نشانه های خانواده خوشبخت

همه ما آرزو داریم خانواده هایی خوشبخت داشته باشیم. شاید خوشبختی مبهم ترین آرزویی ست كه میان انسان ها مشترك است؛ آرزویی مبهم كه همه در پی دستیابی به آن هستند. اما هر كس از خوشبختی تعریف خاص خود را دارد. نشانه های خوشبختی در هر خانواده ای متفاوت است، اما برخی نشانه ها اصلی ترین نشانه ای خوشبختی اند. …

همه ما آرزو داریم خانواده هایی خوشبخت داشته باشیم. شاید خوشبختی مبهم ترین آرزویی ست كه میان انسان ها مشترك است؛ آرزویی مبهم كه همه در پی دستیابی به آن هستند. اما هر كس از خوشبختی تعریف خاص خود را دارد. نشانه های خوشبختی در هر خانواده ای متفاوت است، اما برخی نشانه ها اصلی ترین نشانه ای خوشبختی اند. در یكی از سایت های اینترنتی خانواده خوشبخت ۲۴ مشخصه دارد. با توجه به این مشخصه ها خانواده شما از كدام دسته است؟

۱ – در بین اعضای خانواده جمله به من چه، یا به تو چه رد و بدل نمی شود، چرا كه اعضا به گفت وگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می كنند.
۲ – افراد به یكدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوءاستفاده نمی كنند و اعتماد را یكی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.
۳ – تا جایی كه امكان دارد با هم هستند و در میهمانی ها یا كارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند و همدلی، همكاری، همفكری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.
۴ – با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف با گفت وگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می كنند اگر سوءتفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود و بدون اینكه كسی بفهمد، حل كنند.
۵ – به سلیقه ها و عقاید یكدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می كنند.

۶ – نسبت به هم شرم مسموم ندارند؛ یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می كنند.
۷ – به حریم یكدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.
۸ – نگران سلامت روحی و جسمی یكدیگر بوده و از هم مراقبت می كنند؛ اگر چنانچه مشكلی به وجود آید، سعی وافر در حل مشكل دارند.
۹ – در بیشتر اوقات، لحظات خوشی را كه با یكدیگر بوده اند مرور می كنند؛ دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی كنند.
۱۰ برای فامیل ها و همسایه های خود اهمیت قائلند و پذیرای فامیل یكدیگر هستند.
۱۱ – از امور مالی یكدیگر خبر دارند و چیزی را از یكدیگر پنهان نمی كنند. صرفه جویی و پس انداز كردن، جزو برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.
۱۲ – برای رشد یكدیگر تلاش كرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می كنند.
۱۳- افراد به هم افقی نگاه می كنند نه عمودی؛ یعنی هیچ كس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند؛ دیكتاتوری، زور و قدرت طلبی حاكم نیست.
۱۴-  همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن و امید داشتن می كنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند.
۱۵ – در كنار هم احساس امنیت و آرامش می كنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.
16- علاقه، عشق، محبت، صفا و یكدلی خود را، هم در رفتار و هم در گفتار به یكدیگر ابراز می كنند.
۱۷ – از یكدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند.
۱۸-  اگر مشكلی پیش بیاید، به راه حل فكر می كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشكل می زنند و راه حل منطقی ارائه می دهند.
۱۹ – هر یك از طرفین پیوسته به فكر خوشحال كردن و راضی نگه داشتن یكدیگر هستند.
۲۰-  زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می كنند؛ اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.
۲۱- زن و مرد می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یكدیگر نزدیك تر شوند، كاری به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.
۲۲ – با درخواست های یكدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.
۲۳ – زن و مرد در كنار یكدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یكدیگر، بلكه رفیق هم هستند و واكنش منفی از خود نشان نمی دهند.
۲۴ – خانواده های خوشبخت تلاش دارند كه بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.
یادداشت: روزنامه همشهرى

■□~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~□■

ده گام جهت توسعه فروش محصول

تنها با صرف چند دقیقه وقت ، برای خواندن این مقاله ، درمی یابید که چطور می توان به عواملی که باعث توقف رشد یک محصول می شود پایان داد ؟ و چگونه می توانید در رقابت پیروز شوید و مشتریان را به طرف خود جذب کنید ؟
امروزه تبلیغات متنوع و گسترده ای جهت توسعه فروش محصولات جدید موجود است ، ما در اینجا به ده راهکار اشاره کرده ایم و حقیقت این است که تنها با چگونگی رعایت این نکات است که فروش یک محصول با شکست یا بالعکس با پیروزی مواجه می شود!
1- سازماندهی را فراموش نکنید :
سازماندهی در واقع یک ایمنی کامل در مقابل مشکلات پیش بینی نشده است (بطور مثال ،احتساب زمان و احیانا” پرداخت های مدت دار در شرایط خاص )، برای داشتن یک سازماندهی مفید باید امکانات لازم جهت نیل به آن فراهم شود .
اگر در سمت مدیر عامل هستید ، این بدان معنی است که باید نیروهای زیر مجموعه خود را تحت کنترل داشته باشید و امکانات و آموزش های مورد نیاز را جهت گسترش فروش در اختیار آنها قرار دهید . باید جو محیط کار و روحیه آنها را طوری مهیا کنید که اگر با چالشی در مسیر روبرو شوید ، کارمندان شما براحتی با این مسئله کنار بیایند و بتوانند با سازماندهی لازم این چالش را پذیرفته و در حل آن کوشا باشند.
ولی اگر در درجه معاونت یا پایین تر از آن هستید ، وضعیت فرق می کند ، این مدیر کل است که کنترل اصلی چالش ها را در دست دارد ، بعد از سالها تحقیق مشخص شده است که متأسفانه ، برخی از مدیران عامل ممکن است با در اختیار گذاشتن تمامی امکانات لازم و پیشنهادی مدیران ذیربط جهت سازماندهی و حل چالش ها ، موافق نباشد و نهایتا” این طور عقیده دارند که ” قایق همه شرکتها روی یک آب جریان دارد و برای همه این مشکلات هست !”
2- اگر با مشکلاتی غیر قابل حل در مورد تولید محصول خود مواجه شدید ، در آن وقت است که شما سردرگم می مانید !
معنای این سردرگمی چیست ؟ حقیقت این است که باید قبل از شروع هر پروژه ای ، ابتدا آن را در ذهن خود طراحی کنیم.
در ابتدا باید قادر باشیم که صراحتا” در مورد حل مشکل ایجاد شده و پیدا کردن راه حل مناسب برای رضایت متقاضیان، صحبت کنیم و این حس باید به مشتری القاء شود ، در غیر اینصورت اگر نتوانید براحتی این حس را به مشتریان خود انتقال دهید ، مطمئنا” مسیر را اشتباه می روید و با محصولی نامرغوب آوازه ی بدنامی شما در بازار پخش می شود . در این صورت از گام سوم اشاره شده در زیر استفاده کنید.
3- جلوی تولید محصول خود را بگیرید !
شما سردر گم و مبهم مانده اید و نمی توانید اوضاع را تحت کنترل بگیرید ، در این حالت از اینکه جلوی تولید محصول را بگیرید ابایی نداشته باشید ، واقعیت این است که این خط تولید نه تنها هیچ سودی نداشته بلکه تنها برای شما اتلاف هزینه را در برخواهد داشت . درحال حاضر علت این مشکل دیگر مهم نیست ، بهتر است وقت را بیش از این هدر ندهید .
چیز عجیبی نیست ، در بازار کار خیلی اوقات فروش یک محصول سیر نزولی پیدا میکند و در مسیر خود ممکن است خود سرمایه گذار و تمامی پیش نیازهای موجود را با خود غرق کند.
البته فراموش نکنیدکه از دید بازار ، مسئول اصلی این قضایا خود شما هستید نه محصول جدید ، بنابراین با احتیاط پیش بروید .
4- بپذیرید که برای شروع یک سری اطلاعات کافی را نمی دانید ، پس در کسب و به کارگیری آنها کوشا باشید.
در صنعت و بازار جهان امروزی ، راهکارها و مهارتهای جدید را باید کسب کنید . یکی از عمده دلایل شکست برخی شرکتهای قدیمی در دنیای امروزه این است که همانند گذشته اصرار به اصول و راهکرد خود دارند و هیچ گاه در پی پذیرفتن تحولات جدید در مسیر تولید یک محصول و کسب مهارتهای لازم نیستند.
برای مثال ، شرکتهای نرم افزار که کارشان پردازش یک محیط دستوری DOSبه محیط Web است ، اگر دستورات لازم طراحی را در قسمت command line لحاظ نکرده باشند ، مشتری در سایت با تصویری سیاه و سفید ، بدون عکس ،علامات و رنگ ، مواجه میشوند . در دنیای اینترنت ، طراحی ، رنگ آمیزی حرف اول را در ثبات مشتری می زند . در نتیجه برای طراحی یک سایت موفق باید روشها و مهارتهای لازم را جهت برپایی آن آموخت .
5- اگر هنوز به صفر نرسیده اید ، می توانید وام بگیرید یا بخشی از سهام شرکت را واگذار کنید.
بهترین راه ممکن بررسی نیازهای اصلی مشتریان است ، با نگاهی به محصولات مشابه محصول خوددر بازار می بینید که چطور تنها با تحولاتی کوچک توانسته اند نیازها را برآورده کنند ، شما نیز با بازنگری و تغییراتی در روند تولید محصول خود همراه با نوآوری از طریق تکنولوژی مدرن می توانید به این موفقیت ها دست یابید .
بطور دقیق بررسی کنید که چه راهکارهایی را می توانید برای افزایش ارزش محصولات خود بکار گیرید . وام بگیرد یا بخشی از سهام خود را واگذار کنید ، حقیقت این است که مشریان شما خیلی به ساختار شرکت اهمیتی نمی دهند و تنها برای آنها مهم این است که نیازهایشان تأمین شود . برای درک بهتر به ادامه مطالب توجه کنید :
6- از مشتریان خود نظرخواهی کنید و سعی کنید نتایج را در سیر تولید لحاظ کنید.
در اینجا نظر شما چندان اهمیتی ندارد ، بلکه آن چیزی که در درجه اول مهم است تفکر و جایگاه شما نزد مشتریان است . درست است که آنها نمی توانند راه حلی مناسب را پیشنهاد کنند و یا بدرستی قادر نیستند مشکلات و نیازهای خود را صریحا” در مورد استفاده از محصول شما بیان کنند ، اما با نظرخواهی و بررسی موارد مطرح شده می توانید دقیقا” بدانید که آنها چه وقت و چقدر هزینه در این راه در نظر می گیرند و دریابید که چه عاملی موجب توقف و یا کمتر شدن تقاضای آنها شده است .
در نظرخواهی تنها به یک منطقه اکتفاء نکنید ، در زمان ها و مناطق متفاوت این مصاحبه را انجام دهید تا با دید بازتر و اطمینان بیشتر پیش بروید.
حال که متوجه مشکلات شدید ، دیگر در اینجا مسئله ی اصلی ، شروع کار ، بررسی و دستیابی به راه حل مفید است.
7- نتیجه گیری از نظرخواهی
راههای زیادی برای بررسی نیازهای بازار است اینکه بهترین راه حل کدام است ، ساده ، واضح و یا حتی پیچیده فرقی نمی کند. اما برای درک مشکل اصلی ، میتوانید از بین نظرات جستجو کنید ، باید بدانید که زیبایی کلام یا نوشتار در این است که حداقل دو نفر مطلبی را دقیقا” یک شکل بیان کنند.
روش حفظ الگوی اصلی محصول ، راه حلی کم هزینه است ، شما می توانید با لحاظ اصلاحاتی جزئی و بدون نیاز به تغییرات اساسی در الگوی اصلی تولید محصول خود، نیازهای بازار را تأمین کنید . شما برای تولید، امکانات اولیه خود را دارید ، تنها باید یکسری امکانات مورد نیاز را برای تغییرات جدید در خط تولید مد نظر بگیرید .
هدف شما افزایش میزان فروش محصول با صرف حداقل هزینه و کار است . بعد از اعمال اصلاحات ، ممکن است تعداد محدودی از مشتریان خود را در بین زمان صرف شده از دست دهید ، اما هزینه شما هدر نرفته ا ست ، چرا که دیگر مورد انتقاد قرار نمی گیرید.
8- نوآوری و خلاقیت را فراموش نکنید :
برای نمونه تولید دستگاه تلفن را در نظر بگیرید. امروزه یک دستگاه تلفن عموما” باید دارای بلندگو و میکروفن باشد اما همزمان نیز می توان امکانات زیادی را برای آن در نظر گرفت ، مثل ، مکالمه کنفرانس ، سیستم انتظار پشت خط ، نمایانگر شماره تلفن ،..
تمامی شرکت ها می توانند همه امکانات فوق را روی یک تلفن پیاده کنند ، اما چرا بیشتر سازنده ها دستگاه تلفن را بدون لحاظ کردن بلندگو تولیدمی کند و در نتیجه میزان فروش آنها پایین است .
واقعیت این است که آنها وقتی برای بررسی و تولید یک محصول کامل نمی گذارند و به جای آن طی صرف زمان های متعدد و هزینه های بالا دستگاه تلفن پیشرفته تری با امکانات میکروفون و سیستم انتظار پشت خط ، تولیدمی کند ، اما دوباره جاسازی بلندگو را به مدل بعدی اختصاص می دهند!
ودر اینجاست که سرمایه اولیه به خطر می افتد ، چرا که بازار دیگر کشش خرید این مدل ها را ندارد .
با تحقیق بروی وضعیت بازار روز و الگو برداری ، می توان جلوی این اشتباهات را گرفت.
9- اعمال تغییرات مورد نیاز بروی تشکیلات سازمان، جهت موفقیت بیشتر در توسعه فروش و خدمات پشتیبانی
مدیریت اجرایی در این راه امری بسیار مهم است . برای کسب جایگاه و نگهداری آن در بازار کار ، تنها تولید یک محصول خوب کافی نیست ، برای آگاهی از دیگر عوامل ، می توانید باز هم از وضعیت فروش محصولات دیگر ، نظرات مشتریان و نماینده های فروش آنها کمک بگیرید .
همچنین در نحوه ی استفاده از نرم افزارهای تجاری مربوط به محصول خود و اجرای تغییرات در قسمتهای مختلف آن ، اگر مهارتهای لازمه برای استفاده از آن را نداشته باشید و مصرانه ، تنها خودتان بخواهید با آن کار کنید ، مطمئنا” موجب وقوع اشتباهات و سیر نزولی پیشرفت خود و در نهایت شکست در بازار خواهید شد.
در کنار همه ی اینها با اشاره به نکته شماره ” 5 ” ، باز هم یادآور می شویم که گرفتن وام یا واگذاری بخشی از سهام در موفقیت شما نقشی حیاتی دارد.
10 – نتیجه گیری
با مطالعه و بررسی نکات فوق ، شما در حال حاضر تمام زمینه ها را برای جذب مشتری و درآمد بیشتر یاد گرفته اید ، اما به یادداشته باشید که دو عامل اساسی برای موفقیت و درآمدی بالا ، بازاریابی و فروش است .
با رعایت راهکار شماره “9″ جایگاه شما در بازار محکم شده است و تنها باید در ارائه صحیح مراحل آن تمرکز کنید.
در مرحله اول ،باید متقاضی های خود را بشناسید .دوم ، انتظارات آنها را جویا شوید و بفهمید چه عواملی در آنها ، انگیزه ی خرید را بالا می برد. گام بعدی در مرحله خرید است :
به دلیل تنوع تقاضای مشتریان در بازار ، نحوه ی ارائه اطلاعات ، تبلیغات و نوع فروش نیز متفاوت است . برای مثال می توانید ، بروی flash ، تاریخچه شرکت ، محصولات و مصاحبه ای از کسانی که از استفاده ی محصول شما راضی بودند را آماده کنید ، تا آنها براحتی و در فرصتی مناسب تر بیوگرافی شرکت را بررسی کنند.
در حقیقت ، موفقیت شما در گرو تولید یک محصول خوب همراه با بازاریابی قوی است.
پس از خواندن این مطالب ، در کمال آرامش احساس می کنید که به دنیایی جدید وارد شده اید :
عجله نکنید ، به روش قبلی تولید و ارائه محصول خود فکر کنید ؛ حالا می توانید با بکارگیری نکات فوق و اعمال تغییرات لازم ، گامی جدید در تحول کسب و کار خود بر دارید. هیچ انسانی کامل نیست و هر کسی با ارتقاء روش خود ، الگوبرداری سودمند ، می تواند به پیروزی برسد.
مهم این است که با دقت محصول خود را طبق نیاز بازار ویرایش دهید و از منافع آن بهره مند شوید . بیشتر محصولاتی که هم اکنون بازار را تحت اختیار خود دارند ، روزی صاحبان شرکت های آنها این گام های بزرگ را برداشته اند.

