاص از آن خاطرات، کاملاً می توانستند پروسه بازیابی برخی خاطرات خاص را متوقف کنند. محققان تصور می کنند که سرکوب کردن خاطرات می تواند یک ویژگی کاملاً مثبت باشد.
خاطرنشان می کنند که، “مشخص نیست که یک خاطره احساسی بسیار آسیب زا مثل یک تصاوف شدید، تا چه حد خود را در مغز انسان نشان می دهد. مواردی هم وجود دارد که ممکن است فرد برای سرکوب کردن یک خاطره خاص، نیاز به هزاران بار تمرین دارد.”
“بحث خاطرات سرکوفته که روانشناس معروف دکتر سیگموند فروید نیز روی آن کار کرده است، بحثی بسیار جدال انگیز است. امروزه بحث زیادی در این مورد وجود دارد که آیا می توان خاطرات سرکوفته را برای خاطرات خنثی شده استفاده کنیم یا نه.”
“تصور می کنم که مهمترین مسئله دراین زمینه این است که افراد مکانیزم های عصبی مشخصی دارند که به دانشمندان این امکان را می دهد رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی برای آندسته از افرادیکه از احتلالات احساسی رنج می برند، کشف کنند.”
منبع: مردمان

_________________________________________________________________________________