■□~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~□■

سرزنش‌کردن در محیط‌ کار واگیر دارد

براساس تحقیق جدید مشاهده کسی که در محیط کار سر پیش‌آمدن مشکلی دیگری را سرزنش می کند، حتی وقتی فرد موردنظر بی‌گناه است، احتمال انتشار عمل سرزنش را در سایرین افزایش می‌دهد.
ناتانائل فاست پروفسور مدیریت و سازمان در دانشکده بازرگانی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و لاریسا تایدنز، پروفسور رفتار سازمانی در دانشگاه استانفورد در چهار آزمایش متفاوت دریافتند که سرزنش دیگران در ملاءعام احتمال مسری شدن این عمل را همانند یک ویروس افزایش می‌دهد. دلیل آن این‌است که فرد احساس می‌کند تصویری که از خود دارد مورد حمله قرارگرفته و باید از آن حمایت کند.
یافته‌های حاصل ازاین مطالعه که به نظر می‌رسد اولین بررسی «مسری بودن اجتماعی سرزنش» باشد در شماره نوامبر2009 مجله «روان‌شناسی اجتماعی آزمایشی» منتشر شده است.
نویسنده و سرپرست تحقیق می‌گوید: وقتی ما دیگران را می‌بینیم که از «خود» خویشتن حمایت می کنند ما نیز حالت دفاعی به خود می‌گیریم و سعی می‌کنیم به‌وسیله سرزنش دیگران برای اشتباهاتمان از تصویر «خود» خویش دفاع کنیم. این امر در کوتاه‌مدت احساس خوبی در ما ایجاد می کند.
او در این زمینه می‌افزاید که چنین رفتاری، می‌تواند در درازمدت به شهرت فرد لطمه بزند و به طورکلی برای یک سازمان و حتی جامعه مخرب باشد.
تایدنز، یکی از پژوهشگران گفت که این مطالعه به‌طورخاص به تاثیرات شرایط اقتصادی سخت توجه نکرده است اما تردیدی نیست که چنین شرایطی مشکل را سخت‌تر می‌کند. مثلاً وقتی کارکنان یک شرکت یا سازمان نگران امنیت کاری خود هستند و احساس می‌کنند که شغلشان مورد تهدید است، بیشتر به سرزنش‌کردن می‌پردازند و در چنین شرایطی است که سرزنش کردن فراگیر می‌شود.
فاست می‌‌گوید که وقتی سرزنش عمومی عملی فراگیر شود و حتی رهبران به آن بپردازند، اثرات آن روی شرکت، اداره یا جامعه تدریجی و تباه‌کننده است، چرا که افرادی که می‌ترسند به دلیلی مورد سرزنش قرارگیرند کمتر خطر می‌کنند، کمتر نوآوری یا خلاقیت نشان می‌دهند و کمتر از اشتباهاتشان خواهند آموخت.
فاست با اشاره به این‌که «سرزنش، فرهنگ ترس می‌آفریند و منجر به بسیاری از پیامدهای منفی برای افراد و گروه‌ها می‌شود» می‌گوید: مدیران یک اداره می‌توانند جلوی چنین رفتاری را با دادن پاداش به کسانی‌ که از اشتباهات خود درس می‌گیرند و جلوی دیگران از آن سخن می‌گویند بگیرند.
این پژوهشگر ادامه می دهد که می‌توان سرزنش را درخلوت آن‌هم در صورت ضرورت نگه‌داشت اما مدیران باید به منظور خلق نگرش مثبت در محیط کار، به کارکنانی که اشتباهات خود را آشکارا بیان می‌کنند پاداش دهند.
راه دیگری که این محقق به مدیران پیشنهاد می کند برپایی جلساتی است که برخی شرکت‌ها برپاکرده‌اند. در این جلسات به جای انگشت گذاشتن روی افراد و سرزنش کردن آن‌ها، کارکنان از اشتباهات خود می‌گویند و از آن‌ها می‌آموزند.
یافته‌های این پژوهش شواهد تجربی مبنی بر این که چنین اعمالی مانع تاثیرات منفی سرزنش‌کردن در فرهنگ سازمانی می‌شود فراهم می‌کند.
فاست می‌گوید هرکسی ممکن است به سرزنش دیگران بپردازد اما بیشتر سرزنش‌کنندگان، افرادی هستند که بیشتر از خود دفاع می‌کنند، خودشیفتگی بیشتری دارند و بیشتر احساس عدم امنیت می‌کنند.
آزمایش‌های این تحقیق نشان دادند که افرادی که شاهد سرزنش دیگری هستند خود نیز همان عمل را با دیگران انجام می‌دهند.
مثلاً در یکی از آزمایش‌ها از نیمی از شرکت‌کنندگان خواسته شد که مقاله‌ای که درباره شکست استاندار کالیفرنیا در یک حوزه معین بود در روزنامه بخوانند. در آن مقاله، استاندار گروه‌های خاصی را مقصر دانسته و سرزنش کرده بود.
دومین گروه آزمایش مقاله‌ای را درباره همان موضوع خواندند با این تفاوت که در این‌جا استاندار مسئولیت شکست را به‌طور کامل خود به‌عهده گرفته‌بود.
یافته این آزمایش نشان داد که کسانی که مقاله اول حاوی سرزنش را خوانده بودند بیشتر از گروه دوم که مقاله پذیرش اشتباهات از سوی فرد را خوانده بودند، دیگران را برای وقایع غیرمرتبط شخصی سرزنش کردند.
در آزمایش دیگری شرکت‌کنندگانی که فرصت پیدا کرده بودند ارزشمندی خود را به ثبوت برسانند در مقایسه با گروه دیگری که چنین فرصتی نداشتند کمتر به سرزنش دیگران پرداختند.
فاست در این مورد می‌گوید: ما با دادن فرصت به افراد برای تحکیم ارزشمندی خود، نیاز آن‌ها را به سرزنش کردن برای دفاع از خود از بین بردیم.
یافته‌های پژوهش حاضر تلویحات مهمی برای مدیران شرکت‌ها و موسسات در بردارد. مدیران اجرایی می‌توانند خردمندانه از نتایج این دست تحقیقات استفاده کنند و به قول محقق، فضایی ایجاد کنند تا بتوانند فرهنگ ایمنی روانی، یادگیری و نوآوری را در محیط کار پرورش دهند.

■□~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~□■

برخورد با افراد غیرممکن

اکثر افراد با اختلالات شخصیتی معمولاً دچار مشکلی به نام “اختلال نفس” هستند چون معمولاً باور ندارند که دچار مشکل هستند. آنها فکر می کنند، “این منم” یا “”من همیشه اینطور بوده ام” و حس صیانت نفسشان باعث می شود که دوست داشته باشنده همانطور باقی بمانند. در این مقاله می خواهیم راهکارهایی برای برخورد با این افراد به شما معرفی کنیم.

مراحل

1. بدانید که افراد غیرممکن وجود دارند و چه بخواهید یا نخواهید دیر یا زود با یکی از آنها برخورد می کنید. کاری از دستتان برنمی آید. اولین قدم این است که با واقعیت کنار بیایید. اگر فکر می کنید که احتمالاً با یکی از این افراد روبه رو بوده اید، مطمئناً درست فکر کرده اید. اگر شک دارید، مراحل زیر را قدم به قدم طی کنید.

2. بدانید که خیلی افراد سازگار نیستند. گاهی اوقات کسی که با همه کنار می آید ممکن است برای شما فردی غیرممکن باشد. اکثر روابط بین افراد سایه های مختلف خاکستری دارد اما برخی افراد مثل آب و روغن با همه قاطی می شوند. احتمالاً از فرد غیرممکنتان شنیده اید که، “همه من را دوست دارند”. این تلاشی است برای انداختن تقصیر بر گردن شما پس آن را جدی نگیرید. مهم نیست که روابط این فرد با دیگران چطور باشد، واقعیت این است که رابطه بین شما دو نفر افتضاح است. یادتان باشد که مقصر جلوه دادن شما واقعیت را تغییر نمی دهد.

3. بفهمید که مقصر شما نیستید، آنها هستند. شاید سخت باشد چون این افراد معمولاً توانایی زیادی در مقصر جلوه دادن دیگران دارند. اگر با چنین فردی مواجه هستید احتمالاً مداوماً به شما می گوید که فلان مسئله یا مشکل تقصیر شماست. اما اینطور نیست. واقعیت این است که هرچه بیشتر شما را مقصر جلوه دهند، خودشان تقصیرکار جلوه می کنند. اما به خاطر داشته باشید که این راه مقصر دانستن آنها نیست. مقصر دانستن کار آدم های غیرممکن است که دچار اختلال شخصیتی هستند. شما باید فقط این واقعیت را بدانید، به خاطر خودتان. به زبان ساده تر: اگر بتوانید مسئولیت اشتباهات خود را بپذیرید و برای ارتقاء خودتان تصمیم بگیرید، پس یک فرد غیرممکن به حساب نمی آیید، چون این افراد به نظر خودشان هیچ کار اشتباهی انجام نمی دهند.

4. آرامش خود را حفظ کنید و با عصبانیت با آنها برخورد نکنید. هر کاری که می کنید، فقط گریه نکنید. اینکار باعث می شود که رفتار زشت خود را بیشتر ادامه دهند. سعی کنید نادیده شان بگیرید. مثلاً نگاهتان را جای دیگری بیندازید و بحث دیگری را شروع کنید. موضوعی را پیدا کنید که در آن با آنها هم عقیده باشید. تحت هیچ شرایطی در انتقادها و عیب جویی ها با آنها همراه نشوید. هیچ وقت با آنها یا هر کس دیگری بد حرف نزنید چون بااینکار در حد آنها خواهید شد. یک چیز مثبت به مسئله وارد کنید. و تا می توانید آرامش خود را حفظ کنید.

5. بدانید که نمی توانید مثل کسان دیگر با این افراد برخورد کنید. یک جورهایی باید مثل بچه ها با آنها رفتار کنید. قید هر جور بحث منطقی را با آنها بزنید چون هیچوقت ممکن نخواهد بود. تنها چیزی که عایدتان می شود این خواهد بود که یک عالم تقصیر و گناه بر گردنتان می افتد.

6. اعتماد به نفستان را حفظ کنید. اگر مداوماً با همچنین فردی رابطه دارید که همیشه سعی دارد شما را منبع همه بدی ها نشان دهد، باید برای حفظ یک تصویر مثبت از خود اقدام کنید. به خودتان یادآور شوید که نظر این شخص لزوماً واقعیت نیست. اگر می بینید که انتقادات آنها خیلی دور از واقعیت است، از آنها دوری کنید. مطمئناً شما به اندازه ای که این فرد دوست دارد به شما بقبولاند بد نیستید. سعی نکنید با داد و بیداد از خودتان دفاع کنید چون او را به ادامه حرفهای خود تحریک تر می کند.

7. عصبانیتتان را سرکوب کنید. اینطور فکر کنید که عصبانی شدن شما برای آن فرد مثل یک هدیه بی نظیر است. هر حرفی که موقع عصبانیت بزنید یا هر کاری که انجام دهید بارها و بارها علیه شما استفاده خواهد شد. این افراد حافظه های فوق العاده ای دارند و مطمئناً از یادآوری مسائل گذشته بر علیه شما ابایی ندارند.

8. از خودتان دفاع نکنید. باید بفهمید که به هیچ وجه نمی توانید به این افراد ضربه بزنید. به خاطر همین است که اسم “غیرممکن” را روی آنها گذاشته اند. در ذهن آنها شما منبع همه اشتباهات هستید و هیچ حرفی که بر زبانتان بیاید خلاف آنرا به آنها نشان نخواهدداد. نظر شما برای آنها هیچ فرقی نمی کند چون در دادگاه ذهن آنها شما مقصر شناخته شده اید.

9. بدانید که بالاخره شما و شخص غیرممکن باید از هم جدا شوید. این شخص چه دوستتان باشد، چه رئیستان، چه خانواده یا همسرتان، بالاخره زمانی می رسد که می فهمید باید از او جدا شوید. حفظ رابطه با چنین شخصی واقعاً غیرممکن است. اگر نتوانید بلافاصله از او جسماً فاصله بگیرید، باید اول از نظر روحی و فکری از او جدا شوید. وقتی در فکرتان از او جدا شدید، دیر یا زود زمانی می رسد که می توانید به آن واقعیت فیزیکی بدهید.

10. اجازه ندهید شخص غیرممکن شما را مثل خود کند. اگر مراقب نباشید، به خودتان می آیید و می بینید که رفتار شخص غیرممکن را پیدا کرده اید حتی اگر خودتان علاقه ای به آن نداشته باشید. اما باید درک کنید که این بخشی از شخصیت او است و هر کاری که بکنید نمی توانید گذشته آن فرد را تغییر دهید.

11. مدیر باشید. تا زمانیکه رابطه تمام نشده باشد، وظیفه شما مدیریت کردن شخص غیرممکن است تا تخریب کمتری متوجه تان شود. بهترین منابع برای شما بعنوان یک مدیر، سکوت، به شوخی گرفتن فرد مقابل و قطع امید از تغییر دادن اوست. افراد غیرممکن به حرفهای منطقی شما گوش نمی دهند. نمی توانند. حتی اگر بتوانند هم نمی خواهند. نمی توانید آنها را متقاعد کنید که بخشی از تقصیر مشکلاتی که بین شما وجود دارد بر گردن آنهاست. آنها با دلایل منطقی اشتباهات خود را نمی پذیرند. به نظرشان اصلاً خطایی مرتکب نشده اند. پس باید درک کنید و این طرز تفکر را بدون انداختن تقصیر بر گردن آنها مدیریت کنید.

12. بدانید که اشخاص غیرممکن طرح و نقشه دارند. خودتان را باید آماده کنید که همه اشتباهات و شکست های شخص غیرممکن به گردن شما انداخته خواهد شد. یادتان باشد، در ذهن آنها تقصیر همه چیز گردن شماست. آنها تا بی نهایت می توانند برای ثابت کردن این ادعای خود برایتان حرف بزنند و اگر اشتباه کرده و به اینکار تشویقشان کنید خیلی خوشحال می شوند که به شما ثابت کنند شما آن فرد غیرممکن هستید.

13. برعکس آنها باشید: شخصی ممکن باشید. بعنوان نمونه ای از صبر، توشع و مهربانی زندگی کنید چون اینها دقیقاً متضاد آن چیزی هستند که فرد غیرممکن است. همه ما تحت تاثیر افراد پیرامونمان هستیم و می دانیم که هیچکدام از آنها کامل نیستند، حتی خود شما. باید به دیگران احترام بگذارید چون انسان هستید. اگر به شما احترام گذاشته نشد، این دیگر مشکل آنهاست نه شما. دیگران را درک کنید و مطمئن باشید که دیگران هم درکتان می کنند. این تنها راهی است که ممکن است اوضاع را کمی قابل تحمل تر کند. شاید کلاً تغییر نکنند اما باز از آنچه هستند بهتر می شوند.

نکات

· مهم: اگر این شخص غیرممکن را دوست دارید و برایتان مهم است و رابطه طولانی مدتی با او دارید، از آنها بخواهید که ار متخصص کمک بگیرند.

· خود را قربانی نکنید. قبل ازاینکه برای برخورد با شخص غیرممکن تلاش کنید باید یاد بگیرید که چطور احساسات خود را کنترل کنید. اگر نمی توانید به کل این شخص را از زندگی خود دور کنیدچون در محل کار شماست، یکی از اعضای خانواده است یا هر دلیل دیگرخیلی مهم است که علایق دیگری پیدا کنید یا با متخصص مشورت کنید.

· همچنین دقت کنید که همه ما گاهاً برخی از این اختلالات شخصیتی را نشان می دهیم. همه چیز بستگی به این دارد که یک فرد “طبیعی” را چطور تعریف کنید.

· لیست زیر 10 نمونه از مهمترین اختلالات شخصیتی است. عنوان کردن آنها به این دلیل نیست که بتوانید اختلالات دیگران را تشخیص دهید بلکه برای این است که آگاه باشید خصوصیات شخصیتی مختلف چطور با هم ادغام می شوند. اما اگر کسی بعضی از این خصوصیات را داشت لزوماً به این معنا نیست که دچار آن اختلال شخصیتی است.

افراد مبتلا به اختلال اسکیزوئید همان افراد منزوی و گوشه نشین هستند. آنها به هیچ وجه از روابط نزدیک لذت نمی برند، حتی اینکه عضوی از یک خانواده باشند. علاقه بسیار کمی به سکس یا هر فعالیت عادی دیگر دارند و از نظر احساسی سرد به نظر می رسند.

افراد اسکیزوفرنی گونه واقعاً دیوانه نیستند، فقط آنطور به نظر می رسند و عمل م یکنند. ممکن است متعلق به گروه هایی باشند که در نظر مردم عادی شدیداً غیرعادی و عجیب بیاید.

افراد غیراجتماعی تصور می کنند که دیگران بد هستند و تنها راهی که برایشان مانده این است که سر آنها را کلاه بگذارند. اما همیشه هم آنها را در زندان نمی بینید. آنها معمولاً افرادی بسیار جذاب هستند و فروشنده ها یا سیاست مداران بسیار خوبی می شوند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیتی نمایشی چه زن باشند و چه مرد معمولاً ملکه نمایش خطاب می شوند. آنها برای توجه دیگران زنده اند و برای به دست آوردن آن معمولاً از حد خود فراتر می روند. همیشه باید بهترین ماشین زیر پایشان باشد، بهترین منطقه شهر زندگی کنند، بهترین لباسها را بپوشند و بچه هایشان را به بهترین مدرسه ها بفرستند.

افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی که اضطراب های خود را با غرق شدن در جزئیات مسائل و از یاد بردن هدف اصلی یک فعالیت، برطرف می کنند. آنها ساعات زیادی از روز را به تکرار کارهای روزمره خود مثل بارها و بارها شستن دست هایشان یا تمیز کردن بی وقفه خانه و ماشین می گذرانند و دیگر وقتی برای نگران بودن درمورد مشکلات بزرگ زندگی برایشان نمی ماند.

افراد با شخصیت های وابسته که معمولاً اعتماد به نفس پایینی دارند. به هیچ وجه در زندگی ریسک نمی کنند و برایشان مهم نیست دیگران با آنها چه برخوردی داشته باشند. گاهی اوقات با اینکه می دانند در یک رابطه بد هستند اما باز با اینحال احساس امنیت می کنند چون می توانند آن رابطه را درک کنند. برایشان ساده تر است که همان رابطه بد را تحمل کنند تا بخواهند یک رابطه ای دیگری که ممکن است بدتر باد را شروع کنند یا اصلاً رابطه ای نداشته باشند.

افراد با اختلال شخصیتی مرزی که معمولاً مرزهای درون فردی ضعیفی دارند و معمولاً روابطشان بسیار شدید، عاشقانه و کوتاه مدت است. چون عاشق عشق هستند نه عاشق فردی خاص. وقتی رابطه کم کم سرد می شود خیلی راحت می توانند آنرا کنار بگذارند. به ندرت می توانند با کسی از جنس مخالف خود بدون ابراز عشق و محبت صحبت کنند.

افراد با اختلال شخصیتی خوددار که شدیداً خجالتی هستند و در تلاشند که از موقعیت هایی که ممکن است موجب خجالت زدگی آنها شود دوری می کنند.

افراد با اختلال شخصیتی پارانوئید که معمولاً ریسک هایی که اکثر ما می پذیریم را دفع می کنند چون به عقیده آنها اتفاق افتادن آن بسیار دور از ذهن است. آنها دوست دارند همه بدی های دنیا را به یک گروه از افراد بد نسبت دهند که سعی دارند ما را کنترل کنند.

افراد با اختلال شخصیتی منفعل-پرخاشگر که دشمی خود را به طور غیرمستقیم به دیگران حالی می کنند مثل مهمانی که سر میز شام به میزبان می گوید، “دستتان درد نکند خیلی خوشمزه بود، هیچوقت فکر نمی کردم از این تکه های ارزان گوشت هم بشود غذای خوشمزه پخت”.

· اگر هیچ چیز کمکتان نکرد، سعی کنید تجربیاتتان با این اشخاص را درس های باارزش زندگی بدانید. بدانید که بعد مدتی کنار آمدن با این افراد، کنار آمدن با افراد عادی برایتان خیلی ساده تر خواهد شد. در رابطه تان با آنها یک دوره آموزشی خیلی خوب درمورد برخورد با افراد سرسخت می بینید که بااینکه الان برایتان ناخوشایند است اما درس هایی که می گیرید در زندگی آینده برایتان ارزش زیادی خواهد داشت.

· بپذیرید که با یک سوءاستفاده گر احساسی روبه رو هستید. اطلاعات زیر می تواند به دردتان بخورد.

مهربان باشید حتی اگر با منفی ترین حالت با شما برخورد کردند. اگر تنها هستند و نمی دانند چطور باید توجه دیگران را جلب کنند، جذب رفتار محبت آمیز شما خواهند شد و تغییر می کنند. اما اگر ذاتاً افراد احمق و سرسختی هستند که دوست دارند حرص دیگران را دربیاورند، باز هم مهربانی و ملاطفت شما آنها را عصبانی خواهد کرد چون نمی دانند که چطور می توانند حرصتان را دربیاورند به همین خاطر بعد از مدتی رهایتان می کنند.

· در خرج کردن مهربانیتان دقت کنید. مطمئناً دلتان نمی خواهد مدام به کسی که از شما سوءاستفاده می کند پاداش دهید چون او را به سوءاستفاده بیشتر تشویق می کند. مثلاً ممکن است سرتان داد بزنند که کاری که وظیفه خودشان است را انجام دهید و شما تصمیم می گیرید که مهربان باشید و آنکار را انجام دهید. بااینکار آن فرد احساس می کند که با داد زدن دیگر می تواند شما را مجبور به انجام هر کاری بکند.

· برخی از این اشخاص مهربانی شما را تمایل شما برای خدمت کردن به خودشان می بینند. وقتی دیدید که چنین اتفاقی افتاد، خیلی آرام و با مهربانی حرفشان را رد کنید. دروغ نگویید، لازم نیست هیچ توضیحی برایشان بدهید، فقط کافی است که آن کار را رد کنید. دروغ گفتن فقط کار را خراب تر می کند و رابطه تان با این شخص را سخت تر.

· با آنها مخالفت نکنید. راهی برای هم عقیده شدن با آنها پیدا کنید حتی اگر می دانید که اشتباه می کنند. اگر می گویند برای جلب نظر دیگران خیرات کرده اید می توانید بگویید که ممکن است حق با آنها باشد. اینکار باعث می شود که جنگ و جدال ها کمتر شود. حتی می توانید وقتی خود را هم عقیده او نشان می دهید لبخند کوچکی هم بر لبانتان بنشانید.

· بدانید که سالمترین راه برای کنار آمدن با اشخاص غیرممکن دور کردن آن فرد از محیط اطرافتان است. با قرار دادن خود در معرض آن فرد خودتان را شکنجه نکنید. ارزش شما خیلی بیشتر از این حرفهاست. یادتان باشد که به هیچ طریقی نمی توانید او را درست کنید.

· وقتی کسی از شما سوءاستفاده می کند، بقیه افراد سعی می کنند با شما همدردی کنند. هیچ نیازی نیست که طرف مقابلتان را نزد دیگران بد جلوه دهید چون همه خودشان دیر یا زود آنرا خواهند فهمید. اگر شخص غیرممکن باعث عصبانیتتان می شود، بقیه هم به احتمال زیاد اذیت می شوند.

· سعی کنید به نقاط مثبت قضیه فکر کنید. فکر به اینکه او هم یکی از بنده های خداست و خدا او را دوست دارد، حتی اگر خودتان او را دوس نداشته باشید، آرامش بیشتری به شما می دهد.

هشدارها

· هیچوقت شخص غیرممکن را عصبانی نکنید. بااینکه خیلی زود از کوره در می روند و به نظر خودشان در نظر همه افراد منطقی هستند، واقعیت این است که اگر عصبانیشان کنید طوری حرصشان را سر شما خالی می کنند که باورتان نشود. هیچوقت سعی نکنید با آنها بحث منطقی کنید و برایشان دلیلی و برهان بیاورید. با آنها مثل بیمار یا بچه ها رفتار کنید. برای چنین رفتاری به تمرین نیاز دارید اما یک مهارت اجتماعی است که ارزش یادگیری را دارد.

· اگر به هر دلیلی توانستید با دلیل و مدرک شخص غیرممکن را متقاعد کنید که تقصیر گردن آنهاست، این احتمال وجود دارد که کاملاً از آنطرف بام بیفتند و فکر کنند که اگر در این مورد خاص حق با آنها نیست پس در 100% موارد و موقعیت های دیگر هم اشتباه گردن آنهاست. این تکنیکی است که برای جلب همدردی دیگران به کار می گیرند.

· هیچوقت حستان درمورد این فرد را به دیگران نگویید. اگر رفتار غیرممکن این شخص غیرممکن را اعتراف کنید، و فرد مقابلتان هم نظرات شما را به دیگران انتقال دهد، این احتمال وجود دارد که به گوش خود شخص غیرممکن هم برسد و این کار را از آنچه که هست هم خراب تر می کند.

· از طرف دیگر اگر نمی توانید از این شخص دوری کنید شاید بد نباشد که با کمک شخصی دیگر این موقعیت را مدیریت کنید.

· حریم شخصیتان را حفظ کنید. شخص غیرممکن از هر اطلاعات شخصی شما بر علیه تان استفاده می کند. آنها می توانند فقط به خاطر اظهار نظری که سر میز شام کردید، داستان های زیادی را درمورد شما برای دیگران نقل کنند. یادتان باشد که مهارت خیلی خوبی در به حرف کشیدن شما دارند. آنها به خوبی خود را فردی نرمال و عادی نشان می دهند و این باعث می شود با خودتان فکر کنید که چندان آدم بدی هم نیستند. این اشتباه بسیار بزرگی است. چون همان موقع که برایشان درد و دل کردید درواقع گور خودتان را کندید. او از کوچکترین و ریزترین اطلاعات ممکن بر علیه تان استفاده می کند.

· هیچوقت با این واقعیت که آنها منبع و منشاء مشکل هستند با شخص غیرممکن برخورد نکنید. چون با بمبارانی از انکار روبه رو خواهید شد.

· مراقب حرکات و اشارات غیرکلامی آنها باشید چون ممکن است سوء تفاهماتی ایجاد کند.

· در ایجاد هر نوع برخورد فیزیکی با این افراد بسیار دقت کنید. حتی زدن یک ضربه آرام روی پشتشان می تواند آرامترین شخص غیرممکن را هم به خشم بیاورد.

· به هیچ وجه این مقاله را برای ثابت کردن سرسختی آنها نشانشان ندهید. همیشه یادتان باشد که هیچ راهی برای متقاعد کردن آنها وجود ندارد. تلاش شما بی حاصل خواهد بود.

· قبل از به کار بردن نکات و هشدارهایی که در این مقاله ذکر شد، مطمئن شوید که خودتان یکی از آن اشخاص غیرممکن نیستید. چون ممکن است به خودتا صدمه بزنید.

· بدانید کی وقت خداحافظی است. اگر این رابطه خسته تان کرده است یا فکر می کنید که رفتارهای او برایتان خطرناک شده است و ممکن است به شما صدمه بزند، رهایشان کنید. هر چه سریعتر رابطه تان را با او قطع کنید. شخص غیرممکن تلاش خواهد کرد که باز با شما رابطه ایجاد کند اما نپذیرید.

بااینکه ما بعنوان نویسندگان این مقاله امیدواریم که برایتان مفید بوده باشد اما یادتان باشد که این مقاله به هیچ وجه جایگزین کمک تخصصی نخواهد بود. برخی از این توصیه ها می توانند متناقض یا خطرناک باشد. انتظار نداشته باشید که با 5 دقیقه مطالعه این مقاله متخصص شوید. بهترین کمک را می توانید از متخصصین روانشناس بگیرید.
منبع: مردمان

■□~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~□■

پشت میز کارتان ورزش کنید


این روزها ما بیشتر وقتمان را پشت میز کار و خیره به صفحه مانیتور کامپیوتر میگذرانیم. در این ساعات مجبورید پشت تلفن با مشتری ها صحبت کنید، ایمیل ها را بخوانید، گزارش هایتان را تایپ کنید، یا یک پروژه را ارزیابی کنید. اینکه مجبورید اینهمه کار را باهم انجام دهید به این معنی نیست که نمی توانید چند دقیقه ای هم در روز برای خودتان وقت بگذارید.

ورزش های ساده ای هست که می توانید نشسته پشت میز کار یا ایستاده کنار آن انجام دهید. این ورزش ها به شما کمک میکند گردش خونتان را تقویت کنید تا ذهنتان هوشیارتر شود و هم بازده کاریتان و هم اعتماد به نفستان افزایش یابد.

این ورزش بخصوص یک حرکت اصلاحی از تمرینات پیلاتس است که قدرت عضلات شکم و کمر شما را تقویت می کند. صاف بنشینید، به صورتیکه شانه ها کاملاً ریلکس باشند. سپس روی نافتان تمرکز کنید، یک نفس عمیق داخل ریه بکشید و با تجسم اینکه نافتان را به سمت پایین یعنی به سمت کف صندلی هل می دهید، نفس را بیرون دهید. همانطور که آرام نفس می کشید شکم را به همان وضعیت نگه دارید. سعی کنید تا 10 ثانیه به همان وضعیت بمانید. اگر این حرکت را فقط روزی 3 مرتبه انجام دهید مطمئن باشید که بعد از یک هفته تفاوت ایجاد شده را احساس می کنید.

تمرینات کِگِل (Kegel) را هم می توانید بدون اینکه همکارانتان متوجه شوند انجام دهید. می توانید با کشیدن عضلات لگن خاصره به سمت بالا در عین تو کشیدن و سفت کردن عضلات شکم این تمرینات را انجام دهید. این احساس باید به شما دست بدهد که انگار می خواهید ادرارتان را نگه دارید. سعی کنید تا 10 ثانیه این وضعیت را نگه دارید و این حرکت را نیز حداقل سه مرتبه در روز انجام دهید.

روی دستها و بازوهایتان هم کار کنید. این تمرین قدرتتان را بیشتر کرده، گردش خونتان را تقویت می کند و میزان هوشیاریتان را نیز ارتقاء می بخشد. توپ های فشاری هم برای تسکین استرس و هم برای قوی کردن دست ها تمرین بسیار خوبی است. وقتی مشغول صحبت با تلفن هستید، با مشتریانتان حرف می زنید، یا فکر میکنید، این تمرین را انجام دهید. همچنین می توانید از وزنه های سبک برای تقویت عضلات جلوبازوی خود استفاده کنید. این حرکت ها را فقط یک مرتبه در روز (2 ست 10 تکرار) و سه مرتبه در هفته انجام دهید.

از وزنه مخصوص پا هم می توان بعنوان یک حرکت اصلاحی دیگر برای عضلات جلوبازو استفاده کرد. می توانید از آن در حالت نشسته برای تقویت عضلات جلوپا و پشت پا استفاده کنید. در حالت نشسته یک پا را بالا بیاورید، آن را مستقیم بالا بیاورید و بعد پایین ببرید. این حرکت را در 3 ست 10 تکرار برای هر پا انجام دهید. در تمرین دیگر، پایتان را بالا آورده و با تمام قدرت و فشار به عقب هل داده و بعد پایین ببرید.

از همه مهمتر، حرکات کششی را فراموش نکنید. ممکن است باعث شود همکارانتان متعجب به شما نگاه کنند اما وقتی بازده کارتان بالا رود و مثل بقیه پشت میز چرت نزنید، خیلی زود می بینید که آنها هم از روی شما تقلید می کنند. حرکت کششی هم فشار وارد بر عضلات را تسکین می دهد و هم گردش خون را در بدنتان تقویت میکند.

حرکت کششی مخصوص دونده ها را می توانید با ایستادن کنار دیوار انجام دهید. دست ها را روی دیوار قرار داده و پاها را عقب ببرید. پشتتان را کاملاً صاف نگه داشته، به سمت دیوار خم شوید و وزنتان را روی دست هایتان بیندازید.

برای انجام حرکات کششی مربوط به گردن، صاف روی صندلیتان بنشینید، به آرامی گردنتان را به هر چهار طرف اصلی بگردانید: اول به جلو، بعد به عقب، بعد به راست و بعد به چپ. در هر طرف حداقل 10 ثانیه مکث کنید.

حرکات کششی شانه ها و دست ها را با بلند کردن یک دست درست بالا سر و بعد مشت کردن آن به صورتیکه شست بیرون باشد، انجام دهید. مشت را رها کنید و دوباره مشت کنید. این حرکت را 5 مرتبه برای همان دست انجام دهید و بعد دستتان را عوض کنید.

در محل کار از صندلی استفاده کنید که کاملاً استاندارد میز کامپیوتر باشد تا عضلات در حالت تعادل قرار گیرند و هیچ صدمه ای به کمر و گردتان وارد نشود.

منبع: مردمان

■□~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~□■

فواید یوگا برای برخی از مشکلات سلامتی

یـوگا از همان آغـاز پیدایش خود، فـواید بـی شماری را برای افرادی که آن را تمرین مـی کردند، نشـان داده اسـت. اخیراً شـواهـد نشان داده اسـت کـه ایـن ورزش بـرای افـرادی کـه مشـکلات خاص  سلامتی دارند، مثل کسانی کـه از فشـار خـون بـالا، فیـبرومـالژا و اسـکولیوز (خمیدگی طرفی ستون مهره ها) رنج می برند، بسیار مفید است.
فیبرومالژا وضعیتی است که ریشـه در بـافـت هـای پیـوندی بدن دارد و باعث التهاب و سوزش در تاندون ها و رباط های بدن میشود. افراد مبتلا به این مشکل، علاوه بر درد ناشی از آن، دچار بی خوابی یا کم خوابی شده و این مسئله منجر به ایجاد خستگی شدید در آنها و رفته رفته منجر به بروز افسردگی و اضطراب در بسیاری از مبتلایان می شود. در اکثر اوقات این مشکلات با مصرف داروهایی که برای این مشکل تجویز می شود، تشدید شده و مبتلایان دچار ضعف جسمانی شدید شده و حرکت کردن برایشان بسیار دشوار می شود.یوگا به طرق مختلف فواید زیادی برای این مشکل دارد. از آنجا که تمرینات یوگا، قدرت مغز عضلات را تقویت می کند، میزان خستگی و درد عضلنی در مبتلایان این مشکل کاهش می یابد. با بالا رفتن استقامت و بنیه، وضعیت فیزیکی و ذهنی بیماران بهبود می یابد. همچنین تجربه نشان داده است که یوگا باعث تقویت خواب و قدرت تمرکز می شود. همچنین، بااینکه برخی از انواع پرفشارتر تمرینات باعث بدتر شدن علائم این بیماری در مبتلایان می شود، یوگا که ورزشی کم فشار است بافت های پیوندی بدن را تقویت کرده و دامنه حرکت وسیعتری را برای فرد ایجاد می کند.

آنچه مربیان باید خوب از آن آگاه باشند این است که به خاطر طبیعت این مشکل و بیماری، یک مقدار درد به طور مداوم با فرد می ماند. با وجود این ناراحتی و درد، شاگردها باید یاد بگیرند که با آن کنار بیایند و همچنین محدودیت های فردی خود را بشناسند. این بستگی به خود شاگرد دارد که چه موقع استراحت کند، و مربی باید بداند که شاگردهایی که این مشکل را دارند محدودیت بیشتری دارند. یوگا نباید به هیچ عنوان باعث خستگی بیش از حد شاگردان شود. اما تمرین طولانی مدت با روند پیشرفت کند، بسیاری از علائم این بیماری را تدریجاً در فرد از بین می برد.

برای بسیاری از افراد، یوگا فشار خون و میزان استرس را پایین می آورد. فشار خون بالا برای قلب و عروق بسیار مضر است. قلب باید خیلی سخت تر کار کند تا خون را پمپاژ کند و رگ ها در برابر آسیب ناشی از جریان خون قوی، مقاومت می کنند. بالا بودن فشار خون به مدت طولانی فرد را در معرض حمله قلبی، سکته و نارسایی کلیه قرار می دهد.

یوگا به طرق مختلف برای این مشکل نیز فایده بخش است: با مقابله با عوامل، برطرف کردن علائم و متوازن کردن سیستم عصبی که میزان استرس بدن را کنترل می کند. یوگا همچنین به بازگرداندن قابلیت ارتجاعی رگ های خونی نیز کمک می کند و این مسئله احتمال آسیب را در افراد مبتلا به فشار خون پایین می آورد. فعالیت ها و تمرینات تنفس و مدیتیشن به پایین آوردن سطح استرس بدن کمک می کند که درمقابل بدن را متوازن می کند.

مربی باید افراد مبتلا به فشار خون را تشویق به انجام تمرینات نشسته و خوابیده و همچنین هم شدن های به سمت جلو و وارونگی کند. اما، در این مورد هم مثل هر ورزش دیگر، مهم است که بدانید آیا وضعیت فشارخون فرد تحت مراقبت پزشک هست یا نه. اگر اینطور نباشد، شاگرد باید قبل از انجان حرکات وارونگی یا اینورژن، فشارخون خود را پایین بیاورد.

اسکولیوز وضعیتی است که در آن، ستون مهره ها دچار خمیدگی می شود. تاثیرات ناشی از این مشکل بسیار جدی و دشوار است و با تغییر مرکز ثقل بدن، توازن آن را برهم می زند. به طور کل سه نوع خمیدگی هستند که می توانند این وضعیت را تاب بیاورند. برحسب اینکه اسکولیوز از نوع ساختاری است یا کارکردی شدت آن متفاوت است. این وضعیت ممکن است بسیار دردناک باشد اما برای خیلی از افراد مبتلا به این مشکل، یوگا بسیار مفید است.

برای شاگردان مبتلا به اسکولیوز فشار باید بر روی تراز کردن و هم محور کردن وضعیت قرارگیری باشد. و انجام حرکات کششی و تقویت عضلات اهمیت زیادی دارد. این مسئله به کاهش درد و سختی که این مشکل در بدن ایجاد می کند کمک می کند. تمرکز بر روی پاها است، باید پاها با حمل کردن بخشی از وزن، توانایی متعادل کردن فشار وارد بر ستون مهره ها را داشته باشند. همچنین، وضعیت قرارگیری پاها برای حفظ تعادل اهمیت بسزایی دارد.

باید در نواحی عضلات شکم، تقویت قدرت صورت گیرد تا از کار بیش از حد عضلات پشت که ممکن است منجر به سفت و سخت شدن و درد گرفتن آن شود، جلوگیری شود. نکته آخر تنفس است. به خاطر خمیدگی و انحنای ستون مهره ها، معمولاً شُشی که در آن سمت قرار دارد به میزان کافی تنفس نخواهد گرفت. با توجه به این مسئله فرد باید سعی کند یکی در میان از هر طرف نفس بکشد تا سینه باز شده و توازن بیشتری در بدن ایجاد شود. شاگردهای مبتلا به اسکولیوز با یوگا یاد می گیرند توازن داخلی بدنشان را بالا ببرند.

بااینکه هرکدام از این وضعیت ها، مشکلات ناتوانی برای مبتلایان آن ایجاد می کند، یوگا می تواند درمانی برای عوامل پیدایش و علائم این مشکلات باشد و هیچگونه عارضه جانبی نیز برای آنها ایجاد نکند. شاگردهای یوگا که از یکی ازاین مشلات رنج می برند، با استفاده از یوگا به همراه مراقبت های پزشکی آگاهی و توجه بیشتری نسبت به بدن خود پیدا می کنند و دردشان نیز تسکین می یابد. مربی باید به نیازهای فردی این افراد توجه بسیار داشته و برای ایجاد دوباره توازن در بدنشان آنها را راهنمایی کند.

منبع: مردمان

■□~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~□■

8 درد عضلانی بدن که نباید از آن غافل شوید

وقتی نوبت به درد عضلانی می رسد، به طور کل دو نوع درد داریم: یک درد هست که قابل تحمل است و می توانید با آن کنار بیایید و درد دیگری هم هست که به هیچ وجه نباید نادیده اش بگیرید.

اگر نتوانید این دو موقعیت را از هم تشخیص دهید، ممکن است خیلی برایتان مشکل ساز شود چون آسیبدیدگی هایی هست که اگر بطور مداوم تشدید شوند، مطمئناً نیاز به زمان استراحت طولانی مدتی پیدا می کنند.

یاد گرفتن تفاوت این دو درد، به خصوص اینکه بفهمید برای چه دردهایی باید احساس خطر کنید، به شما کمک می کنند همچنان به تمریناتتان ادامه دهید و از آسیبدیدگی ها هم دور بمانید.

حتماً یادتان باشد، مطالبی که در اینجا مطرح می کنیم، بااینکه ازجمله متداولترین موقعیت ها و مشکلات هستند، اما به هیچ وجه نمی تواند جای مشاوره با پزشک متخصص را برایتان بگیرد. اگر احساس مشکل می کنید و مطمئن نیستید چه اتفاقی برایتان افتاده است، حتماً در اولین فرصت ممکن به پزشک مراجعه کرده و با او در این مورد مشورت کنید.

در زیر به 8 مورد از انواع دردهای بدن که نباید نادیده بینگاریدشان، اشاره می کنیم.

1) درد ناگهانی سر و گردن

اگر به طور ناگهانی، مخصوصاً هنگام اسکات زدن با وزنه های خیلی سنگین، در ناحیه سر احساس درد کردید، بلافاصله دست نگهدارید و نگاهی به فرم حرکتتان بیندازید. این درد که نباید از آن غافل شوید، می تواند درنتیجه اورلود رگ های خونی به خاطر فشار تمرین باشد یا اینکه یکی از عضلات درگیر در برخورد با فشار و استرس وارده از طرف وزنه ها، مشکل دارد.

اگر شما هم از جمله بدنسازانی هستید که در حرکت اسکات با وزنه های شدیداً سنگین کار می کنید، اطمینان یابید که حین حرکت نگاهتان رو به جلو باشد و عضلات شانه و گردن را کاملاً شل و آزاد نگه دارید. اگر حالتتان به اینصورت نباشد، ممکن است مقداری از فشار وزنه ها روی گردن و سر وارد شده و باعث درد جدی در این ناحیه شود.

2) سوزش شدید کشاله ران

اگر تمرینات سنگین اسکات، ددلیفت یا لانگز انجام می دهید و درد بسیار شدید و ناگهانی در ناحیه کشاله های ران احساس کردید، حتماً همان لحظه دست از تمرین بکشید چون این دردی است که به هیچ وجه نباید از آن غافل شوید. این درد برحسب شدت آسیبدیدگی، می تواند یک گرفتگی عضلانی ساده باشد یا کشیدگی جدی عضلات.

اگر خواستید همان حرکت را دوباره انجام دهید (مثلاً حرکت لانگز) و این درد همچنان ادامه داشت، اما با شدت کمتر، این نشانه کاملاً روشنی است که عضلات داخلی ران شما به طور جدی دچار کشیدگی شده اند.

بااینکه برخی گرفتگی های عضلانی حین تمرینات سنگین انتظار می رود اما این نوع درد و کشیدگی—که تقریباً مشابه گرفتگی است—نشانه این است که چیزی به طور جدی در بدنتان مشکل پیدا کرده و برای جلوگیری از آسیبدیدگی بیشتر حتماً باید دست بکشید. اگر مشکلتان همین است، آن حرکت را متوقف کرده و سراغ تمرین بعدی بروید، البته دقت کنید که تمرین بعدیتان روی عضلاتی کار کند که دیگر روی عضله مورد نظر فشار وارد نکند. همچنین بلافاصله بعد از تمرین عضله آسیبدیده را به دقت بکشید و درصورت امکان روی آن یخ بگذارید تا اگر تورم دارد برطرف شود. چهار روز تا یک هفته به آن عضله استراحت بدهید و بعد دوباره تمرینات خود را از سر بگیرید.

3) درد جدی کمر

بااینکه همیشه باید مراقب هر نوع درد کمر که برایتان اتفاق می افتد باشید، وقتی درد آن مستقیم و شدید باشد، باید بلافاصله دست از تمرین بکشید چون این مورد یکی از حادترین دردهایی است که به هیچ وجه نباید نادیده بگیرید. درد تند و تیز معمولاً نشانه ای آشکار است که مشکلی در بدنتان اتفاق افتاده و علت آن ممکن است جابه جا شدن دیسک یا وارد شدن فشار روی عصب باشد.

اگر تعداد بالایی لیفت انجام داده اید که نیاز به بالا بردن وزنه بالای سرتان داشته است (مثل وزنه برداری یکضرب، پرس سرشانه و از این قبیل) پس فشار زیادی روی استخوانهای مهره ها وارد کرده اید.

از جمله اصلاحاتی که باید صورت دهید، تغییر طرز قرارگیریتان است چون ممکن است حرکت را در حالتی انجام داده باشید که ستون مهره ها خارج از تراز رفته باشد که موجب درد عمیقی در بدن می شود.

دراولین فرصت به یک پزشک متخصص مراجعه کنید تا ببینید کمرتان تا چه میزان آسیب دیده است و قبل از اینکه دوباره به سراغ وزنه ها بروید، حتماً مشکلتان را برطرف کنید. یادتان باشد درصورت داشتن چنین مشکلی به هیچ عنوان به تمرین ادامه ندهید، چون کوچکترین مشکلی که برای ستون مهره هایتان اتفاق بیفتد، سایر نقاط بدنتان هم در معرض آسیبدیدگی جدی قرار می گیرند.

4) درد قوزک پا حین دویدن

خیلی از دونده ها خیلی به ورزششان متعهد هستند و خیلی برایشان پیش آمده که طی تمریناتشان دچار درد در قسمتی از بدنشان شده باشند. هر زمان که سعی می کنید به اندازه مسافتی که دونده ها می دوند، بدوید، مطمئناً درد جدی برای خودتان ایجاد می کنید.

متاسفانه این به آن معنی هم هست که دونده ها خود را به چنین دردهایی عادت داده اند و خودشان را مجبور می کنند که باوجود این درد به راهشان ادامه دهند، درصورتیکه خیلی از دردهایی که تحمل می کنند، ازجمله دردهای بسیار جدی است که به هیچ وجه نباید نادیده شان انگاشت.

وقتی حین دویدن چنین دردی در پای خود احساس کردید، زمانش رسیده که تردمیل را نگهداشته و به درد قوزکتان رسیدگی کنید. این درد می تواند نشانه کشیدگی قوزک یا رباطهایتان باشد و اگر نادیده گرفته شوند ممکن است باعث شود هفته ها از تمرینتان عقب بمانید.

مفصل قوزک پا تاندون ها و رباط های زیادی در خود دارد به خاطر همین این احتمال خیلی زیاد است که با یک گام اشتباه که برمی دارید صدمه ای به یکی از اینها وارد شود. داشتن یک جفت کفش مناسب و دویدن در سطوح صاف راه خوبی برای پیشگیری از بروز دردهای قوزک پا است اما به طور کامل نمی توان از بروز چنین دردهایی جوگیری کرد. پس وقتی می دوید، به بدنتان گوش دهید و هر زمان که احساس کردید که باید دویدن را متوقف کنید، دست نگهدارید.

5) گرسنگی بیش از حد

برای خیلی از افراد، ساختن بدنشان مهمترین اولویت زندگی است. چه فکرشان شرکت در مسابقات بدنسازی باشد یا صرفاً بخواهند به این و آن پز بدهند که سعی و تلاشهایشان در باشگاه نتیجه بخش بوده است، خودشان را تا حد بیشتر از توانشان جلو می برند تا به اهدافشان برسند.

وقتی عضله ها ساخته شدند، به جایی می رسند که باید شدیداً مراقب رژیم غذاییشان باشند و هر چیزی را نخورند. اگر شما هم در رژیم غذایی خود جدی هستید و چند ماهی است که خورد و خوراک خود را شدیداً محدود کرده اید، واقعاً باید به زبان بدن خود گوش دهید.

گاهی اوقات بعد از رژیم های خیلی سخت، توازن هورمونی بدن برهم می خورد و شما احساس گرسنگی شدید خواهید کرد که به هیچ طریق از بین نمی رود. این وضعیت آشکارا نشان می دهد که بدنتان میخواهد چیزی به شما بگوید و شما باید یک تا دو هفته به خودتان مرخصی بدهید.

کالری های مصرفیتان را دوباره بالا بیاورید و بعد از این دوره دوباره به رژیم سفت و سخت سابقتان برگردید. اینبار متوجه خواهید شد که وقتی مرخصیتان از رژیم به سر آمد، چربی سوزیتان بسیار شدیدتر از قبل ادامه می یابد.

6) احساس سرگیجه

درد دیگری که موقه تمرین نباید نادیده بگیرید، احساس سرگیجه است. این مشکل بیشتر زمانی اتفاق می افتد که در حرکتی تا نیمه خم هستید و دوباره به وضعیت ایستاده برمی گردید. بااینکه در خیلی افراد سرگیجه انتظار می رود—اگر موضوعی همیشگی برایتان باشد—خیلی خوب است که فشارخونتان را اندازه گیری کنید چون ممکن است این نشانه ای از مشکل فشارخون باشد.

بااینکه خیلی ها باید مراقب باشند فشارخونشان بالا نرود، شما اگر دچار چنین مشکلی شدید، احتمالاً فشارخونتان پایین آمده است. باتوجه به خطری که احساس سرگیجه می تواند در پرس های بالای سر برایتان ایجاد کند، باید حتماً دقت و توجه کافی به این مشکل داشته باشید.

یک کاری که باید بکنید این است که مقدر کافی نمک در رژیمتان مصرف کنید. بااینکه نباید در مصرف نمک زیاده روی هم بکنید، اما مصرف به اندازه آن را نباید فراموش کنید. پس تازمانی که کاملاً سالم باشید و هیچ مشکل سلامتی خاصی هم نداشته باشید، کمی مصرف اضافه تر نمک برای شما که فعالیت فیزیکی بالایی دارد می تواند مفید باشد، چون با عرق کردن حین تمرین این نمک ها دفع خواهند شد.

به خاطر داشته باشید که مطالبی که گفتیم نباید برایتان پاسخ کامل باشد و اگر این مشکل مداوماً برایتان اتفاق افتاد حتماً باید به دنبال پزشکی مجرب برای تشخیص مشکل خود بروید.

7) درد ساق پا

درد و ورم ساق پا یکی دیگر از مشکلات متداول در ورزش دو می باشد که به خاطر اعمال فشار مداوم بر استخوان درشت نی ایجاد می شود. بااینکه خیلی از دردهای ساق ممکن است به خاطر کار کشیدن بیش از حد از پا باشد و بعد از چند روز دوباره سلامت شود، اما اگر از مشکل درد و ورم ساق پا مزمن رنج می برید باید حتماً دوره ریکاوری را به طور کامل طی کنید.

اگر می بینید که این مشکلتان بیشتر از دو هفته است که ادامه پیدا کرده است، حتماً به دنبال یک پزشک متخصص ورزشی رفته و درمان را جویا شوید.

8) خستگی مفرط و مداوم

و آخرین نوع درد که به شما معرفی می کنیم، خستگی است، آنهم خستگی که به هیچ طریق از بین نمی رود. هرچه خوابتان را بیشتر می کنید، تغذیه تان را متعادل تر می کنید، چند روز مرخصی می گیرید و استراحت می کنید و هر کاری که می کنید این خستگی بهتر نمی شود که نمی شود. این می تواند نشانه بارزی از تمرین زدگی باشد.

خیلی از آقایون عادت دارند که با درد مداوماً کنار بیایند و باوجود آن به فعالیتشان ادامه دهند، درمورد شدت و حجم تمرین هم وضع به همین منوال است.

اگر می بینید که انگیزه و اشتیاق کمتری برای سایر جوانب زندگیتان که سابقاً از آن لذت میبردید، به جز تمرین، دارید می تواند نشانه ای از تمرین زدگی باشد. اما اگر خیلی وقت است که از باشگاه به خودتان مرخصی نداده اید و در چند وقت گذشته هم پیشرفتی در کارتان مشاهده نکرده اید، حتماً زمان استراحتتان رسیده است. تمرین زدگی، برحسب شدت آن، ممکن است از دو هفته تا چند ماه طول بکشد تا درمان شود. به همین دلیل است که اگر می خواهید خیلی از تمریناتتان عقب نمانید، باید توجه خاصی به این مشکل داشته باشید.

مقابله با دردها

به هیج عنوان نسبت به هیچکدام از این دردها بی توجه نباشید. وقتی می خواهید فراتر از توانتان از خودتان کار بکشید، داشتن آستانه درد بالا چیز خوبی است اما اگر از دردهایی که می تواند واقعاً به شما صدمه بزند، مطلع نباشید، ممکن است خودتان را در معرض مشکلات بسیار جدی و بزرگی قرار دهید.
منبع: مردمان

■□~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~□■

یک زندگی همه چیز تمام داشته باشید

برای ایجاد یک تغییر ماندگار در زندگی، باید هم به جنبه های بیرونی و هم درونی کاری که برای ایجاد یک تجربه رضایت بخش تر در زندگی لازم است، توجه داشت. برای اینکه از زندگی نهایت استفاده را ببریم، رویکردمان نسبت به ارزیابی که از وضعیت فعلیمان داریم باید رویکردی جامع باشد و در قسمت هایی که رضایت چندانی از سطح تعهدمان نداریم، تغییرات مناسب ایجاد کنیم.

برای ارزیابی خود باید چهار جنبه را در یک برنامه جامع برای رشد و پیشرفت و سلامت خود در آینده مد نظر قرار دهیم: این جنبه ها عبارتند از:

تجربیات درونی شخصی خودمان

رفتارها و ظاهر بدنمان

ارتباطات فرهنگی مان

جامعه و محیط اطرافمان

در زیر به سوالاتی اشاره می کنیم که برای ارزیابی تجربیات درونی شخصی می توانید از خودتان بپرسید:

از نظر احساسی من در چه وضعیتی هستم؟ آیا احساس آرامش می کنم یا اینکه عصبی هستید؟ آیا لازم است از تکنیک ها کاهش استرس استفاده کنم تا استرس زندگیم کمتر شود؟ روحیاتم اخیراً در چه وضعیتی بوده؟ چطور می توانم زندگیم را لذت بخش تر بکنم؟

از نظر ذهنی و فکری در چه وضعیتی هستم؟ آیا نسبت به کارهایی که اخیراً انجام می دادم، انگیزه ذهنی دارم؟ آیا فراموشکار شده ام و افکارم پریشانند؟ چطور می توانم تمرکز ذهنیم را در زندگی بالاتر ببرم؟

از نظر معنوی در چه وضعیتی هستم؟ آیا ارتباط معنوی معناداری دارم؟ آیا باید فعالیت های معنوی زندگیم را بیشتر کنم؟

در ارزیابی وضعیت ظاهری بدن و رفتارهایتان باید بر چیزهایی که ژنتیکی به شما ارث رسیده، وضعیت بدنتان و همچنین سلامتی عمومیتان توجه کنید. اگر توارث ژنتیکیتان طوری است که شما را در معرض برخی بیماری های خاص قرار می دهد باید بیشتر از حد معمول مراقب خودتان باشید. باید به اندازه کافی استراحت و ورزش داشته باشید، رژیم غذایی متوازنی را دنبال کنید و به مقدار لازم از مایعات استفاده کنید تا در وضع سلامتی خوبی بمانید. نگه داشتن وزنتان در حد نرمال نه تنها باعث می شود که احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید بلکه بسیاری از خطرات سلامتی را هم از شما دور می کند. چکاپ ها پزشکی مداوم هم برای جوانان و هم برای افراد سالخورده توصیه می شود. از خودتان بپرسید چطور می توانید با ایجاد برخی تغییرات در الگوهای رفتاریتان، سلامت بدنتان را ارتقاء دهید.

ارتباطات ما با دیگران حس تعلق و حمایت در سختی ها زندگی به ما می دهد. برای این منظور باید ارتباطاتمان را با خانواده، عزیزان، دوستان، آشنایان، همکاران و دیگران بسنجیم. خیلی از افراد انرژیمان را می گیرند اما خیلی ها هم به ما انرژی می دهند. باید یاد بگیریم دقتمان را بیشتر با آنهایی بگذرانیم که به ما انرژی می دهند و تا می توانیم زمان کمتری را در کنار کسانی باشیم که انرژیمان را هدر می دهند. از خودتان بپرسید برای ارتقای روابطتان با آنهایی که فکر می کنید نادیده شان گرفته اید در چند روز آینده چه باید بکنید؟ چطور می توانید ارتباطاتتان را زنده تر و رضایت بخش تر بکنید؟

و در آخر محیط اطرافمان که آن هم عامل بسیار مهمی در ایجاد یک زندگی جامع و کامل برای ماست. از خودتان بپرسید که با محیط اطرافتان چطور برخورد می کنید؟ آیا برای حفظ امنیت و سلامت آن هر چه در توانتان باشد انجام می دهید؟ آیا در خانه، جامعه، در شهر یا کشورمان، و به طور کل در همه جای دنیا برای محیط اطرافمان ارزش قائل هستیم؟ آیا از تکنولوژی به نحو احسن استفاده می کنیم؟ برای زیباتر کردن دنیای اطرافمان چه می توانیم بکنیم؟

اعتقادات ما قدرت زیادی در تعیین احساس و عمل ما دارد. دستگاه اعتقادی ما هرچه امیدوارتر، مثبت تر و خوشبین تر باشد، احساس انرژی و لذت بیشتری در زندگی خواهیم داشت و فرصت های بیشتری برای ایجاد زندگی که دوست داریم در اختیارمان خواهد بود.
منبع: مردمان

■□~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~□■

14 راه برای لذیذ نمودن موادغذایی

سبزیجات با برگ های سبز تیره کلم بروکسل، کلم پیچ، اسفناچ و سایر سبزیجاتی که برگ های سبز تیره دارند حاوی مواد گیاشیمی مهمی هستند که طبق گفته های دکتر الیزابت جانسون، متخصص آزمایشگاه تغذیه معدی-روده ای در تافتز (Tufts) می تواند از کوری ناشی از بالا رفتن سن جلوگیری کند. این نوع سبزیجات همچنین سرشار از ویتامین A و C، فیبر، فولات و منیزیم هم می باشند.


نکات آشپزی زیر را برای پخت این نوع سبزیجات امتحان کنید:


برای شیرین کردن مزه از کلم بروکسل های کوچک و روشن تر استفاده کنید. کمی هم ساقه کرفس به غذا اضافه کنید تا بوی کلم گرفته شود.
برای بهتر کردن مزه کلم بروکسل یا کلم پیچ می توانید کمی چاشنی لیمو-فلفل یا پنیر پارمسان رنده شده به آن اضافه کنید.
ساقه های سفت کلم پیچ را جدا کنید و فقط برگ های نرم آنرا بخورید. خیلی راحت می توانید کلم پیچ را همراه با سایر سبزیجات در سالاد استفاده کنید یا کمی کلم پیچ خردشده به سوپ مورد علاقه تان اضافه کنید.
سبزیجات نرمی مثل برگ چغندر یا اسفناچ وقتی پژمرده تر باشند، خوشمزه تر می شوند. آنها را با آب سرد خوب بشویید، بعد همه را در یک قابلمه بزرگ ریخته و 3 تا 5 دقیقه با حرارت متوسط بجوشانید. بعد آب آن را کامل گرفته و خرد کنید. سپس به همراه سیر خردشده، پنیر پارمسان، زنجبیل تازه یا پیاز خرد شده سرخ کنید.
سبزیجات تلخ تر مثل کلم پیچ یا سبزیجات خردل مزه قوی تری دارند. پس به جای دور ریختن این نوع سبزیجات، آنها را 8 تا 12 دقیقه بپزید تا مزه دلپذیرتری پیدا کنند. برای آنها می توانید از چاشنی ابلیمو، سیر، فلفل قرمز، یا سس گوجه فرنگی و سرکه استفاده کنید.
سبزیجات تازه را جایگزین سبزیجات خردشده فریزری کنید و آنها را به سوپ و سالاد اضافه کنید.


سویا


به نظر می رسد که این روزها همه جای دنیا تبلیغات در جهت فواید غذایی سویا شایع است. انجمن قلب در امریکا، اخیراً به مصرف 25 گرم پروتئین سویا در روز توصیه کرده است و عقیده دارد برای کاهش خطر احتمال ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی، این ماده غذایی را باید بخشی از رژیم غذایی خود درآورید. نکات زیر را برای استفاده از این ماده غذایی مفید در غذاهای هر روزتان به کار گیرید.


در همبرگر، کوفته، سس اسپاگتی و ماکارونی یا لازانیا، نیمی از گوشت مصرفیتان را با پروتئین سویا جایگزین کنید. ابتدا پروتئین سویا را با مایعی تشکیل شده از سوس گوجه فرنگی و شیر مخلوط کنید که مزه بهتری پیدا کند و بعد آنرا با مابقی گوشتتان مخلوط کنید. مطمئن باشید هیچکس تفاوت آن را نخواهد فهمید.
به جای شیرهای معمولی، یکبار هم شیر سویا را امتحان کنید. میوه یا آبمیوه مورد علاقه خود را به همراه کمی عسل یا شیره افرا برای شیرین تر کردن آن به شیرسویا اضافه کنید و خواهید دید که در کمتر از یک دقیقه نوشیدنی فوق العاده خوشمزه و سالم خواهید داشت.
برای تنقلات از آجیل سویا مه شبیه به بادام زمینی است استفاده کنید. می توانید این آجیل را به میکس آجیل خود، سیریال صبحانه تان یا حتی چوب شور یا شکلات خود اضافه کنید.


حبوبات


حبوبات که شامل عدس، نخود، لوبیا قرمز و لوبیا چشم بلبلی می شود، منبع بسیار عالی از فیبر هستند و می تواند به کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی کمک کند. اگر خوراک لوبیا چندان راضیتان نمی کند، از ایده های زیر استفاده کنید:


برای بالا بردن سرعت و تسهیل استفاده می توانید از کنسرو این حبوبات استفاده کنید. فقط کایف است آن را زیر آب سرد بگیرید و قبل از اضافه کردن به غذا آن را آبگیری کنید.
آش و سوپ هایی انتخاب کنید که حاوی حبوبات باشد. سوپ عدس، آش رشته یا سوپ لوبیا و ماکارونی انتخاب های بسیار خوبی هستند.
لوبیا پخته را با کمی سس تورتیلا، مرغ، سبزیجات، سالسا و پنیر مخلوط کنید و غذایی فوق العاده خوشمزه خواهید داشت. برای خوشمزه تر کردن لوبیا چشم بلبلی هم می توانید موقع استفاده کمی سس سالسا تند به آن اضافه کنید.
به غذاهایی که معمولاً می خورید، حبوبات اضافه کنید. عدس پلو، اضافه کردن نخود به سالاد و لوبیا قرمز به سس ماکارونی انتخاب های بسیار خوبی است

منبع: مردمان

■□~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~□■

7 راه موفقیت در تمام مراحل کاری

هرچه در کارتان باتجربه تر و متخصص تر می شوید برای رسیدن به موفقیت به علم، مهارت و استعداد نیاز دارید.

مرحله اول (خود)

وقتی اولین کارتان را به دست می آورید، اولین چیزی که از شما انتظار می رود مهارت های تکنیکی، درک خوب از تئوری و اصول حیطه کارتان است. از شما انتظار می رود دستورالعمل ها را به درستی و با اطمینان اجرا کنید.

خیلی زود در کارتان تکنیکی می شوید و علم زیادی در حیطه کارتان پیدا میکنید. متخصصی می شوید که فارغ التحصیلان جدید می توانند به خوبی از شما راهنمایی بگیرند و برای همکارانتان هم مشاور خوبی خواهید بود.

مرحله دوم (ابزارها)

بعد از چند سال کم کم راه های بهتری برای انجام فعالیت هایتان پیدا می کنید. هدفتان انجام کار بیشتر، در مدت زمان کمتر و با تلاش کمتر خواهد بود. شما جوان، پرانرژی، و بسیار مشتاق به کار هستید. دیگر از کارهای تکراری و یکنواخت خسته خواهید شد.

از اینرو یا ابزارهای لازم برای آنرا خودتان می سازی و یا از ابزارهای موجود در بازار استفاده می کنید. درنتیجه دانش ابزارآلات موجود، طریقه استفاده و ماهر شدن در آنها بخش بسیار مهمی از لیست مهارت های شما خواهد شد.

مرحله سوم (مردم)

وقتی مهارت های تکنیکی در حیطه کارتان به دست آوردید و در استفاده از ابزارآلات هم ماهر شدید، عملکردتان بسیار بهتر از همکارانتان خواهد شد. از اینرو شرکتی که برای آن کار می کنید، تصمیم می گیرد که شما را به کادر مدیریت ارتقاء درجه دهد. شما دیگر یک مدیر پروژه خواهید بود.

در برخی شرکت ها دو خط پیشرفت کاری وجود دارد، یکی نردبان مهارت تکنیکی است و دیگری نردبان مدیریت. ممکن است مسئولیت مدیریت پروژه را قبول نکنید و دوست داشته باشید که سِمَت متخصص فنی یا مشاور فنی را به دست آورید.

انتخابتان هرچه که باشد در این مرحله کارتان خواهید دید که همکارانتان که مهارت های مدیریتی بالاتری دارند، پاداش بیشتر، ترفیع سریعتر و حقوق بیشتری عایدشان می شود. درنتیجه در مرحله سوم شما چه مستقیماً مسئول بازده کاری یک تیم هستید یا مشاور و راهنمای پروژه های مختلفید، نیاز به مهارت های مدیریتی دارید.

پرورش روابط میان فردی، مذاکره، انگیزه، مربی گری و راهنمایی افراد تازه کار مستقیماً بعنوان یک مدیر پروژه یا ضمنی بعنوان متخصص فنی مهمترین نیاز این زمان شماست. با موفقیت در این جوانب بسیار موثرتر و کارامدتر خواهید شد و با سرعت و تلاش بیشتری به سمت موفقیت حرکت می کنید.

مرحله چهارم (مشتری)

یکی از مهمترین روابط و انتظارات که با آن روبه رو خواهید بود درمورد مشتری هایتان است.

مشتری دیگری که انتظارات و روابط او باید در ذهنتان باشد، مدیر کل تان، همکاران و سوپروایزرهای او هستند. این مشتری های مهم چه فکری درمورد شما می کنند؟ آیا منبع باارزشی برای آنها به حساب می آیید؟

متوجه خواهید شد که در زندگی فردی که مشتریانش را خوشحال و راضی نگه می دارد شناخت بیشتری پیدا می کند و سریعتر در کارش ترفیع می گیرد.

مرحله پنجم (ابزارها و تکنیک های PM، اصول و روش پردازش)

این روزها با تاکید بر کیفیت تحویلات هر کمپانی از تعداد زیادی ابزار و تکنیک های مدیریت پروژه استفاده می کند تا به بازده بیشتر و پایدارتری برسد. شما باید بتوانید در این ابزارها و تکنیک ها استاد شوید تا اطلاعاتی که مدیر کل تان نیاز دارد را فراهم کنید.

علاوه بر این باید درصدد راه هایی برای ارتقاء فرایند و بالا بردن بازده باشید. باید مطمئن شوید که همه کارکنان از اهمیت ارتقاء فرایندها آگاهند. همکار روبه رویی شماست که دقیقاً می داند چطور می تواند کاری را بهتر انجام دهد.

مرحله ششم (تیم های کارکردی، پروژه های پیچیده بزرگ)

وقتی تیم های کارکردی را مدیریت می کنید به چیزی بیش از مهارت های مردمی، پروژه و ابزار نیاز دارید. شما به حمایت بسیار زیادی از طرف فرهنگ و طریقه کار شرکت نیاز دارید. فرهنگ تعاونی شرط لازم برای موفقیت چنین تیم هایی است. سیاست قرض گرفتن منابع خطراتی برای موفقیت پروژه ها خواهد بود.

در کار کردن با پروژه های پیچیده بزرگ نیاز به مهارت های مذاکره ای و انگیزشی، ارتباطی و تشویقی به میزان بالاتری دارید. باید مراقب خطرات احتمالی و مهارت های گزارشی باشید و اطمینان یابید که عملکردهای لازم انجام گیرد. برای پروژه های بزرگ، مسئله سوددهی باید دقیق تر بررسی شود. آیا سازمان ابزارهای لازم برای انجام آن را دارد؟ درغیر اینصورت باید بتوانید مقیاس ها و نقطه های بازرسی را تعریف کنید تا پروژه های بزرگ و پیچیده از نظر مالی سوددهی داشته باشند.

مرحله هفتم ( مدیریت واحد تجارت)

درست مثل مورد پروژه های بزرگ و پیچیده، شما بعنوان مدیر واحد تجرتی شرکت باید مراقب حاشیه سود باشید. شرکت دستاوردهای بلند و کوتاه مدن و اهداف واحد تجارتی را به یاد داشته باشید. باید بدانید که چطور آنها را خودتان با در نظر گرفتن وضعیت بازار، مشتری های کنونی و احتمالی، قدرت و ضعف تیمتان تعریف کنید.

بازار مدام در تغییر است. وجود تغییر تنها چیزی است که تغییر نمی کند. مشتری ها می آیند و می روند و پروژه های آنها نیازمند تغییر است. تکنولوژی تغییر می کند و این نیز روی پروژه های شما تاثیر می گذارد. تحقق نیازهای تیم باید از قبل برنامه ریزی شود تا پروژه های خوب را فقط به خاطر نبود مهارت انسانی از دست ندهید.

بنابراین به عنوان مدیر واحد بازرگانی شرکت شما شروع به بررسی مسیر حرکت شرکت می کنید.

اینها 7 مرحله اصلی دانش و مهارت هستند که باید در آنها خبره شوید. بااستفاده از راهکارهایی که در این مقاله ذکر شد و استفاده از توانایی ها و مهارت های خود می توانید همیشه در کارتان اول باشید.
منبع: مردمان

■□~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~□■